تاریخ : 18/دي/1396 - 13:52
کد خبر : 5397
سرویس خبری : تئاتر
 

نمایشنامه «مکبث» در چنگ «لیدی» است

گفت و گو و نقد پیرامون نمایش «مکبث داستان اسباب بازی‌ها و قاعده ی مرگ، خنده، اشک» همراه با «شیما حسن زاده»؛ کارگردان نمایش

نمایشنامه «مکبث» در چنگ «لیدی» است

آینه نیوز: «مکبث»؛ اثر شگرف شکپسیر، تفاسیر مختلف و مسیرهای فرمی متفاوتی را برای بازنمایی امکان می سازد. راهی که یک سر درازش به روانشناسی نظر دارد و با رویکردی فرویدی، گزاره «فقدان» را بروز می دهد؛ عقیم ماندگی جسمانیت که روح را ذره ذره تسخیر خود می سازد و وجه تاریک وجود را به رنگ خون نمایان می سازد. «خون»ی که گریز از آن نتوان چرا که قطراتش در رگ های اندامی جاه طلب رسوخ یافته و فرسایش روح را به شمایل جنون آمیزی درآورده است...

سرویس تئاتر «آینه نیوز»- مرتضی اسماعیل دوست: از «اورسن ولز» بزرگ تا «رومن پولانسکی» ارادتمندِ جنون و از برداشت آزاد کوروساوا در «سریر خون» تا حوالی همین سال های اخیر با «جاستین کورزل» همراه «مکبث» در سینما بودیم و در تئاتر و نقاشی نیز برداشت ها از چنین اثر بال گستری فراوان بوده است. و این قصه سر دراز دارد چرا که طی اشکال و در هنرهای مختلف با نگاه هایی متمایز و مدرن همچنان تبلور می نماید تا مغز پیچیده ی قلم شکسپیر به دست جراحانِ هنرمند، تحلیل و تاویل دوباره بیابد و رازهای نگاه نویسنده از دریچه ای تازه شکفته گردد.

 در روزهایی که دعوت از سلبریتی ها راهی آسان برای جذب مشتریان در بسیاری از تماشاخانه ها است، می توان در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان همراه اثری شد که با همه مزایا و کاستی هایش در پی گام نهادن زیر سایه ی بلند «شکسپیر» است.

به گزارش آینه نیوز، ترجمه و بازنمایی خشونت از طریق نظام نشانه ها و نمایش چهره ای روان پریش، نگاه هایی چند وجهی را برای نمایشنامه «مکبث» و شخصیت هایش می طلبد. «شیما حسن زاده»؛ کارگردان نمایشِ در حال اجرای «مکبث داستان اسباب بازی ها و قاعده ی مرگ، خنده، اشک» طی گفت و گو با «آینه نیوز» در خصوص چرایی انتخاب متنی از نویسنده ای والامقام عنوان کرد: «علاقه خیلی زیادی به آثار شکسپیر دارم و در سال 93 برای ارائه پایان نامه کارشناسی ام در رشته تئاتر دوست داشتم متنی از شکسپیر را کار کنم و یکی از دوستانم علاقه داشت به شکل عروسکی کار کنیم و به این نتیجه رسیدم که متن مکبث را به شکل عروسکی اجرا کنم و در نهایت به آقای مولویان سپردم که اقتباس مورد نظرم را از مکبث انجام دهد. از خردادماه هم تمرینات مان را برای به اجرا بردن کار شروع کردیم و با کمک بچه ها سعی کردیم اجرایی آبرومندانه داشته باشیم.»

اثر شگرف شکپسیر، تفاسیر مختلف و مسیرهای فرمی متفاوتی را برای بازنمایی امکان می سازد. راهی که یک سر درازش به روانشناسی نظر دارد و با رویکردی فرویدی، گزاره «فقدان» را بروز می دهد؛ عقیم ماندگی جسمانیت که روح را ذره ذره تسخیر خود می سازد و وجه تاریک وجود را به رنگ خون نمایان می سازد. «خون»ی که گریز از آن نتوان چرا که قطراتش در رگ های اندامی جاه طلب رسوخ یافته و فرسایش روح را به شمایل جنون آمیزی درآورده است.

کارگردان «مکبث داستان اسباب بازی ها و قاعده ی مرگ، خنده، اشک» در طراحی صحنه با انتخاب پرده ای حایل، جداافکنی درون و برون شخصیت را رقم زده و با جان دادن به اشیاء از طریق عروسک و ماسک و نیز توجه به انتخاب چهره ای متناسب برای ایفای نقش «لیدی مکبث» با آن صورت و چشمان کشیده ی بازیگر، اسباب نمایش جنون را روی صحنه فراهم می سازد، هر چند وجه جسمانی رابطه ی مخدوش میان شخصیت ها همپا با بُعد روحی عقیم مانده گام برنمی دارد و هویت جنسیِ به فنارفته در نمایش «مکبث......» نمایان نمی گردد.

 اگر چه محدودیت هایی برای نمایش اغواگری های زنانه توسط کارگردان اثر می توان کنار گذاشت اما برجسته نمایی حضور زنان از روح نمایشنامه تا صحن تماشا را در نگاه «شیما حسن زاده» می توان جست. کارگردان «مکبث...» ضمن تاکید بر عدم گرایش فمینیستی در نگره اش، از وجوه زنانه اثرش دفاع می کند: «من فمینیست نیستم اما اعتقاد به نقش برجسته زنان در تاریخ و در اتفاقات مختلف دارم. از نگاه من نمایشنامه «مکبث» در چنگ «لیدی» است و این زن است که قدرت خود را نمایان می کند.»

این کارگردان جوان ضمن عنوان این که اثر بعدی اش باز براساس یکی از متون شکسپیر خواهد بود، درباره ویژگی برداشتی عروسکی از «مکبث»، به «آینه نیوز» گفت: «عروسک به توهم شخصیت ها خیلی کمک می کند. من در اجرا با استفاده از به کارگیری ماسک برای «لیدی» بخش پنهان شخصیتش را بروز دادم، همانطور که خیلی از آدم های جامعه در مکان های مختلف با استفاده از نقابی که به صورت می زنند شکل دیگری از چهره خود را نشان می دهند. از این نظر ماسک های شخصیت ها براساس دیدگاه «لیدی» و از زاویه نگاه او در نظر گرفته شد.»

خواهران جادو در عین پیشگویی فردا، اشاره به دو نیمه از نگاهی پراکنده دارند و نظرگاهی به تفسیر فروید از آثار شکسپیر را برملا می سازند. در عین حال تکثیر ذرات روحی افسونگر و افسون یافته را در اثر هویدا می کنند. نمایشنامه «مکبث» که پیش از این هم در آثاری چون «نیمروز اسکاتلند» به کارگردانی ندا هنگامی و «مکبث» رضا ثروتی مورد خوانشی فرمالیستی در اجرا رسیده بود، در «مکبث داستان اسباب بازی ها و قاعده ی مرگ، خنده، اشک» همه نور و سایه هایش را بر چهره هزار سودای «لیدی مکبث» می افکند. «شیما حسن زاده» عنوان می کند: «نکته مهم در نمایش ما این است که جدا از محور بودن شخصیت زن و تاکید بر وجوه زنانه اثر و در نحوه دیالوگ ها، بیشترین تعداد بازیگران نمایش ما را خانم ها تشکیل می دهند. به هر حال اگر چه به متن وفادار بودم اما دوست داشتم نگاه زنانه ام در اجرا غالب باشد. طراحی صحنه را هم که خودم انجام دادم، سعی کردم بخش های مختلفی از اندام و تفکر شخصیت ها را در نظر بگیرم. در طراحی صحنه بیشتر نمایش توهم شخصیت ها برایم مهم بود اگر چه در طراحی اولیه ام، استفاده از یک تخت خواب برای نمایش روابط میان شخصیت ها و پیشبرد داستان را در نظر داشتم که این مساله به دلیل محدودیت سالن امکان اجرایی پیدا نکرد.»

خوابگردی های جنون زده ی «لیدی مکبث» را سر ایستادن و رسیدن به قرار خواب نیست؛ همچنان که رنگ خون روی دیوارهای روزگاران به دست قدرت طلبان پابرجاست و برای نفس آدمیان، مرگ روز و شرح نقصان به همراه دارد. به قول سیدعلی صالحی؛ «بو بکشید! ببینید! این وحشت مطلق است که می وزد...»