نقد فیلم در حال اکران درساژ به کارگردانی پویا بادکوبه

نمایش دروغ برای گرفتن جایزه سیاسی

نمایش دروغ برای گرفتن جایزه سیاسی
calendar دوشنبه 24 دي 1397 در 11:03
از چند روز پیش فیلم سینمایی درساژ در سینماهای کشور اکران خود را شروع کرد و تبلیغات خوبی را هم انجام داده است.

ناصر قناعتی: فیلمی که ظاهرا باید فقط در گروه هنر و تجربه اکران میشد و شکل و شمایل قرار گرفتن در این گروه را دارد اما اینکه چطور میشود این فیلم مخاطب خاص به سمت اکران عمومی میرود خود جای تردید دارد. درساژ وقتی برای جشنواره فیلم برلین در سال گذشته انتخاب شد معلوم بود که یک ریگی در کفش اینها است که جشنواره سیاسی برلین این فیلم را انتخاب کرده است. چرا برلین امسال فیلمی از ایران را انتخاب نکرد؟ چند سال پیش یادمان است که نماینده فستیوال برلین را در فرودگاه ایران در زمان خروج با یک چمدان فیلم غیرمجاز ایرانی گرفتند و ماهیت این جشنواره خیلی وقت است که برای ما مشخص شده است. فیلم درساژ دقیقا آن چیزی است که امثال جشنواره های برلین از ایران میخواهند به جهان نشان بدهند. فیلمی درباره عدم تعادل زندگی دختر جوان و کم سن و سالی که از خانواده بریده و دل به یک اسب سپرده است و گروهی از نوجوانان و جوانانی که به دنبال خرابکاری در سطح شهر هستند. کارگردان درساژ جامعه ای را نشان میدهد که هیچ تعادلی وجود ندارد و خانواده ها کاملا از هم دور هستند و دخترها و پسرها هم با هم یک گروه تشکیل دادند و با یکدیگر دست به سرقت و خرابکاری میزنند در حالیکه از لحاظ اقتصادی هیچ مشکلی ندارند و جزو طبقه متوسط به بالا هستند.

فیلم سینمایی درساژ به شکل تعمدی زندگی یک خانواده در حومه شهر تهران را نشان میدهد و با توجه به حیات خلوت این منطقه میخواهد این تفکر را در نزد جهانیان بسط دهد که ما در ایران با یک کشور دورافتاده و بدون پلیس به سر می بریم که هر کسی میتواند هر کاری کند و هیچ نیروی پلیسی هم بازدارنده این موقعیت متشنج نیست. چنان که در طول فیلم هیچ وقت پلیسی را نمی بینیم که در مقابل خرابکاری این دختر پسرها مقابله کند. چیزی که در لایه های زیرین فیلم درساژ میتوان فهمید این است که عدم امنیت در همه دقایق این فیلم وجود دارد و موسیقی و ریتم فیلم به شکلی است که هر لحظه میتوان عدم وجود امنیت را در ایران در طول فیلم احساس کرد. در این فیلم خانواده ایرانی کاملا به هم ریخته و جوان ایرانی کاملا بی ثبات نشان داده میشود. انگار در طول فیلم شاهد یکسری آدمهایی هستیم که در یک حصار گرفتار مانده اند و راهی برای فرار ندارند. به همین دلیل کارگردان سعی کرد با قراردادن اسب بتواند نشان دهد که تنها راه فرار از این محیط ناامن و تیره فقط دل سپردن به اسب و در نهایت گریختن است چنانکه در نهایت دختر به آرزویش برای اسب سواری میرسد. در این بین یکسری دوستهایی نامناسب میان دخترها و پسرها هم نشان داده میشود و انگار شخصیت اصلی فیلم فکر میکند که در این محیط مردانه بهتر است او هم مثل پسرها رفتار کند و به جای دختر بودن در شمایل یک پسر ظاهر شود.

در نقد فیلم درساژ میتوان به محیطی اشاره کرد که انگار وجود خارجی در واقعیت ندارد. جامعه ای که کاملا با محیط ایرانی که ما می شناسیم فرق دارد و ترویج یک زندگی بی بند و بار است که با سبک زندگی ایرانی کاملا متفاوت است، چرا که هر چه باشد بالاخره خانواده ایرانی به این راحتی فرزند خود را رها نمیکند که هیچ خبری از او نداشته باشد و نداند که دخترش شبها کجا به سر می برد. اما فیلم درساژ خیلی نرم میخواهد این شکل دروغ از زندگی ایرانیان را به جهان نشان دهد و فستیوالهایی مثل برلین هم نشان دادند که دنبال فیلمهایی هستند که به شکل سیاه نما بخواهند ایران و ایرانی را بد نشان بدهند و در نهایت پاداش فیلم دروغ و فیلمساز بدبین جایزه ای است که برلینی ها به فیلم درساژ دادند.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/8325/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو