نقد فیلم سینمایی آستیگمات

سرهم بندی کردن چند سوژه خط قرمزی برای فروش

سرهم بندی کردن چند سوژه خط قرمزی برای فروش
calendar چهارشنبه 12 دي 1397 در 11:04
بعضی از نویسنده ها و کارگردانها فکر میکنند همین که یک ایده تازه پیدا کنند دیگر کافی است و نیازی به تمرکز داشتن روی کارشان ندارند.

ناصر قناعتی: به همین  خاطر فقط دنبال ایده های جدید و متفاوت هستند و مسائل کیفی فیلمشان مثل فیلمنامه و کارگردانی دچار مشکل میشود. فیلمهایی هم هستند که به خاطر طرفداری بعضی از رسانه ها ناگهان تبدیل به فیلم مهمی میشوند و کلی از آنها تعریف میشود. فیلم «آستیگمات» ساخته مجیدرضا مصطفوی از همین دسته است که مدتها است همه رسانه ها از کیفیتش و داستانش تعریف میکنند در صورتیکه این فیلم عیب هایی دارد و به لحاظ روایت سردرگم و تیکه پاره است.

 
فیلم آستیگمات که در حال اکران است، داستان متفاوتی دارد و شاید خود کارگردان هم فکر نمیکرد که سوژه خط قرمزی اش میتواند اکران بشود. فیلم درباره عشق پسربچه ای به خانم معلمش است. عشق متفاوتی که از جنس معمول نیست و شاید در آن هوس هم باشد. اما سازنده فیلم برای دوری از ممیزی و چون نمیتوانسته کاملا به این مساله بپردازد، سراغ چند داستانک هم رفته و به همین دلیل فیلمش به جای یک فیلم منسجم تبدیل به چند فیلم غیرمنسجم شده است. از طرفی زوجی را می بینیم که دچار اختلاف شدند و میخواهند جدا از هم زندگی کنند و از طرفی هم پدری الکلی را می بینیم و از طرفی هم مادربزرگی که عاشق شده است. انگار نویسنده فقط میخواسته چند سوژه ممیزی را کنار هم بچیند و مشتری جذب کند. معلوم نیست این چه سوژه هایی است که به ذهن اینها میرسد. آیا ما در زندگی هیچ ایده بهتری نداریم که سراغ شرابخواری پدر و هوسبازی پسر و عاشقی مادربزرگ برویم. آیا تاثیر بد این موضوعات را بر روی روح و روان مخاطب نمی دانیم. فیلم آستیگمات فقط به خاطر سوژه های خط قرمزی اش مورد توجه بعضی ها قرار گرفت وگرنه به لحاظ فنی هیچ چیزی ندارد.

 
فیلم آستیگمات درباره زندگی از هم پاشیده مهران و سمیرا است که پسربچه ای به اسم کسری دارند که در مدرسه دلباخته خانم معلم خود میشود. همین وضعیت برای پدر این مرد هم وجود دارد و پدربزرگ و مادربزرگ خانواده قبلا از هم جدا شده بودند و حالا مادربزرگ میخواهد با مردی دیگر ازدواج کند و پدربزرگ بعد از مرگ عموی خانواده ناچار شده که خانه پدری را بفروشد. مشخص است که هیچ پیوستگی میان این همه ایده وجود ندارد و فقط یکسری ایده در ذهن نویسنده بوده و چون میدانسته نمیتواند به طور کامل به همه بپردازد پس همه را در یک گونی ریخته و هم زده و شده فیلمی به اسم آستیگمات. بعد اینکه چرا بعضی از اهالی سینما به این مساله توجه ندارند که بعضی از سوژه ها را نباید به شکل علنی نشان داد چون به جای اینکه مشکل کوچک را حل کند، باعث گسترش عمل ناشایست میشود. وقتی موردی با یک درصد کم از حجم اتفاقات در جامعه وجود دارد چرا باید از طریق سینما بزرگنمایی شود و عمل ناشایست در جامعه تبلیغ شود. آیا در برابر این همه مشکلات اقتصادی و فرهنگی نشان دادن خانواده ای خاص که همه افرادش غیرعادی هستند، هنر است؟ نشان دادن پدر ایرانی به عنوان یک شرابخوار و مادر ایرانی به عنوان آدمی بی تفاوت نسبت به فرزند و خانواده اش و گسترش این مفهوم به اجداد این خانواده و احتمالا در آینده برای فرزند خانواده نشان دهنده این نیست که کارگردان میخواسته بگوید این مشکل عقیدتی و فرهنگی مربوط به چند نسل از جامعه ایرانی است. آیا این نوع تفکر اشتباه توهین به شعور مردم با اصالت ایران نیست. کاش نویسنده ها و کارگردانها و بعد تهیه کننده ها و مسئولان سینمایی به کاری که میکنند بیشتر توجه میکردند و به عواقب کارشان آگاه بودند تا بدانند دارند عمل ناشایست را در جامعه ترویج میدهند. آیا یک پسر نوجوان ایرانی بعد از دیدن فیلم آستیگمات و رفتار عجیب شخصیت کسری در این فیلم دچار دگرگونی منفی نمیشود. چرا دست اندرکاران سینما نسبت به اثرات منفی یک اثر سینمایی بی توجه هستند و باعث تولید و ترویج ایده نامشروع میشوند. فیلم آستیگمات غیر از مشکل محتوایی دچار نقض فنی و فرمی هم است. این که فیلم سراغ یک موضوع میرود و وسط کار آن را ول میکند و به قول معروف به هر ایده ای یک ناخنک میزند و رها میکند جزو عیبهای فیلم است. کارگردان نمیتواند ایده هایش را به خوبی به پایان برساند و برای همین یکسری ایده را می بینیم که ناگهان غیب میشوند و تکلیفشان مشخص نمیشود و شاید کارگردان فکر کرده همین که چند سوژه خط قرمزی را وارد سینمای ایران کند پس کافی است و همین باعث جذب مخاطب میشود اما اینطور نیست.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/8210/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو