نقد فیلم قانون مورفی به کارگردانی رامبد جوان

پیتزا مخلوط یک فیلمساز بازیگوش

پیتزا مخلوط یک فیلمساز بازیگوش
calendar پنجشنبه 27 دي 1397 در 11:32
چند وقتی میشود که گرایش زیادی برای تولید فیلمهای کمدی در سینمای ایران به وجود آمده است.

ناصر قناعتی: این که چقدر از این گرایشها در فیلمسازی و استقبال مردم از فیلمها به خاطر تمایل مردم جهت خندیدن است و چقدر ارتباط با شرایط بد اقتصادی در این روزها دارد، یک مساله است و این که فیلم کمدی چقدر میتواند دور از فضای ابتذال باشد و سرگرم کننده برای مخاطب باشد، مساله دیگر است. اما متاسفانه در اکثر فیلمهایی که تولید میشود، عدم وجود سطح کیفی مناسب احساس میشود و مشخص است که نویسنده و کارگردان فقط میخواسته گیشه بهتری داشته باشد و وقت کافی برای کار نگذاشته است. اما قانون مورفی به کارگردانی رامبد جوان که از چند روز پیش اکرانش شروع شده، فیلم متفاوتی نسبت به کمدی های بفروش این چند وقت اخیر است و انگار مجری پرطرفدار برنامه خندوانه عمدا سراغ فیلم متفاوتی در زمینه کمدی رفته است.این حرکت با توجه به ذائقه ای که فیلمهای سطح پایین کمدی برای مخاطب ساختند، به نوعی یک حرکت انتحاری برای رامبد جوان میتواند باشد چرا که مردم برای پذیرش فیلمهای متفاوت کمدی آمادگی ندارند و فیلمهایی دیده اند که بیشتر متکی به شوخیهای سطحی و لودگی و ادابازی چند بازیگر معروف بوده است. اما قانون مورفی از مسیر دیگری وارد فضای کمدی میشود.

کارگردانی حرفه ای و حساب شده ای دارد و مشخص است روی موقعیتها کار شده است، نه مثل فیلمهای زرد کمدی که با یک ایده خالی و کنار هم قرار دادن چند جوک میخواهند کمدی تحویل مردم بدهند. فیلم جدید رامبد جوان از یک سوء تفاهم به شکل تدریجی وارد فضایی ابزورد مانند میشود. انگار شخصیتها در یک دور باطل گرفتار شده اند. برای همین برای بعضی از تماشاچیان این ابهام به وجود می آید که چرا قانون مورفی این شکلی است و چرا انقدر شخصیتهای گیج و دیوانه دارد که حرکات عجیب و غریب انجام میدهند. البته بخشی از نقد مخاطبان هم میتواند درست باشد و قانون مورفی در بخش فیلمنامه مشکلاتی دارد. مثلا بیهودگی فضا در مواردی تبدیل به اضافه بودن بعضی از شخصیتها میشود که بود و نبودشان هیچ فرقی ندارد چون هیچ کمکی به لایه های زیرین داستان نمیکنند. بعضی از شخصیتها هم تکراری و بیخودی هستند مثل نقشی که خود رامبد جوان بازی میکند و ارزشی ندارد.


 همچنین فیلم میان کمدی بودن و اکشن بودن و حتی فانتزی ماندن سرگردان میشود و همه این ها در خدمت بازیگوشی کارگردانی درآمده که علاقه به تجربه کردن در سینما دارد و این را در فیلمهای قبلی و به خصوص فیلم نگار هم نشان داده بود. از این بابت فیلم قانون مورفی در میان فیلمهای تکراری و سرد و بی فایده سینمای ایران یک تجربه قابل ارزش و قابل دفاع است و حداقل میتواند برای دقایقی تماشاچی را جذب و سرگرم کند، هر چند این جذابیت تا آخر ادامه پیدا نکند اما اینکه در این سینمای بدون خلاقیت ما یک نفر پیدا میشود و ریسک میکند و یک فیلم تند و اکشن و فانتزی و کمدی را مخلوط میکند و به سبک فیلمهای هالیوودی یک فیلم چند وجهی میسازد جای تقدیر دارد. با این وجود بعید است که تماشاگر فعلی ایران که عادت به فیلمهای سبک پیدا کرده بتواند تحمل دیدن فیلم قانون مورفی را داشته باشد و مشخص است که به خاطر خود رامبد جوان به سینما میروند و نه فیلمش. اما این تغییر در ذائقه مردم باید از جایی شروع شود و کارگردانهایی مثل رامبد جوان به خاظر شهرتی که دارند میتوانند استارت این تغییر را به وجود بیاورند تا تماشاگر بداند فیلم کمدی این نیست که چند نفر جمع شوند و جوک بگویند یا به تقلید از کلیپ های مسخره در فضای مجازی، سکانسهایی را به هم وصل کنند و به اسم کمدی به بازار بفرستند. باید دنبال روشهای جدی در فیلمسازی بود و قانون مورفی از این بابت موفق عمل کرده است.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/8349/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو