نقد فیلم سینمایی آشغال های دوست داشتنی

فیلمی ضدایرانی و ضد مردمی

فیلمی ضدایرانی و ضد مردمی
calendar دوشنبه 29 بهمن 1397 در 11:00
فیلم آشغال های دوست داشتنی بعد از چند سال توقیف از روز چهارشنبه اکران شد. جدا از اینکه رسانه های زنجیره ای از این اکران حمایت کردند و هرگونه توقیف را نفی کردند، نقدی که میشود کرد درباره داستان و محتوای این فیلم است.

ناصر قناعتی: از همان دقیقه اول مشخص است که کارگردان سمت و سوی حمایتی از فتنه گران سال 88 را دارد و با نشان دادن دروغ مظلومیت آنها که دستبند سبز دارند، میخواهد از آنها حمایت کند. در شرایطی که بارها مردم و مسئولان و کارشناسان در این چند سال از نقشه شوم دشمنان برای ضربه زدن به کشور و فریب معترضان یاد کردند و مسلم شد که جنایت بزرگی توسط حرمت شکنان انجام شده است. الان فیلمی از توقیف نه ساله درآمده که دارد تاریخ را برعکس روایت میکند و حق را به گروه معارض و متجاوز میدهد. افرادی که حقوق مردم دینمدار را ضایع کردند و در روزهای عزاداری هم دست از بی حرمتی برنداشتند. فتنه 88 که همچنان تبعاتش در جامعه دیده میشود، به هیچ وجه جای حمایت ندارد و اگر کارگردان از تعصب سیاسی دور شود میتواند به نقد این جریان بپردازد، اما هیچ فیلمی حتی عصبانی نیستم به اندازه آشغال های دوست داشتنی از هنجارشکنان سال 88 حمایت نکرده است. با این شرایط دادن مجوز به فیلمی مغایر با منافع ملی جای سوال دارد که چرا مسئولان به فیلم حامی فتنه آنهم در بهمن ماهی که سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است، مجوز داده اند.

فیلم آشغال های دوست داشتنی با یک تصویر خیالی از 22 سال پیش از زمان تولید فیلم یعنی سال 1366 آغاز میشود. وقتی که مادر خانواده که اسمش «منیر» با بازی شیرین یزدان بخش است، درب خانه را باز میکند و خبر شهادت فرزندش امیر(صابر ابر) را میشنود. محسن امیریوسفی که نویسنده و کارگردان و تهیه کننده فیلم است، از همان ابتدا نسبت به مقام والای شهدا بی احترامی میکند، مثلا زمانی که با خبر شهادت امیر با پیام تسلیت و تبریک بازی میشود.

فیلم آشغال های دوست داشتنی نه تنها حامی فتنه گران میشود، بلکه ارزشهایی مثل دفاع مقدس را هم زیر پا میگذارد و همه اعم از منافق و بسیجی و مردم را دعوت به سازش میکند. «رامین»، پسر منیر با بازی حبیب رضایی در زمان جنگ تحمیلی از ایران رفته و برای ادامه تحصیل ساکن خارج از کشور میشود. او هم هوادار سبزها است و میخواهد وسط اغتشاشات به ایران بیاید. «سیما» با بازی هدیه تهرانی دختر خاله منیر بوده که از قبل سیاسی بوده و جزو قفتنه گران سبز است و در سکانسی خونین نشان داده میشود. «آرش» پسر سیما هم اغتشاشگر بوده و دستگیر شده است.

«امیر» فرزند منیر با بازی صابر ابر بسیجی بوده که در دوران جنگ هشت ساله به شهادت رسید. «محمدعلی» شوهر منیر با بازی اکبر عبدی هم سال 1378 مرده است. انتخاب این سال هم بهانه سیاسی داشته و مربوط به حوادث سیاسی آن سال میشود. محمدعلی در نظام شاهنشاهی خدمت میکرد و آریامهری بود و قبل از رفتن به حج، اهل استفاده از موارد ممنوعه بود. «منصور»، برادر منیر هم عضو گروهک منافقین و مارکسیسم بود که قبل و بعد از انقلاب زندانی و کشته شد. نگار جواهریان هم که دوست سیما است و مرتب در خانه منیر قایم میشود، یک اغتشاشگر است.  این افراد نمایندگان دیدگاه های مختلف سیاسی در فیلم هستند که از طریق قاب عکسها با خیال مادر(منیر) حرف میزنند و درباره خود و اهداف سیاسی شان میگویند.

 فیلم مرتب در سکانسهای خیالی از منظر منیر به عقب برمی گردد و حوادث تاریخی مثل سقوط دولت مصدق در سال 1332، اجبار برای کشف حجاب مادر منیر در سال 1316 و سال 1310 و بازداشت پدر منیر بابت فعالیت روزنامه نگاری را نشان میدهد که هیچ ربطی هم به فیلم ندارند.

آشغال های دوست داشتنی از زمانی وارد قصه میشود که براساس علامت روی ضربدر روی خانه منیر به او خیال میشود که میخواهند خانه اش را بازرسی کنند و او قبل از این کار اقدام به پاکسازی مواردی میکند که امکان دردسر دارد. این اشیای نامناسب مثل ماهواره و آبکی و آلبوم عکسهای خانوادگی نامناسب و موارد مختلف قایمکی که همه در خانه این خانواده وجود داشت، تعوسط منیر جمع آوری میشود. فیلمساز به این موارد ممنوعه اسم آشغال های دوست داشتنی داده که به ناچار قرار است در سطل زباله قرار بگیرد و در پایان فیلم هم منیر از انداختن آنها به سطل آشغال بعد از رفتن ماشین رفتگرها پشیمان میشود. پیام آخر فیلم همین است که همه موارد قبل از انقلاب دوست داشتنی بوده و نباید فدای سیاست شوند.

کارگردان مرتب به دوران شاهنشاهی و فتنه گران ادای دین میکند و ارزشهای بعد از انقلاب مثل دفاع مقدس را زیر سوال برده و حتی مسخره میکند. صدای بمباران در دوران جنگ تحمیلی با صدای شلوغی های سال هشتاد و هشت مماس میشود و کارگردان، این دو نوع مبارزه کاملا متفاوت را یکی میداند. منیر به ناچار میخواهد قاب عکس منصور منافق، برادرش را هم به آشغال بیندازد اما او مقاومت میکند و بعدا مشخص میشود او در خانه اسلحه ای قایم کرده بود. همه منتظر ورود ماموران میشوند و حتی آنهایی که اختلاف شدید داشتند، علیه حاکمیت متحد میشوند. فیلم دروغ آشغالهای دوست داشتنی میخواهد منافق و شهید را یکی کند و منصور که قبلا شیفته سیما بود، به عنوان یک مبارز نشان داده میشود اگر چه فیلمساز نقدهایی به گروهک منافقین و مارکسیستها ارائه میکند. در نهایت و بعد از پیام سیاسی مورد نظر فیلمساز، تیتراژ پایانی با ترانه شهر قصه گروه پالت و تقدیس برادر که همان منصور منافق باشد تمام میشود و همه اینها نشان میدهد که چرا این فیلم ضدایرانی چند سال توقیف بود و نقد بابت اینکه چرا باید الان اکران شود.

 

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/8551/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو