تاریخ : 17/ارديبهشت/1397 - 15:28
کد خبر : 6366
سرویس خبری : تلویزیون
 

این زن در جمع مردانه چه می کند؟!

تحلیلی خودمانی از چالش «قضاوت اشتاین ‌هاوس» برای مدیران تلویزیون

این زن در جمع مردانه چه می کند؟!

آینه نیوز: اگر پیشتر تن «صدا و سیما» هر چند سال یک بار و زمان قرعه کشی جام جهانی در دوره ای که «ایران» هم سهمی از گوی های طلایی داشت، می لرزید حالا هر چند هفته یک بار هراس از مواجهه با اتفاقی ناگوار مدیران تلویزیونی را به اندازه ی زلزله ای چند ریشتری می لرزاند. کافی است سفری به فضای مجازی داشته باشند و حتی صفحه یک امروز رسانه های مکتوب را مرور کنند تا آوار اتفاق را تخمین بزنند.

آینه نیوز- مرتضی اسماعیل دوست: اگر پیشتر تن «صدا و سیما» هر چند سال یک بار و زمان قرعه کشی جام جهانی در دوره ای که «ایران» هم سهمی از گوی های طلایی داشت، می لرزید حالا هر چند هفته یک بار هراس از مواجهه با اتفاقی ناگوار مدیران تلویزیونی را به اندازه ی زلزله ای چند ریشتری می لرزاند. کافی است سفری به فضای مجازی داشته باشند و حتی صفحه یک امروز رسانه های مکتوب را مرور کنند تا آوار اتفاق را تخمین بزنند.

به گزارش آینه نیوز، باز هم پای یک زن در میان است. زنی سختکوش که نه دنبال ژن خوب آریایی رفت و نه به واسطه سفره اجدادی، ارباب روزگار شد. داوری که پله پله موفقیت ها را از بوندس لیگای 2 پیمود تا اولین زن تاریخ فوتبال جهان نام بگیرد که در بالاترین سطح لیگ حرفه ای، قاضی عملکرد 22 مرد گردن کلفت شده است. میهمان ناخوانده در منزل «جام جم» که خواب مدیران تلویزیون را از شامگاهی آرام به شبی پُر از تشویش برای تیترهای تند فردا تبدیل کرد.

 «اشتاین ‌هاوس»ی که از قضاوت در بالاترین سطح لیگ فوتبال زنان، از یک بازی مردانه سر درآورد. زنی که فحاشی هواداران گلادباخ تا طعنه احتمالی برخی از مردان ایرانی! را برای مطرح شدن به جان خریده است. داوری با همان حساسیت های زنانه که حتی وقتی به عنوان نفر چهارم کنار زمین می ایستد، «پپ گواردیولا»ی موجه و باوقار را هم شاکی می سازد. زنی که می خواهد شکوه مردانه و ظرافت زنانه را به شکلی توامان در یک بازی 90 دقیقه ای حاکم سازد. با چیدمانی از تندخویی و لبخند و حتی در مواجهه با «فرانک ریبری» که چهره اش یادآور منفی ترین نقش های سینمایی است اما وقتی در برابر استحکام نگاه «اشتاین هاوس» قرار می گیرد، چاره ای ندارد که چهره عوض کرده و تن به شوخی دهد. زنی که بیش از «اینفانتینو»ی رئیس و هر داور مذکری، دل به تکنولوژی «کمک داور ویدئویی» بسته است و در زمانه ای که معنای «قضاوت» هر روز به شکلی متمایز درمی آید، «عدالت» برایش مهم ترین اصل است و ابائی ندارد که برای ماندن پای قضاوتش، از سوی هواداران افراطی فوتبال، برچسب «فاحشه بودن» بخورد.

 اگر باواریایی ها در سرزمین ژرمن آقایی می کنند، در میانه میدان زنی است که با نگاهی نافذ، انبوه مخاطبان را از درون استادیوم های پُرآشوب آلمان تا قلب هواداران فوتبال پای گیرنده های تلویزیون به تسخیر درمی آورد؛ مخاطبانی که به جای پای داور، چشم چران یک توپ کوچک و زیبا هستند، اما غیرفوتبالی هایی در این عرصه حضور دارند که تفکری دیگر در پستوی نگاهشان می گذرد پس باید از این جای داستان را به شکلی دیگر روایت کرد؛ فضایی کمیک همانند آن چه این روزها در حوزه های مختلف با آن مواجه هستیم. هر چند نوع تعامل مخاطبان با مساله ای مهم چون «شوخی» در این سرزمین همچنان مغفول مانده است.

به گزارش آینه نیوز، هیچ گاه به فکر دست اندرکاران فدراسیون فوتبال آلمان خطور نمی کرد که با قرار دادن نام بانو اشتاین ‌هاوس در لیست داوران بوندس لیگا، رسانه ملی کشوری را با چالشی جدی روبرو سازند تا باز هم دست به دامن حربه ای تازه شوند. مواجهه ای متفاوت که نه می توان با بریدن سکانس یا رتوش کردن تصاویر همچون فیلم های سینمایی به جنگش رفت و نه می توان همچون بانوان بخت برگشته ترکمنی، زانویشان را در رسانه صدا و سیما به دست تیغ جراحی سپرد. پس اولین قضاوت جدیِ اولین داور زن فوتبال حرفه ای مردان براساس خرد جمعی اهالی تلویزیون، تنها می توانست یک راهکار داشته باشد که پیشتر هم در مواردی مشابه برای سکوها جواب داده بود و آن دل سپردن به تصاویر دلنشین «لحظات حساس بازی» است. لحظاتی حساس که مانع از بروز حساسیت های دیگر می شود و خوشبختانه بازی شاگردان هاینکس با بزهای سربریده انقدر پُرگل و مهیج بود تا امکان عملی ساختن ترفند تلویزیونی ها را فراهم سازد. از سویی شانس رسانه ملی وقتی تبدیل به گُل شد که سن رشد داور زن آلمانی با ایام آقایی فوتبالیست های ایرانی در بوندس لیگا تقارن ندارد.

حالا بعد از رونمایی از خلاقیت رسانه ملی در تغییر لوگوی باشگاه «رم» آن هم در حالی که مدیران ناکارآمد این باشگاه قدیمی، به فکر زراندوزی و مسائل شخصی بودند و فکری به حال دکوراسیون این سرمایه بین المللی نشان نمی دادند و در حالی که انواع تحولات جهان معاصر را می توان با کمی خردورزی و با نیروی ممیزی حل کرد، برخی از مخاطبان مستطیل سبز در فکر فردا هستند. فردایی که باز یکی از طرفین مجادله ی درون زمین، تیم های پُرطرفداری چون «بایرن مونیخ» و «بورسیا دورتموند» باشد و قاضی میدان هم زنی که روزی افسر پلیس بود و امروز سودای سوت زدن از نوعی دیگر دارد. «اشتاین ‌هاوس»ی که همچنان در حال رشد است و بعید نیست روزی پایش به قضاوت های بسیار مهم تر جهانی باز شود و آن جا است که صدا و سیما وارد چالشی جدی تر از «فرناندا» و «ماریا» و «رم» خواهد شد و «چالش اشتاین» مساله ای مهم برای تلویزیون عریض و طویل مان می شود؛ آن هم در برابر چشم های متفاوتی که در فضای مجازی در انتظار رخدادها نشسته اند. همان گونه که همین امروز فضای رسانه ای فراتر از ارقام درشت نرخ دلار و تلگرام فنا شده، حول و حوش یک بانوی آلمانی است که حسابی لج مردان بوندس لیگایی را درآورده است و همین قاضی زن، حتی حواس فوتبالی ها را انقدر پرت کرده که چندان به فکر فردای بی «کی روش» بودن نیستند؛ فردایی که باز چشمک ها حاکم روزگار می شوند و «علی» می ماند و «رفقا» برای سکانداری معرکه!