تاریخ : 29/آذر/1396 - 21:04
کد خبر : 5256
سرویس خبری : موسیقی
 

از ساعت کش آمده ی «یلدا» تا سلام «بهار»

با «کودکانه»ی «فرهاد» سری به خانه ی خاطره ها باید زد+ فیلم

از ساعت کش آمده ی «یلدا» تا سلام «بهار»

آینه نیوز: خاطره ی زمستان از ساعت کش آمده ی «یلدا» تا روزهای فرا رسیدن سلام «بهار» برای چشم ها و دل های ارغوانی همراه با خاطرات زرد و قرمز بسیاری است و ما از زاویه ی نگاه «نیما» دریافتیم که «زردها بی خود قرمز نشده اند.»

آینه نیوز- مرتضی اسماعیل دوست: زمستان پشت پلک دقایق نشسته است تا اسلحه ی زمان را از پاییز تحویل گرفته و نگهبان لحظه های  باقیمانده از نفس های موجوداتی شود که هنوز با طوفان زندگی هم کیش اند و به امید سپیدی برف، انتظار سرما را دوره می کنند تا شاید آدمک برفی هوای خانه ی دلشان را بگیرد و لبخندی به بلندای بهار نثارشان سازد.

خاطره ی زمستان از ساعت کش آمده ی «یلدا» تا روزهای فرا رسیدن سلام «بهار» برای چشم ها و دل های ارغوانی همراه با خاطرات زرد و قرمز بسیاری است و ما از زاویه ی نگاه «نیما» دریافتیم که «زردها بی خود قرمز نشده اند.»

 ترانه سرایان و آواز خوانانی برای چنین زمستانی سرودند و خواندند؛ «اخوان ثالث» با دلی خسته شعری نو- مگر شعر کهنه هم داریم!- از «سلام های بی پاسخ» و «سرهای در گریبان» نوشت، «افشین مقدم» از «تنهایی قلب گلدون» نالید و «مانی رهنما» غربت برف های دورمانده از جاده ها را فریاد زد و پرنده ی بهار را آرزو کرد اما «فرهاد» همیشه ماندگار، بلند قامت ترین خاطره ها را با ترانه ی دلربای «شهیار قنبری» و موسیقی تابناک «اسفندیار منفردزاده» به دل ها ثبت کرد؛ مثلثی که پیشتر تعبیر خواب «مرد تنها» و راز مرگ «جمعه» شده بودند.

اجرای «کودکانه»ی فرهاد نه تنها در گذر زمان رنگ کهنه گی به سیمایش ننشست بلکه صلابتش در میان همه صداهای بی قامتِ این سال ها اعتباری فزاینده یافت و این رمز صدای محترم «فرهاد» بود تا چنان تصویری از «کاغذ رنگی» و «جانماز ترمه ی مادربزرگ» و «عشق یک ستاره ساختن با دولک» بسازد که همچنان دریابیم راز «بوی باغچه» و «بوی حوض» را و نفسی باز کنیم به بلندای «شوق یک خیز بلند از روی بته های نور».

و قامت صدای «مرد تنها» چنان بود که هیچ صدایی خارج از حنجره ی «فرهاد» نتوانست در هیچ سال واپس مانده ای گنجور خاطرمان گردد؛ حتی اگر ترانه سرایش فرسنگ ها دور از حوض نقره ای وطن هوای خواندن «کودکانه»اش را بگیرد. و دیگر گذرهای رفته و نرفته بر «بوی عیدی» همچون امثال صداهای خام و بی بهره ای چون «بنیامین» تنها یک شوخی زشت در این میانه ی چنگ و عود محسوب می شود! چرا که ما از «ترانه» و «موسیقی» طلب بازپس گیری عقربه های کج شده زمانه را داریم و تنها قلم ها و صداهایی پژواک نور و خاطره و روشنی هستند که رمز نی لبک زنی چشم ها را از پس حادثه های ناجوانمردانه دریابند و این مسیر، «فرهاد»هایی چنین نکته دان می طلبد که معنای «قاب خیس پنجره ها» را بدانند و از این معبر تنها می توان صدا و نگاه همزادی چون «فریدون فروغی» همیشه زنده را جست. صدایی که معنای شعر «فروغ» را دانست که «تنها صداست  صدا که جذب ذره های زمان خواهد شد.»

حالا در یلدای گیسو بلند و شب های خاطره در کنار «حافظ شیرین سخن» می توان «کودکانه» را در صدای نازنین فرهاد مهراد جست؛ با همان گرمای جاری در حنجره اش؛ با تامل و مکث نشسته در سبک خواندنش و با حرارتی که از درون نفسی زنده به واژه ها می بخشد و می خواند «با اینا زمستونو سر می کنم» و ما با همینا فردا را باور می کنیم؛ هر چند بهار خواسته هامان دورتر از «بهار» در پیش باشد اما با «کودکانه»ها می شود «خستگی»ها در شود چرا که «موسیقی» در میان همه هنرهای زیبا، زیباترین راه رهایی از گرداب «زندگی» است.

اجرایی از ترانه ماندگار «کودکانه» با صدای همیشه جاوید «فرهاد»