نگاهی به فلسفه ی فوتبال به نمایش درآمده در جام جهانی 2018

کدامین نگاه خوش رقصی می کند؟

کدامین نگاه خوش رقصی می کند؟
calendar یکشنبه 24 تير 1397 در 09:09
آینه نیوز: شمایل حرکتی بازیکنان حاضر در جام جهانی 2018 نمایانگر تصویری از جنبش رنگ ها در فرمی همنشین با عصر پسامدرن است.

آینه نیوز- مرتضی اسماعیل دوست: بدون «برزیل» نه نوشتن از فوتبال همراه با اشتیاق است و نه جام جایی برای جهان نمایی. با حذف سلسائو زیبایی از آسمان روسیه پر کشید و حالا که به ایستگاه پایانی رسیده ایم، باز هم یادی از مسافر همیشه زیبایم می کنم؛ همان گونه که پیشتر نوشتم «جام تنها در دستان تو زیباست» (اینجا را بخوانید) با این همه به قول شاعر (هیوا مسیح)، «ما همه از یک قبیله ی بی چتریم». پس باید در انتظار باران های بهاری بمانیم.

1- از دوران کودکی علاقمند به تجزیه عناصر جهت سرک کشیدن به ذات پدیده ها بودم و تماشای مسابقات جام جهانی 2018 بهانه ای دوباره برای تحلیل جهانی شد که می توان جدا از فوتبال به هزار راه دیگر وصلش کرد و از سرانه تولید ناخالص داخلی تا شاخص امید به زندگی را در خلال پیروزی ها و شکست های کشورها جست. نتایج حاصله شاید در این یادداشت و در محدوده ی حوصله مخاطبان نگنجد اما به طور حتم می تواند به عنوان پژوهشی قابل اعتنا برای گشایش دریچه هایی تازه از توجه مسئولان به کار آید.

حال اگر نگاهمان را به تحلیل اتفاقات فوتبالی محدود سازیم، به نتایجی می رسیم که در مواجهات ژورنالیستی، عنوان «شگفت انگیز» به خود می گیرد اما اگر از رویاپردازی و توسل به وقوع امدادهای غیبی دور شویم و از دریچه عقلانیت به پدیده ها بنگریم، خوشیِ بالانشین های جام را باید محصول فعالیتی مدون و برنامه ای چند ساله از سوی مسئولان مرتبط بدانیم. اگر «بلژیک» تبدیل به تیمی با سطح کیفی بالا شد، باید به آکادمی هدفمند باشگاه «اندرلخت» و جایگاه والای «پروژه استعدادهای بنفش» در پرورش بسیاری از بازیکنان تیم کنونی بلژیک نگریسته شود و جای دوری نمی رود که مدعیان فوتبال در ایران، کمی درباره ساز و کار شکل یافته در آکادمی فوق تحقیق کنند تا از این پس برای مهدکودک های خود عنوان جعلی به کار نبندند! وضعیت 3 تیم دیگر راه یافته به مرحله نیمه نهایی جام نیز چنین است و استفاده درست از جوانانِ پرورش یافته در آکادمی ها و تجربه شان در تیم های ملی رده های سنی مختلف، فوتبالیست هایی هنرمند را در روسیه رونمایی کرد. پس اگر از نوسان احساسات تماشاگر عادی فوتبال فاصله بگیریم، به این نتیجه می رسیم که برای ترسیم دورنمای موفقیت به جای دل سپردن به پیشگویی ها باید به سراغ ترسیم راهکارها جهت تحقق رویاها رفت.

2- جام جهانی 2018 نه در نتایج حاصله بلکه در شیوه های به کار رفته توسط مربیان حاوی نکات قابل توجهی بود. اگر میزان دوندگی و آمار بالای تکل زنی روس ها را نمونه ای مبنی بر ارزش سرعت و قدرت نسبت به تکنیک بدانیم، پس دیگر کمتر می توان دلخوش به ژانر فانتزی و نوآر در زمین فوتبال بود و به جای ملودرام باید در انتظار پیدایی ژانرهای جنایی و معمایی به دست بازیکنان نقش آفرین و مربیان شطرنج باز بمانیم.

در روسیه آمار بالای دریبل زنی سلسائو و درصد بالای میانگین پاس های سالم و تعداد شوت های قابل توجه طلایی پوشان به دروازه حریفان ثمربخش نگردید. در واقع جام 2018 هشداری برای اجرای «جوگوبونیتو» بود، وقتی نگاه مینیمال به داخل مستطیل سبز هم نفوذ کرد و عقلانیت جهت دستیابی به پیروزی گلوی تکنیک برزیلی ها را پشت محوطه جریمه حریفان گرفت. در جام بیست و یکم، ارزش پاس های صحیح و آمار بالای دوندگی، بیش از مالکیت توپ به کار آمد و سرعت انتقال توپ و بازیکن از دفاع به حمله و بالعکس مهم ترین شرط بهروزی گردید. در این خصوص تنها می توان به استارت های برق آسای «روملو لوکاکو» از میانه میدان به سمت دروازه حریف نگاهی افکند و طراوت حرکات انفجاری «کیلیان امباپه» را همچون عقابی چالاک برای شکار دروازه ها به نظاره نشست.

 البته برای باخت دردآور برزیل به بلژیک جدا از نادیدگی داور نسبت به خطای پنالتی «وینسنت کمپانی» روی «گابریل ژسوس» در دقیقه 56، باید از غیبت کلیدی ترین مهره برزیلی ها یاد کرد. در واقع برخلاف نگاه طرفداران، بازیکن قابل اتکای سلسائو در دیدارهای گذشته، نه «نیمار» بلکه «کاسمیرو» بود. هافبک تدافعی برزیل در جایی دور از قاب توجهات، به خوبی وظیفه ارتباط دهی میان خطوط دفاعی و حمله را به عهده داشت و کمربند میانی برزیل در غیابش به دست پُراشتباه ترین بازیکن برزیل یعنی «فرناندینیو» افتاد. بازیکنی که اصلی ترین متهم وادادگی خط میانی برزیل در برابر هافبک های قدرتمند بلژیک بود و حالا دیگر برپایی مراسم اعتراف گیری و شنیدن صدای گریه ی جوان برزیلی در پسِ تصویری تاریک، «بی راهه» ای بیش نیست!

اگر نگاهی به مثلث شکل یافته در تیم های جام 2018 داشته باشیم، اهمیت بیش از همیشه ی هافبک های تدافعی و مرد میانه میدان که شکل نوینی از پاسوری را در فوتبال امروز نمایان می سازد، مورد توجه قرار خواهد گرفت. از این رو محرومیت «کاسمیرو» در بازی با بلژیک و جانشینی نامناسب «فرناندینیو» در کنار ضعیف ترین نمایش جام از سوی «پائولینیو» و «کوتینیو» عاملی برای شکست برزیل شد. در واقع ارزش هافبک دفاعی قهار برزیل همچون وجود موثر «انگولو کانته» در فرانسه و «لوکا مودریچ» در کرواسی است که برگ برنده تیم های فینالیست به شمار می آیند.

3- جولان علم و عقلانیت در سرزمین تزازها هم نمایان بود و این عاقلان بودند که به جای عاشقان سهامداران جام 2018 شدند. چرچیل بازی «گرت ساوت گیت» و زیرکی «دیدیه دشان» جایی برای دلبری هنرمندان آمریکای جنوبی باقی نگذاشت. سرمربی روسیه پیش از بازی با کرواسی از «چخوف» وام گرفت و کم گویی را در کنفرانس خبری همچون اتخاذ دفاعی منطقی در زمین بازی برگزید. مربی کروات همه چیز را به هنرمندان میانه ی میدانش سپرد و «روبرتو مارتینز»؛ راهبر قطارِ پرورش یافتگان مکتب خانه بلژیک شد. پس عصر حاضر سبک و سیاق تازه می طلبد و بیراه نیست که جای متفکرانی همچون «آریگو ساچی» و «امه ژاکه» را مربیانی در سطح «دیدیه دشان» و «زلاتکو دالیچ» بگیرند. در جام 2018 خوانشی دوباره از اندیشه رهبری در قاب مستطیل سبز خودنمایی کرد و حالا باید ضمن تاملی دوباره به سبک «توتال فوتبال» رینوس میشل، در شکل تمرینات تاریخی «راندوس» در بارسا شک کرد و مالکیت توپ مورد نظر «یوهان کرایف» در اواخر دهه 80 و مدل «پپ گواردیولا» در ابتدای 2000 را مورد بازنگری قرار داد و درصد مالکیت بیشتر را به نسبت میزان پیشروی به دروازه حریف و خلق موقعیت مورد سنجش قرار داد، در غیر اینصورت همانند بلژیکی می شود که با وجود 20 درصد مالکیت توپ بیشتر نسبت به فرانسه، 10 موقعیت گل کمتر خلق کرد و در نهایت تن به شکست در بازی نیمه نهایی داد.

4- تلاش چندین ساله ی برگزارکنندگان روبوکاپ جهانی برای پیشی گرفتن روبات های فوتبالیست از بازیکنان فوتبال نشانه ای از انحطاط روح انسان در عصر حاضر است. هر چند شکست تیم بی روح «گرت ساوت گیت» در بازی نیمه نهایی و رده بندی حقیقتی دیگر را نمایان ساخت، چرا که جوانان سرزنده ی انگلیس در برابر کرواسی و بلژیک خالی از تفکر انگلستان ویکتوریایی بودند و به دور از جنگندگی و سخت کوشی، فرسنگ ها فاصله با سرود هوادارانی داشتند که بعد از 52 سال جام را در خانه می خواستند و فریاد می زدند: «It's coming home» اما چهارشنبه ی بی سور انگلیسی ها ناشی از عدم وجود تمامیت خواهی مربی جوان سه شیرها و مردانش بود. در واقع بسان تفکر سارتر در کتاب قابل توجه ی «تهوع»، انگلیسی ها تحت تاثیر فلسفه «امکانیت/امکانی بودن» در برابر کروات ها تنها راه رفتند و آن جا هم که شورشی بی هدف شکل یافت، انتظار از تحقق اتفاقی شیرین نبود و آن گونه شد که کروات ها با زدن گلی طلایی خود را به نزدیک ترین قاب عکاسان رساندند تا تصاویر خبری به شکل شطرنجی درآید.

5- در بررسی سیستم 8 تیم راه یافته به مرحله یک چهارم نهایی به تیم های بلژیک و انگلیس با دفاع 3 نفره می رسیم(شیاطین سرخ اروپا در 2 بازی پیش از رده بندی از دفاع 4 نفره استفاده کرد) و به تمایل تیم ها برای چیدمان معقول و پُربازده ی 1-3-2-4. هر چند سرایت تفکر ﻛﺜﺮﺕ ﮔﺮﺍیی ﻭ ﺍﻟﺘﻘﺎﻁ ﮔﺮﺍیی عصر پست مدرن موجب گرایش مربیان به سیستم های متنوع در وضعیت دفاع و حمله می شود.

 دوران پسامدرن همان گونه که عصر آشفتگی است، دوره سیالیت نیز می باشد. هر چند در جام 2018 شخصیت تیمی نمایندگان آمریکای لاتین فرسنگ ها فاصله با اشعار شاعران این زمانه داشت و حتی مرگشان رو به آفتاب نبود. بازیکنان آرزومند «اروگوئه» برخلاف گام های بلند ابتدایی، از سبک بازی محکم «چاروآ» که هویت یافته از تفکر سرخ پوستان بومی شان است، دست کشیدند. همان گونه که «آرژانتین»ی ها تجسمی از الگوی «کمپادریتو» نبودند و هیچ تصویری از رقاصی مردان آلبی ‌سلسته در روسیه ندیدیم. لذت کشفِ زیبایی شناختی حاصل از فوتبال «برزیل» نیز در فقدان رهبری والا جان باخت. «لولا دا سیلوا»؛ رئیس جمهور سابق برزیل از داخل زندان به نقد عملکرد ستاره جوان «تیته» پرداخت و در این سوی میله ها انسان نابالغ عصر مدرن در پی بزرگ نمایی و ساخت حباب در زمین مسابقه بود. در واقع رویه ی مشترک به کار گرفته شده توسط «نیمار» و سیاستمدار متمایل به محبوبیت مردمی را می توان یک نوع «وانمودن» دانست، یعنی تظاهر به وجود آن چه وجود ندارد و به قول فیلسوفی چون «ژیل دلوز»، وانموده بی بنیان است و نشان از عدم تعادل درونی دارد و از همین زاویه ستارگان خودشیفته در سرزمین تزارها به شکلی رقت بار در پی تبدیل حسرت ها به موفقیت ها بودند و البته همان ها نیز اولین سفرکرده از جام شدند.

به زبان فرافوتبالی، شمایل حرکتی بازیکنان حاضر در جام جهانی 2018 نمایانگر تصویری از جنبش رنگ ها در فرمی همنشین با عصر پسامدرن است. زمانه ای که به قول ژان فرانسوا لیوتار-پیشگام فلسفه پست مدرن- زمانه ی وارفتگی است. به عبارتی دیگر انواع واکنش های منفی و گاه غرض ورزانه نسبت به رفتار فانتزی بازِ ماهری چون «نیمار» می تواند به جهان زیست انسان امروز متمایل گردد، چرا که اگر میل را معادل فقدان بدانیم بهتر می توانیم مرزبندی اش را با تفکر فانتزی یا به تعبیری خیال درک کنیم که به دنبال گریز از واقعیت است. همان گونه که «فروید» به جبران ناکامی های جهان واقعی در محدوده فانتزی اشاره می نماید و همان طور که فوتبال راهی برای خلاص شدن مردمان برزیل از همین جهان تاریکی است که تظاهر به روشنی دارد. پس تمارض «نیمار» بخشی از واقعیت جهان اکنون است، هر چند ذات فوتبال تمایل به نمایش فضیلت اجتماعی دارد و اگر بر مبنای کتاب چهارم «جمهور» افلاطون، 4 فضیلتِ «حکمت، شجاعت، میانه روی و عدالت» را رمزی برای گشایش در زندگی بشر بدانیم، می توانیم نشانه هایی از این فضایل را در تیم هایی بیابیم که به مراحل متعالی جام رسیدند.

 6- با گذر از روزهای خوشِ «زیباسازی با جام 2018» به روز وداع می رسیم، هر چند قاب های شیرینی در حافظه مان به ثبت درآمد و چنان نماهای خاطره انگیزی برایمان ساخت که دیگر جزئی از اثر باشکوهِ جام به شمار می آییم. «فرانسه» با پسران جادویی اش و «کرواسی» با انگیزه والای بازیکنانش آخرین سکانس این فیلم باشکوه را به تصویر درمی آورند. فاصله قهرمانی شاید به اندازه زدن یک ضربه بغل پا به کنج دروازه حریف باشد اما ارتفاع شادیِ مردمان پیروز و عمق افتخار قهرمان جام قابل هیچ سنجشی نخواهد بود. امشب فرانسوی ها زمینه لازم را برای کسب دومین عنوان جهانی دارا هستند. خروس ها در برابر کروات هایی قرار می گیرند که در میان بالانشین ها کوچکترین سهم را از نقشه جغرافیای جهان دارند، هر چند اندازه عشق شان به فوتبال را باید از هویت بالکان یافت و هولیگان هایی وحشتناک از جنس «تورسیدا اسپلیت» که در رده باشگاهی با بازیکنان «هایدوک» شوخی ندارند و برای نمونه هنگامی که تیم شان در سال 2004 در بازی پلی آف لیگ قهرمانان به نماینده ایرلند باخت، 11 قبر به شیوه 2-4-4 در زمین کندند و نام هر بازیکن را در گور مختص به خود نوشتند!

7- در تیتراژ پایانی این یادداشت تقدیر ویژه ای می کنم از تازه ترین هوادار فوتبال که دقایقی پس از راه یابی تیم ملی کرواسی به دیدار نیمه نهایی متولد شد و با پوشیدن لباس شطرنجی کروات ها روی جلد روزنامه «24 ساعت» رفت. (نگارنده نیز در سنی مشابه افتخار هواخواهی از فوتبال را به دست آورد)

اما امشب جشن یک ماهه فوتبالدوستان به پایان می رسد. میزان اشتیاق مان به قاب فوتبال چنان است که اندکی فاصله تا شروع لیگ های جذاب اروپایی به دشواری حمل عقربه های یک سال می نماید. با این حال باید به چرخش دوباره ی توپ فوتبال دلخوش ماند؛ چرخشی موزون تر از زمینی که در آن تاریکی هر روز سهم بیشتری نسبت به روشنایی می یابد.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6535/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو