جریان شناسی سینمای ایران و ارتباط تولید فیلم با ذائقه مردم

همه راه ها به گیشه ختم می شود

همه راه ها به گیشه ختم می شود
calendar دوشنبه 08 بهمن 1397 در 11:27
سینمای ما را چه شده است که یک روز حماسه مجنون و آژانس شیشه ای و از کرخه تا راین و فیلمهای تجاری موفق تولید میشود

ناصر قناعتی: حالا به هزارپا و تگزاس و جانورهای مختلف رسیده است! حتی در مقام مقایسه محتوایی و فارغ از پیام فیلم، کمدی مارمولک خیلی باارزش تر از فیلم مارموز است. در فیلم قبلی کمال تبریزی که حالا منتقد تلویزیون هم شده است، می دیدیم که روحانی میخواهد به مردم نزدیک شود و میگفت که خدا همیشه با آدم است اما فیلم جدید پارادایس با شخصیت یک روحانی به دنبال تحقیر جامعه دینی است. کمدی لیلی با من است کمال تبریزی کجا و مارموز امروزش کجا؟ واقعا چه بر سر سینما آمده که این همه به نزول رسیده است. حالا فیلم های «ترانه» درباره مدلینگ و فیلم مبتذل «تخته گاز» در حال اکران است و فردا چه میشود؟! این مساله نیاز به تحلیل کارشناسانه دارد تا مشخص شود که دلیل این پسرفت فرهنگی چه میتواند باشد.

برخی ها میگویند که دلیل تولید فیلمهای سطح پایین، به شرایط جامعه و تغییر ذائقه مردم برمی گردد چون گسترش شبکه های اجتماعی و افزایش ارتباطات جمعی در اینستاگرام و انواع فضاهای مجازی باعث پدید آمدن یک نوع خواست فست فودی شده که مخاطب دیگر تحمل هیچ نوع پیام و محتوایی را ندارد و میخواهد همه چیز به ساده ترین و سریع ترین شکل به او منتقل شود. شاید به همین دلیل است که دیگر داستان کوتاه به رمان ترجیج داده میشود، چون مخاطب امروز دیگر تحملش کم شده است. اگر این بخش را بپذیریم که مخاطب امروز کم حوصله بوده و طاقت مطالب سنگین یا موارد روده درازی را ندارد، پس چرا خیلی از تماشاچی ها علاقمند و پیگیر سریالهایی هستند که چندین قسمت و چند فصل متوالی دارد و حتی بینندگانی هستند که چند قسمت را در یک زمان مشترک می بینند. پس نباید در بررسی های خود عجله کنیم و باید راه های مختلف را بررسی کنیم.

میگویند ذائقه مردم به دلیل پیشرفت های تکنولوژی و ورود نوع زندگی مدرن تغییر کرده و مردم امروز از هرگونه تفسیر و تحلیل و فلسفه بازی دور هستند. شاید اشکالش از جماعت روشنفکر هنری بود که انقدر حرفهای گنده در فیلمهای خود زدند و به اسم تجربی بودن و هنری بودن، یکسری موارد گنگ و نامفهوم و ضد داستان به مردم نشان دادند که مردم دیگر خسته شدند. چند سال پیش و با 9 سیمرغی که فیلم «ابد و یک روز» از جشنواره فیلم فجر گرفت و موفقیت این فیلم سیاه در اکران و همچنین ادامه موفقیت های جهانی آثار فرهادی، موجی برای تولید سینمای اجتماعی به وجود آمده و فیلمسازان جوان به شکل چشم و گوش بسته ای رفتند تا فیلم اجتماعی بسازند. فیلمهایی که برخلاف نام خود از جامعه فاصله داشتند و دوربین خود را فقط سمت سیاهی ها می بردند و با تزریق حس ناامیدی و سرگردانی و بدبختی در جامعه، شرایط ناامنی را به وجود می آورند. در دوره ده ساله این فیلمها انقدر زیاد شدند که یکباره دو سوم فیلمهای ایرانی به فیلمهای اجتماعی تبدیل شدند و خیلی از آنها عنوان «فرهادیسم» به خود گرفتند. یعنی مثل فیلمهای اصغر فرهادی دارای مواردی مثل پنهان کاری، دروغگویی با یک پایان باز شدند. جالب اینکه دو سال پشت سر در جشنواره اصلی کشور که جشنواره فجر باشد، دو فیلم اجتماعی ابد و یک روز و تابستان داغ دارای حداکثر کاندیداتوری برای سیمرغ شدند. در واقع داوران جشنواره فجر این پیام را به سازندگان سینما دادند که مدل اجتماعی بیشترین خریدار را دارد اما تماشاچی سینما خیلی زود این دیدگاه را رد کرد. در همین چند وقت پیش و اکران فیلم های اتاق تاریک، آستیگمات، درساژ، چهارراه استانبول و چند فیلم دیگر نشان داد که دیگر دوران این فیلمها سرآمده است. پس چاره کار برای آشتی مردم قهرکرده با سینمای ایران، رجوع به سینمای کمدی بود. سینمایی که قبلا در دوره های مختلف تماشاگران زیادی داشت اما انقدر بد رفتار کردند که دیگر استقبال از کمدی ها در اوایل دهه 80 کمرنگ شد. پس باز هم یک عده ای تصمیم گرفتند به دنبال سینمای جدی باشند و انگار این دو نوع سینما تنها ژانرهای سینمایی به حساب می آیند و دیگر کسی سراغ موارد دیگر نمی رود.

حالا که به سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر نزدیک میشویم. خیلی خوب است که به کارنامه یک سال آینده سینما نگاهی بیندازیم و درباره طیف مختلف فکری و سلیقه ای صحبت کنیم. حالا زمان خوبی است که ثابت شود سینمای کمدی چیزی مغایر با آن چیزی است که در سینماها می بینیم و تولید این نوع فیلمها می توانند ابزار سودجویانه از سوی افرادی باشد که میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند. جشنواره امسال که ظاهرا اسمهای مهمی دارد، میتواند پایانی باشد برای تغییر ذائقه سینما تا مخاطبان به سمت فیلمهایی بروند که اگر کمدی یا جدی باشند، در نهایت فیلمی های قابل ارزشی هستند.
آنچه مسلم است، سینماگر نباید خود را فدای خواست مردم کند بلکه باید یک قدم جلوتر از جامعه اش باشد و پیام جدیدی را برای تماشاچی فراهم کند تا بتواند ذائقه مردم را به سطح بالاتری ببرد.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/8444/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو