تاریخ : 25/آذر/1396 - 18:45
کد خبر : 5169
سرویس خبری : سینمای ایران
 

روی همین صندلی بنشینید

درباره مستند «ترور سرچشمه» تازه ترین ساخته «محمدحسین مهدویان» به بهانه اکران در «یازدهمین جشنواره سینما حقیقت»

روی همین صندلی بنشینید

آینه نیوز: در یادداشتی که پیش از این درباره یازدهمین جشنواره مستند «سینما حقیقت» به نگارش درآوردم، از عدم توجه بسیاری از فیلمسازان نسبت به «زیبایی شناسی دوربین» سخن رانده شد و رونمایی از تازه ترین ساخته محمد حسین مهدویان در همین جشنواره می تواند نمونه ای از توجه به قابلیت های «دوربین» به مثابه «چشم خلاقه فیلمساز» برای انتقال داده های فکری باشد. در واقع «ترور سرچشمه» پژواک همین نکته ی بس مهم در بهره مندی از ظرفیت های «دوربین» برای انتقال اشکال مختلف «سینما» تحت زبان هایی است که می توان از آن با عنوان کلی «ژانر» یاد کرد؛ فرآیندی زیبایی شناسانه در مدیوم «هنر» که سال ها است نکته ای مغفول مانده نزد فیلمسازان وطنی است.

سرویس سینمایی «آینه نیوز»- مرتضی اسماعیل دوست: در یادداشتی که پیش از این درباره یازدهمین جشنواره مستند «سینما حقیقت» به نگارش درآوردم (اینجا) از عدم توجه بسیاری از فیلمسازان نسبت به «زیبایی شناسی دوربین» سخن رانده شد و رونمایی از تازه ترین ساخته محمد حسین مهدویان در همین جشنواره می تواند نمونه ای از توجه به قابلیت های «دوربین» به مثابه «چشم خلاقه فیلمساز» برای انتقال داده های فکری باشد. در واقع «ترور سرچشمه» پژواک همین نکته ی بس مهم در بهره مندی از ظرفیت های «دوربین» برای انتقال اشکال مختلف «سینما» تحت زبان هایی است که می توان از آن با عنوان کلی «ژانر» یاد کرد؛ فرآیندی زیبایی شناسانه در مدیوم «هنر» که سال ها است نکته ای مغفول مانده نزد فیلمسازان وطنی است.

به گزارش آینه نیوز، «ترور سرچشمه» اگر چه برای افرادی که سال ها است همگام با جریانات سیاسی و تحولات تاریخی پیش رفته اند، نکته تازه ای به همراه ندارد و تمهید به کار رفته درباره جاسازی دوربین به عنوان «تله» ای جهت شکار درونیات مصاحبه شونده پیشتر در آثار مستند خارجی کاربرد یافته و سیستمی تازه عیان شده توسط تیم سازنده ایرانی نیست، اما مهم ترین نکته ای که ساخته جدید «مهدویان» برای سینمای مستند ما به همراه دارد، همان توجه فیلمساز برای نمایش شکلی متفاوت از «بیان سینمایی» است. چنان که «مهدویان» در تجربه ای تازه نسبت به آثار پیشین خود، با اتخاذ رویکردی جست و جوگرایانه در دل تاریخ، شیوه تکراری «گفت و گو» در آثار مستند را تبدیل به امتیازی در ژانر «معمایی- جنایی» کرد. از این رو برخلاف نگاه موجود، «ترور سرچشمه» بیش از آن که یک مستند سیاسی درباره شخصیتی تاریخی در حیات جمهوری اسلامی ایران باشد، فرمی از تحقیق کارآگاهی برای یک پرونده ی مهم سیاسی است. چنان که مهدویان در «ترور سرچشمه» با تدبیری خلاقانه و رویکردی آگاهانه اقدام به بازنمایی تاریخی در خصوص «بررسی پرونده بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی» می کند و با استفاده از قابلیت «دوربین» و طراحی «فضای بازجویی»، پرسش های مغفول مانده تاریخی را درباره مسببان آن فاجعه ی عظیم نمایان می سازد. روشی که در مستند «رزم آرا: یک دوسیه مسکوت» از طریق آرشیوهای تاریخی و موشن گرافیک به کار گرفته می شود. گویی فیلمساز به جای مراجعه صرف به تحقیقات آرشیوی، آستین ها را بالا زده و خود در مقام یک پلیسِ کاونده اقدام به گشودن پرونده ای جنایی پس از غبار سالیان بسیار می کند؛ با جمله ای که در آغاز ورود شخصیت های سیاسی از زبان فیلمسازِ حقیقت جو عنوان می شود که «روی همان صندلی بنشینید»!

رویکرد فرمی «مهدویان» در «ترور سرچشمه» کاملا مطابق با پرونده ای جنایی است که هنوز پس از گذر از سال ها ابهامات و سوال های بسیاری درباره اش وجود دارد و البته این «معمای ناگشوده» در بزنگاه های انتخاباتی بهانه ای به دست جناحی برای زیر سوال بردن جناح مقابل بوده و در همان ایام به یک باره نام های سیاسی از پرونده ای تاریخی به بیرون می افتد! با این حال سیاست اتخاذ شده توسط «مهدویان» با انتخاب افرادی از دسته های مختلف فکری-جناحی دست برخی از افراد آماده برای «مچ گیری سیاسی» را می بندد و البته فیلمساز با همین تاکتیک اتخاذی-می توان عنوان «سیاستمداری» نیز بر آن نهاد!- در تدوین فیلمش حرف مورد نظر خود را هم اعلام می کند؛ قرائتی که در راستای نگاه مورد نظرِ جامعه امروز ایران است و از همین دریچه لازم است قدری از نقد فیلم دور شده و وارد رویکردهای اتخاذ شده توسط برخی از مدیران و فیلمسازان شویم. همان مدیرانی که غایب اتفاقات فرهنگی بوده و یا چشم بیداری برای دریافت حقایق ندارند، اگر در سالن لبریز از تماشاگر «چارسو» در روز پنج شنبه حضور داشتند و تشویق های مداوم حضار را که عمدتا از جوانان و مخاطبانی غیر از اهالی سینما و رسانه بودند، به گوش می گرفتند، تفاوتِ آشکار میان آثار دیکته شده سفارشی با فیلمی در شمایل «ترور سرچشمه» را درمی یافتند. نگارنده از شکل مواجهه ی مردم با تازه ترین ساخته مهدویان که از صف طویلِ بیرون سالن تا کف زدن های داخل سالن بعد از پخش سخنان متفاوت «شهید بهشتی» همراه بود، به یاد اتفاق رخ داده در «زلزله دردآور کرمانشاه» افتاد که افرادی ویژه مورد اعتماد مردم برای رساندن کمک ها شدند و متاسفانه این بی اعتمادی در بدنه بسیاری از حوزه ها من جمله «فرهنگ» قابل ردیابی است؛ از این رو می توان گفت «محمد حسین مهدویان» به واسطه کیفیت و شکل ارائه آثار سیاسی- تاریخی اش تنها فیلمساز مورد وثوق مردم در شرایط اکنون به شمار می آید.

چکیده مطلب فوق در ادامه یادداشت پیشین بر این اصل استوار می باشد که تولید آثاری یک سویه با قرائت هایی از پیش تعیین شده نمی تواند دوای درد «سینمای سیاسی» و مخاطبانی باشد که به راحتی اقدام به پذیرش روایات نمی کنند، از این رو میزان تاثیرگذاری مستند «ترور سرچشمه» و تثبیت توجه مردم به شخصیت مهم سیاسی اش بسیار بیشتر از آثاری چون «قائم مقام»، «آقای دادستان»، «اشرف همزاد شاه»، «ارثیه پدری» و آثاری مشابه است و این مطلب را به عنوان مخاطبی عنوان می کنم که در روزهای برگزاری جشنواره «سینما حقیقت» در بیشتر سانس های تماشا حضور داشته و همواره پیگیر واکنش های مردم در قبال فیلم ها هستم. از این رو لازم است قدری در مخاطب شناسی و زاویه تاثیرگذاری آثار تولیدی نزد سفارش دهندگان تامل صورت گیرد تا به جای افتادن در دام خیال پردازی ها تن به واقعیات داده شود. رویه ای که برخی فیلمسازان در همین جشنواره با هوشمندی از آن تبعیت کرده و با گذر از خط قرمزهای بیهوده، پایی فراتر نهاده و از دل آرشیوهای خاک خورده، حقیقتی گمشده را به چشم ها حواله ساختند و از این رو «رزم آرا: یک دوسیه مسکوت»(احسان عمادی)، «بانو قدس ایران»(مصطفی رزاق کریمی» و «ترور سرچشمه»(محمدحسین مهدویان» در میان «مستندهای سیاسی» از بیشترین اقبال مردمی در یازدهمین جشنواره «سینما حقیقت» برخوردار شدند. بدیهی است که منظور از اقبال تنها به کمیت افراد بازدید کننده معطوف نگردیده و بیشتر جذب افکار متنوع بازدیدکنندگان را نشانه می رود.

به گزارش آینه نیوز، «محمد حسین مهدویان» در «ترور سرچشمه» از طریق تمهید «پنهان سازی دوربین» موجب ایجاد گفت و گوهایی تازه تر و بی واسطه تر میان «گفت و گوکننده» و «گفت و گو شونده» گردید و «تله گذاری» فیلمساز برای یک اتفاق مهم سیاسی موجب ایجاد شمایلی دگرگون نسبت به مرور واقعه شد. بدین مبنا رویکرد «معمایی- پلیسی» مهدویان در «ماجرای نیمروز»، این بار در «ترور سرچشمه» با تمهیدات دوربین و صحنه آرایی و روایت پردازی و چینش وقایع و موسیقی دلهره آور «حبیب خزائی فر» به ژانر «معمایی-جنایی» گرایش یافت. به عبارتی، پنهان کردن دوربین از برابر نگاه گفت و گو شونده، شکل گفت و گوهای مرسوم را به یک «بازجویی» تبدیل ساخت؛ عنوانی که در زبانی نقادانه از سوی برخی از مخاطبان در هنگام پخش مستند «ترور سرچشمه» به گوش رسید و البته باید اشاره داشت که بهترین روشِ گفت و گو برای فیلمی است که می خواهد لباس «ژانر جنایی» به تن کند و از این رو فیلمساز و مخاطبان و افراد گفت و گو شونده با علم به این که بازنمایی واقعه از «منظری سینمایی» رخ می دهد، نباید از عنوان «بازجویی» حساسیت به خرج دهند. اتفاقا می توان بر فیلمساز خرده گرفت که چرا با همان شدت گفت و گو در ابتدای فیلم به راهش ادامه نداد و یا منظری دیگر از شخصیت محوری مستند را نمایان نساخت؛ چرا که براساس توافق بر این مساله که جز معصومین همه شخصیت سیاسی و غیرسیاسی می توانند اشتباهاتی در مسیر زندگی صورت دهند، چه خوب می شود که نمایه های مختلفی از شخصیت ها در آثار تاریخی نمایان گردد. هر چند با توجه به محدودیت های فکری موجود در نزد برخی منتقدان، پذیرش همین مقدار از پیشروی فیلمسازانی چون «مهدویان» هم می تواند قابل ارزش باشد و حتی اتفاق عجیب، پذیرش این فیلمساز از سوی گروه و جناح های مختلف فکری است!

از سویی انتظار بر این می رفت که مهم ترین سرنخ پرونده یعنی «محمدرضا کلاهی» تنها به محدوده فرجام احتمالی سرنوشت وی منتهی نگردد و «ترور سرچشمه» به زندگی چنین شخصیت مرموزی که اطلاعات کمی از سال ها زندگی اش با تغیر هویت ها نمایان است، پیشتازی کند. چرا که فرم ساختاری «ترور سرچشمه» چنین مسیری را می طلبید که در مسیر «واکاوی تاریخی» از منظر «تحقیقات جنایی» گام بردارد، آن هم درباره یکی از چندین پرونده مغفول مانده در حیات تاریخی ایران که «سایه ی ابهام» و «روایت پردازی های مختلف» همچنان بر پیکرش سنگینی می کند و از همین زاویه فیلمساز «ترور سرچشمه» بعد از برخاستن افراد گفت و گوشونده از صندلی بازجویی، همچنان چرخِ ضبط صوت ریلی را در حال حرکت نشان می دهد.

سیستم طراحی شده توسط فیلمساز برای ضبط نگاه های افراد سیاسی یادآور ارادت «مهدویان» برای واقع گرایی بوده و از منظری دل به رویای ژیگا ورتوف در «سینما-چشم»(سینمای مستقیم) دارد. از سویی فیلمساز با برجسته سازی وجه «روشنفکری» شهید سید محمد بهشتی و با ارائه تصاویر آرشیوی مغفول مانده از آن شخصیت اندیشمند، پندار روز جامعه را پی می گیرد و مانیفست خود را بر مبنای جمله ای از «شهید بهشتی» در مناظره تلویزیونی با نورالدین کیانوری؛ شاخص ترین چهره حزب توده برمی گزیند، آن جا که فقیه خوش فکر اعتقاد داشت؛ «باید هر دو سوی جریان فکری امکان ارائه دلایل خود را به شکلی آزادانه داشته باشند و در نهایت این مخاطبان باشند که از میان 2 نوع تفکر به سراغ گزینه مورد نظر بروند.» تفکری که در سال 60 منجر به سلسله گفت و گوهای ایدئولوژیک و سیاسی با مهم ترین شخصیت های منتقد جریان فکری جمهوری اسلامی تحت عنوان «آزادی، هرج و مرج، زورمداری» شد و دقیقا بازگوکننده نگاهی است که در این یادداشت و در خصوص شیوه ساخت آثار سیاسی عنوان گردید و بدیهی است پذیرش این روش کاربردی تنها از سوی افرادی خواهد بود که «توانایی در بازگویی» و «شجاعتِ مواجهه با تفکر مقابل» را داشته باشند.

مهدویان در «ترور سرچشمه» می داند که به گونه ای روایت را سر و سامان دهد که از رخوت به تحرکِ مخاطب در پیگیری اتفاقی سیاسی منتهی شود؛ برای نمونه می توان به بخشی از گفت و گوها اشاره کرد که عضو قدیمی حزب موتلفه در کمال اعتماد به نفس عنوان می کند که گمان بر این داشت، بمب ها را برای او کار گذاشته اند! و با همین جمله، بمب خنده ی تماشاگران در سالن «چارسو» منفجر می شود.

اما نکته قابل توجه دیگر درباره نادیدگی داوران جشنواره یازدهم «سینما حقیقت» برای تلاش به کار رفته توسط «هادی بهروز»؛ تصویربردار خلاق آثار مهدویان است که نهایت ناآگاهی هیات داوران در خصوصِ اهمیت نقش «ناپیدای دوربین» برای جهت بخشی به مسیر ساختاری «ترور سرچشمه» بوده و در مسیر طی شده توسط داوران جشنواره فیلم فجر می باشد! در حالی که تازه ترین اثر «مهدویان» می تواند نمونه ای مناسب از به کارگیری شایسته ی «قابلیت های دوربین» باشد، در عین حال که «ترور سرچشمه» گاه میان «روایتی معمایی» و گرایش به «مستند پرتره» دچار دوگانگی هویت می شود و مسیری دوپاره را طی می کند. با این وجود و در سایه ی عدم تشخیص برخی منتقدان از تمایز میان «رانتی بودن» و «چگونگی استفاده درست از امکانات دولتی»، باید امید داشت که فیلمساز جوان همچنان «روی صندلی کارگردانی» با همین «شفافیت» و «خلاقیت» بنشیند و نگاهش با تمجید یا نقد دیگران متزلزل نگردد.