نقد فیلم سینمایی «بمب؛ یک عاشقانه» ساخته پیمان معادی

استفاده ابزاری از دوران جنگ تحمیلی

استفاده ابزاری از دوران جنگ تحمیلی
calendar یکشنبه 02 دي 1397 در 11:37
در دومین فیلمی که پیمان معادی به عنوان کارگردان ساخته است، می توان نشانه هایی از فیلمی را دید که میخواهد تظاهر به نوستالژیک بودن کند اما موفق نمیشود چرا که خیلی از اشیاء و موارد به کار رفته در این دستپخت کارگردان تصنعی و بدون هرگونه باورپذیری است.

فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» با انتخاب مقطعی حساس از زندگی ایرانیان وارد ابتدای انقلاب اسلامی و ایام جنگ تحمیلی میشود بدون آنکه درک درستی از آن شرایط داشته باشد. شاید فیلمساز آن دوران را به درستی تجربه نکرده باشد یا شاید دنبال این باشد که تنها یک رابطه عاشقانه را نشان دهد و جنگ برایش بهانه بوده است. حالا بعضی ها یکسری تفسیرهای من درآوردی انجام میدهند که مثلا میتوان در سایه جنگ هم عاشقی کرد اما اینها به فیلم الصاق شده و یکسری معانی بیرونی پیدا کرده است. کارگردان اگر چه به دنبال برتری دادن به عشق نسبت به جنگ بوده است اما به دلیل اینکه راه درست را نمیدانسته و بین ملودرام و کمدی گیر کرده است، در نهایت فیلم الکنی ساخته است. مثلا شعارهایی که گاه و بیگاه در صف مدرسه علیه آمریکا سر داده میشود و لحنش طوری است که انگار کارگردان میخواسته آن نوع نگاه و شعارهای انقلابی را مسخره کند. از طرفی یکدفعه به دورانی جوانی شخصیت های میترا (لیلا حاتمی) و ایرج  (پیمان معادی) می رسیم که میخواهند یک زندگی عاشقانه شکست خورده را بازسازی کنند. شخصیتهایی که هیچ امیدی به زندگی ندارند و حتی موشک باران هم باعث نمیشود دست از خلوت تنهایی خود بردارند و لااقل برای نجات جان خود به پناهگاه بروند. آنها هیچ امیدی به زندگی ندارند و وقتی عشق نتوانست دوای دردشان شود دیگر زنده بودن برایشان بی معنا است.

اما شخصیت های اصلی فیلم شامل میترا و ایرج را میتوان جزو چه دسته ای قرار داد؟ آیا آنها نمایندگان روشنفکر جامعه هستند که حالا با وقوع تحول عظیم انقلاب اسلامی و وقوع جنگ احساس سرخوردگی می کنند و آیا فیلمساز میخواسته به جنگ اعتقادات مردم برود یا اینکه این افراد صرفا عاشقانی هستند که دوران بلوغ را به درستی طی نکرده اند. فیلم مربوط به دو مقطع از زندگی این دو شخصیت است. دوران کودکی و عاشقی های بچگانه آنها و علاقه ای که حتی در پناهگاه هم خود را نشان میدهد و دوران جوانی و سردی رابطه این زوج که نتوانستند زیر یک سقف به درستی عشق را تجربه کنند. فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» عملا در میان این دو مقطع گیر کرده و نمیتواند لحن درست و هماهنگی میان این دو مقطع زمانی پیدا کند. شاید پیمان معادی به دلیل اینکه ایفاگر یکی از دو نقش اصلی بوده است، از وظایف خطیر کارگردانی عقب مانده است و نتوانسته به هماهنگی درستی میان سکانسها برسد. فیلم کارنامه درستی از دوران جنگ تحمیلی ارائه نمیکند و نمیتوان این فیلم را اصلا مربوط به آن دوران مقدس دانست چون فیلمساز کنار مردم نمانده و عملا دارد روایت شخصی خود را از مقطعی حساس روایت میکند. معادی حتی در مواردی به تمسخر اعتقادات مردم در دوران دهه شصت دست میزند بدون آنکه بداند پشت آن شعارهای دشمن شکن کوهی از اعتقادات و ایمان نشسته است.

فیلم بمب؛ یک عاشقانه نگاهی ابزاری به جنگ دارد. ویرانی را بهانه میکند تا ویرانی یک عشق را نشان دهد. اما زیبایی های دفاع مقدس را نمی بیند و حتی به آنها پوزخند میزند. هیچ حرکتی از جانب نیروهای مردمی در دفاع از این خاک در فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» دیده نمیشود. ارزشهای دفاع از انقلاب اسلامی مورد توجه قرار نمیگیرد و همه حواس کارگردان به روایت عاشقانه زوجی ختم میشود که شناخت کافی هم از آنها نداریم و تنها می دانیم که از کودکی به همدیگر دل بسته اند. فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» به دلیل عدم توجه به ظرافت های دوران دهه شصت تنها در حد یک فیلم سطحی باقی می ماند و نمیتواند یک فیلم قابل ارزش در سینمای ما باشد.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/8103/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو