نقد فیلم سینمایی مارموز ساخته کمال تبریزی

ادامه خودسری های یک کارگردان

ادامه خودسری های یک کارگردان
calendar چهارشنبه 28 آذر 1397 در 11:50
گاهی نگاه سیاسی انقدر برای یک فیلمساز مهم میشود که دیگر فراموش میکند که ظاهرا کارش فیلمسازی است و باید بتواند فیلم بسازد نه اینکه شعارهای سیاسی خود را در قالب فیلم سینمایی به مردم عرصه کند.

ناصر قناعتی: کمال تبریزی، کارگردان چند فیلم سیاسی از همین افراد است که به جای کار سینما دنبال سیاسی کاری است. یک زمان با فیلم توقیفی «خیابانهای آرام» به تمسخر مردم ولایت مداری پرداخت که در برابر اعتراضات نادرست برخیها در سال 88 ایستادند و از حیثیت کشور خود دفاع کردند. یک وقتی فیلم سیاسی و ضعیف «از رئیس جمهور پاداش نگیرید» را ساخت که حجاج و ارزشهای دینی را مورد تمسخر قرار داد و حالا کمال تبریزی در جدیدترین فیلمش، به دشمنی با مداحان و بسیجیان پرداخته است. فیلم «مارموز» که چند روزی اکران شده متاسفانه انقدر زشت و زننده در برابر ارزشها قرار گرفته که صدای اعتراض مخاطبان را درآورده است. به شکلی که خیلی از مخاطبان بعد از تماشای فیلم اعتراضات خود را در فصای مجازی منتشر کردند و خوبی شبکه های اجتماعی همین است که امروزه دیگر نیازی به تشکیلات نیست و میشود خیلی راحت نسبت به کیفیت پایین فیلمها اعتراض کرد. اما چرا کمال تبریزی با کمترین کیفیت فیلم مارموز را ساخت. اول این که میخواست به واسطه اسم مارمولک یک ادامه ای هم بسازد و برای همین هم اسم فیلم را از خودسر به مارموز تغییر داد. اما نکته مهم تر این بود که این کارگردان طرفدار اصلاح طلب میخواست شعارها و عقده های سیاسی خود را در قالب یک فیلم عرضه کند و حتی بدش نمی آمد که یک فیلم توقیفی دیگر هم به کارنامه اش اضافه کند که به لطف مسئولان فعلی سینما این خواسته منتفی شد! چون در هر شرایطی این فیلم حداقل باید چند اصلاحیه میخورد. مگر میشود یک گروهی که در قدرت هستند و حمایت دولت را دارند خیلی راحت ارزشهای اعتقادی گروهی دیگر را مسخره کند و هر چه دلش خواست علیه ارزشهای دینی و حتی جناح سیاسی طرف مقابل بگوید و بعد هم به راحتی برایش فرش قرمز پهن کنند.

فیلم «مارموز» داستان شخصیتی دوگانه به اسم قدرت صمدی است که از اسمش پیداست دنبال قدرت است. این جوان که نقشش را حامد بهداد بازی میکند در ابتدا جزو گروه علاقمند به ارزشها بود اما به تدریج به سمت دیگر رفت و فکر و جناحش عوض شد. نویسنده و کارگردان دلیل این موضوع را قدرت طلبی و مادیات میداند اما چرا این علاقمندی را فقط برای یک گروه فکری و سیاسی خاص مطرح میکند. آیا افرادی که در جناح سیاسی مورد علاقه کارگردان بوده اند تا به حال این تمایلات مادی را در دنیای سیاست و قدرت نشان ندادند؟ فیلم هیچ نکته روشنی برای پیشبرد داستانش ندارد و تنها یکسری شوخیهای بی مزه را بسط میدهد چون نویسنده فیلمنامه که از روزنامه نگاری جناح اصلاح طلب یکدفعه تصمیم گرفت، فیلمنامه نویس شود نه سابقه این کار را دارد نه میتواند فیلمنامه استانداردی بنویسد. او که قبلا ستون نویس روزنامه بود به شکل گسسته و سردرگمی چند سکانس را کنار هم  گذاشت و به گمانش فیلمنامه نوشته است. کمال تبریزی هم در کارگردانی نه تنها این ضعف ها را برطرف نمیکند بلکه برجسته هم میکند تا در نهایت فیلم مارموز تبدیل به فیلمی الکن و بلاتکلیف شود و تنها خلاصه به سردادن چند شعار سیاسی کارگردانش شود. اصلا مشخص نیست که کاراکتر قدرت صمدی از کجا آمده و از چه خانواده ای پرورش یافته است. هیچ چیزی از گذشته شخصیت را نمیبینیم. تغییر زاویه دید این شخصیت به شکل فوری و بدون دلیل منطقی انجام میشود بعد یکهو می رود خارج از کشور و بی مقدمه همان گروه موزیکی را می بیند که در ایران کنسرتشان را به هم زده بود.

کمال تبریزی و نویسنده تازه کارش در فیلم مارموز تا میتوانستند علیه ارزشها موضع گرفتند و متاسفانه این فیلم سیاسی بدون هیچ گونه ممیزی اکران شد. در حالیکه زدن اتهامهایی مثل پولی بودن مداحان و انقلابیون جرم سنگینی محسوب میشود و حتی پیگرد قانونی از طرف مدعی العموم دارد. مارموز جز چند تکه پراکنی هیچ نکته مثبتی ندارد و انگار برای کارگردان سیاسی اش تنها این مهم بوده که به نفع حزب مورد دلخواهش یک فیلم تبلیغاتی بسازد. خودسری های این کارگردان که بارها منجر به توقیف کارهایش شده است در مارموز به شکل حادتری درآمده و نشان میدهد که بعضی ها انگار دفتر حزب سیاسی را با سینما عوضی گرفته اند. مارموز یکی از ضعیف ترین فیلمهای سیاسی امسال است و اگر هم فروشی داشته باشد به خاطر دورزدن خط قرمزها بوده است و این ارزشی ندارد.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/8073/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو