بررسی فصل داغ فوتبال از قاب تلویزیون تا شادی یک ملت

یک بوسه برای تجسم رویا کافی است

یک بوسه برای تجسم رویا کافی است
calendar یکشنبه 27 خرداد 1397 در 17:05
آینه نیوز: در روزهایی به سر می بریم که دو دستی «شادی» را در آغوش گرفته ایم و این خوشی را مدیون فوتبال هستیم و جادوی شیرین گُل که با ترکیب مردانگی برای ایرانیان عشق را به ارمغان آورد. پس باید باز هم از زیبایی ها نوشت.

آینه نیوز- مرتضی اسماعیل دوست: در روزهایی به سر می بریم که دو دستی «شادی» را در آغوش گرفته ایم و این خوشی را مدیون فوتبال هستیم و جادوی شیرین گُل که با ترکیب مردانگی برای ایرانیان عشق را به ارمغان آورد. پس باید باز هم از زیبایی ها نوشت.

1- پیشتر طی یادداشتی دلبرانه از معجزه فوتبال نوشتم و از تقدس توپ که غم ها را می زداید و جهان واقعیت را حتی برای ساعاتی کوتاه طی جادوی رویا وارونه می سازد (در اینجا بخوانید). جمعه شب تجسم همان رویا بود در قلب میلیون ها ایرانی که در برابر 31 کشور دیگر جام سینه سپر کردند و به دور از هرگونه واهمه و خجالت های به بار آمده از اتفاقات سهل انگارانه برخی ها، نام کشور خود را فریاد زدند. و جام جهانی زیباترین میدان برای همین فخرفروشی ها است. تعقیب اتفاقات همین روزهای ابتدایی جام و اخبار و تصاویر به جای مانده از لبخند ملت ها بخشی از وجود همین ادعا است. فوتبالی که فراواقعیت است و از این رو نمی توان در انتظار پژوهش جمعی از ریاضیدانان برای شناخت قهرمان براساس ترکیب متد رتبه بندی با الگوریتم جنگل تصادفی بود. گاهی پیروزی با یک بوسه بر توپ شکل می گیرد و قلب میلیون ها عاشق را رنگین کمان جام ها می سازد.

2- اگر اهل خیال پردازی از نوع «آملی پولن» در فیلم دیدنی «ژان پی یر ژونه» باشید، «سرنوشت شگفت انگیز» یوزهای ایرانی مقابل «مغرب»ی ها را در جام جهانی 2018 روسیه مرتبط با «شب های روشن»ی خواهید دانست که از داستان «داستایفسکی» در قلب «سن پترزبورگ» غلطید و جاری شد در جان ایرانیان در شبی که هوای تاریک شدن به سر نداشت. شبی که به سرخی عشق به وطن، به سپیدی نام ایران و به سبزی چمن فوتبالی بود که برایمان همه ناداشته ها را در عرض چند ثانیه تبدیل به دارایی کرد و این شکوه فوتبال است که پابرهنه ها در آن به ثروتی عظیم همچون غرور ملی می رسند و قدرت با عبور یک توپ از خط دروازه ی رقیب جابجا می شود و نیستی در پستوی تاریخ جای خود را به کیسه هایی می دهد خوشرنگ تر از زر که نشستنِ خنده بر لبان مردمانی است که با هزاران وعده ی سیاسیون در طول تاریخ عمر خود را سر کرده و چپ و راست شدند تا شاید روزگاری بهاری بیابند اما تنها نظاره گر انتقال مهره ها از پستی به پستی شدند، بی آنکه نقشی در این تعویض ها داشته باشند و همچنان در نیکمت ذخیره ها شاهد نبرد جناح ها در داخل میدان سیاست برای دست یابی به دروازه قدرت هستند. اما در شب سپید 25 خرداد بازی تغییر کرد، هر چند همچنان سیاسیون خود را وارد بازی مان کردند و باز هم خواستند خودنمایی از نوع قدرت نمایی کنند اما بازی در اختیار ما بود، به دور از هرگونه تصویر هاشورخورده از سوی رسانه های رسمی؛ تصویر بدون ممیزی در خیابان ها قابل مشاهده بود، با فریادها و با خالی کردن دردها و عیان کردن شادی ها، با پایکوبی و دست افشانی و تبدیل غم به رقص. با فاصله از قوانین تفکیک جنسیتی و در جایی دور از استادیوم های تفکیک شده. از سن پترزبورگ تا زاهدان. دیگر طعم عقده گشایی به رنگ اعتراض نبود و نمادی از بودن به شکل لبخند بر در و دیوار شهرها جاری شد.

3- «ایران» برای چشم های ریز و درشت جهانیان، تصویری دوباره شد با فوتبال؛ در شبی که «عزیز بوهدوز» همان کاری را کرد که 24 سال پیش موجب مرگ «اسکوبار» شد. اما این بار نه تنها «گلوله» ای بر سینه ننشست، بلکه این «گل» از نوع ایرانی و اصیلش بود که زیبایی صدچندان نسبت به گل خودی مراکشی ها یافت؛ وقتی «گوچی» و «جهانبخش» در فضای مجازی، مدافع نگون بخت رقیب را به برخاستنی دوباره دعوت کردند.
 این روزها ایرانیان در سرزمین تزارها غزل سرایی می کنند. داستان هایی به سبک هزار و شب برای خواب های ناشکفته می خوانند. جهان را با نیروی ایستادگی خود شوکه می سازند. و این «جام جهانی» است که مهم ترین میدان برای نمایش فرهنگ و زیبایی یک سرزمین به شمار می آید؛ جایی برای کشف ناشناخته ها. پس می توان به جای دوره کردن تاریخ و جغرافیا، چشم به مستطیل سبز دوخت. حالا «ایسلند»، جزیره ‌ای دورافتاده در شمال اقیانوس اطلس و سرزمینی سرد و دورافتاده برای میلیون ها مخاطب جهانی به شمار نمی آید. به لطف مقاومت فوتبالیست های ایسلندی مقابل لشکر مجهز آرژانتینی ها به رهبری «مسی»، «ایسلند» گرم ترین نقطه زمین به تابش نفس های بازیکنانش می باشد. بذر چنین تفکراتی در طول تاریخ جام جهانی بسیار کاشته شده و فصل درو هم فرا رسید و باز هم موعد بذرافشانی خواهد آمد. تنها کافی است سراغ تیم های بی ادعای آفریقایی و آسیایی و اروپایی و امریکای لاتین و شمالی را در جام بیست و یکم بگیرید. «جام جهانی» جایی برای کشف سرزمین های ناشناخته و فرهنگ های جامانده از نگاه جهانیان است یا کشورهایی همچون «ایران» که تمدنی وارسته پشت سر داشته و برخی تیرگی ها به دلایلی بر پهنای وجودشان نشسته است و حالا مردان جوان ایرانی می خواهند عاملی جهت یادآوری عظمت نژاد آریایی به جهانیان باشند. بازی با بزرگان فوتبال، نورافکنی برای تاباندن همین شکوه و زیبایی است.

4- می گویند دومین بُرد تاریخ فوتبال ایران در جام جهانی که بعد از سپری شدن 20 سال از نخستین بُرد حاصل شد را باید به حساب شانس گذاشت. اما اگر شانس را مترادف با برآورده شدن رویاهای طلایی یک ملت بپنداریم و معجزه و خیال را بخشی جدایی ناپذیر با واقعیت و منطق بپنداریم، نه تنها لکه ای به رخسار زیبای این حادثه تاریخی نمی نشیند، بلکه اگر اولین برد «ایران» مقابل «امریکا» در جام 98 فرانسه را در کاسه سیاست بگذاریم، پیروزی ملی پوشان ایران مقابل «مراکش»، خالص ترین اتفاق فوتبالی مان تاکنون است. با نگاهی کارشناسانه می توان این مسابقه را مورد تحلیل قرار داد و شیوه اتخاذ شده از سوی مربیان 2 تیم و به خصوص مربی موفق ایرانی را واکاوی کرد، اما مهم ترین نکته از پسِ اعتماد به نفسی می آید که تیم کنونی برای کسب موفقیت دارد، به نحوی که فارغ از 20 دقیقه ابتدایی که جوانان ایرانی مبهوت جام و هیاهویش شدند، دقایق متمادی از بازی روز جمعه، نمایشی از صرف فعل خواستن بود و همان گونه که پیشتر نوشتم، جانفشانی تا فرارسیدن تیتراژ پایانی ادامه خواهد داشت و فوتبالیست های شایسته ایرانی در نخستین دیدارشان در جام 2018 چنین تفکری را به تمامی رقم زدند. اما چنین روحیه ای پیشتر نیز در کاروان ایرانیان و در تیم «کی روش» جاری بود و او همانند گفته هایش در پایان بازی با مراکش به خوبی این درس مهم را به روح ملی پوشان تزریق کرد که «وفاداری یعنی جنگیدن برای پیروزی». در این میان لباس عاریه ای را مدیرانی می پوشند که عاشق ثبت یادگاری با پیروزی هستند؛ بی آنکه اندکی بابت سهل انگاری ها در دادگاه وجدان محاکمه شوند. از جمله رئیس فدراسیون فوتبال که تنها راه نجات صندلی اش را در تمدید قرارداد با مربی پرتغالی می داند؛ مدیرانی که سهل انگاری شان مبنی بر عدم برپایی بازی تدارکاتی با بزرگان فوتبال جهان برای تیم ملی، هراس ابتدایی ملی پوشان در بازی نخست جام جهانی را رقم زد.

5- برخی معجزه ی «سن پترزبورگ» را با «ملبورن» و «لیون» یکی می دانند. اما آیا می توان میزانسن به کار رفته توسط «والدیر ویرا» و «جلال طالبی» را با  هنر «کی روش» یکی دانست؟ جدا از مواجهات متفاوتی که هر میدان می طلبد، نتایجی که در زمان مربیگری مرد پرتغالی در تیم ملی رقم می خورد، با اتفاقات پیشین به کل متفاوت است که در «ملبورن» تنها معجزه بود و جادوگری از دل ملی پوشان ایرانی زبانه زد نه از تفکر پیرمرد برزیلی و بازی ایران در برابر امریکا، اگر «بازی قرن» نام گرفت، به دلیل ابعاد سیاسی ماجرا بود نه بُرد مبتنی بر تاکتیک فوتبالی تیم ایران. در اتفاقاتی همچون بازی با مراکش، جدا از همراهی شانس، ردپای علم و دانایی از نوع فوتبال به روشنی قابل بررسی است و جدا از وجود روحیه تیمی، جابجایی درست مُهره ها توسط شطرنج باز ماهری همچون کی روش غیرقابل چشم پوشی است؛ از چینش اولیه تا فرستادن «قدوس» به نوک حمله. می توان کیفیت بازیکنان تیم ملی کنونی را نسبت به تیم باشگاهی شان در ایران سنجید و بعد به درستی گفته های مربی پرتغالی مبنی بر لزوم برپایی اردوهای بلندمدت ایمان آورد. می توان به آمار دوندگی بازیکنان ایرانی در نخستین دیدار رجوع کرد و این دوندگی را به بدنسازی و تمرینات پیش از جام متصل دانست. می توان از شیوه غربال ملی پوشان و نوع مواجهه کادر فنی با بازیکنان یاد کرد. آیا «امید ابراهیمی» در روز جمعه به لحاظ روحی و جسمی همان بازیکن «استقلال» در لیگ ایران بود؟ آیا «علیرضا بیرانوند» همان گونه در درون دروازه ایستاد که در جام آسیایی از دروازه «پرسپولیس» محافظت کرد؟
می توان اتخاذ روشی معقولانه از سوی مربی ایران را در برابر نوع بازی احساسی و پا درهوای تیم های ملی در گذشته مورد قیاس قرار داد و با نگاهی از سر آگاهی عنوان ساخت که میادین بزرگ، مردان بزرگ می طلبد و بزرگی به ستاره بودن نیست وگرنه «فرانسه» باید در برابر استرالیا در بازی نخستش در جام به دور از همراهی سیستم VAR (کمک‌ داور ویدیویی) به راحتی اقدام به شکار کانگوروها می کرد. شاید بیان این حقیقت هواخواهان بسیاری را آشفته سازد اما تفاوت بسیاری وجود دارد میان هدایت بازیکنان در محدوده ی رقابت های داخلی یا منطقه ای با سطح اول میادین جهانی و از همین رو اگر «قلعه نوعی» هر سال در رده های بالای جدول هم خانه پیدا کند و «برانکو» هر فصل در رده نخست جدول لیگ ایران قرار بگیرد؛ باز هم تجربه تلخ گذشته نشان داد که امثال آن ها با همه ادعا در روزهای بزرگ بین المللی چقدر کم می آورند و جدا از تیم های گسیخته ی ملی شان در گذشته، برای نمونه چهره سرشار از ترس برانکو در بازی با «مکزیک» در جام جهانی 2006 به خوبی در یاد مخاطبان آگاه مانده است و از اقتدار مربیان تیم ملی در گذشته چیزی نگوییم بهتر است که چه لگدها در هنگام تعویض ها روانه اشیای زبان بسته می شد! پس روزهای دشوار جهانی مردانی بزرگ می طلبد و ضمن ستایش ایستادگی جوانان ایرانی در بازی نخست، باید مهم ترین سخن را از زبان مربی شکست خورده مراکش شنید که عنوان کرد: «تیم ملی با کی روش ما را به صلیب کشید».

6- در روزهایی به سر می بریم که دشمنان مربی پرتغالی تیم ملی هم پاشنه ور نمی کشند. فعلا نه خواهری خودکشی کرده و نه فرمان را سر بریده اند و قیصر هم از سفر نرسیده است. پیروزی همیشه پادشاهی می آورد و کی روش هم این روزها هواخواهان بسیار دارد. اما بهتر است سری به بی سامانی بادهای همیشه مواجِ مُرده باد و زنده باد در روزهای آماده سازی تیم ملی بزنیم؛ از دشمنی برخی از مربیان داخلی تا روزهایی که باجگیرها و شیپورچی ها و نوچه ها پشت دروازه تیم جهانی ایران به جای ثبت زیبایی در پی کشف تیرگی بودند. همان ها که نمی دانند ایجاد یک ساختار منسجم در یک مجموعه چه اتفاق مهمی به شمار می آید. آن ها که تنها سیستم علی اصغری می شناسند و سوادشان در حد شناسایی ترکیب بازیکنان آبی و قرمز است. آن ها که از ستون روزنامه تا سکوی ورزشگاه و تا نفوذ به انواع کانال های ارتباطی در فضای مجازی، اذهان مخاطبان را به جای آگاهی، انباشته از تاریکی می کنند و خط خوردن چند نام از ترکیب تیم ملی را در حد فاجعه ای ملی بزرگ می نمایند. اما حتی کی روش قرارداد تازه ای امضاء نکند، درس های بسیاری به فوتبال ایران و تفکر برخی از همین افراد داده است؛ اگر بدانند و اندوخته ها را هدر ندهند. تن دادن به نگاه منتقدانه ی امثال کی روش، قرار گرفتن در برابر آیینه ای است که روبرویمان جلوه می کند تا تنها به این دلخوش نباشیم که هنر نزد ایرانیان است و بس. تا گمشده در اتاقی خالی از واقعیت نمانیم. تا حقیقت را فدای تعصب نکنیم و لیگ داخلی ایران را در حد لیگ قهرمانان اروپا بزرگ نپنداریم و به دنبال ستاره در آسمان فوتبالی نباشیم که هر چند سال یکبار ستاره ای از نوع علی کریمی می آفریند که اگر او هم تاکتیک پذیر نباشد؛ به راحتی قابل خط خوردن و چشم پوشی به حرمت انسجام تیمی است و از طرفی اگر بازیکن خوبی به شمار می رفت، دلیل نمی شود که حالا مربی و مفسر قابلی هم باشد. تیم ملی کنونی را قدر بدانیم که برخلاف تیم های ملی در گذشته نه ستاره دارد و نه متکی به ستاره ای است. آری، گل ایران به «مراکش» را هیچ بازیکن ایرانی نزد. ما هیچ ستاره ای نداریم اما با افتخار از بهترین تیم تاریخ ایران با بهترین واژه ها یاد می کنم.

7- یادی هم از رسانه ای کنیم که همچنان گمان می برد تنها منبع رسمی برای انتشار اخبار و تصاویر است؛ در شرایطی که عقل این رسانه انقدر قد داد که بداند در روزهای جام جهانی به سر می بریم و لازم است تلویزیون هم تا حدی رنگ جام به خود بگیرد، از این رو در روزهای نخست جام، مستندهایی درباره فوتبال پخش شد همانند «دریبل»، «محمد صلاح» و «داستان پیروزی ژرمن ها». از سویی جدا از پخش مستندهای سیاسی تحت عنوان فوتبال! و فوران حاشیه بابت شرایط ناگوار خرید و پخش جام جهانی فوتبال توسط صدا و سیما، مجموعه ای گزارشی با نام «فوتبال فقط بهونه اس» از شبکه افق پخش می شود که می توان عنوان «انقلاب جنسی 3» را بر آن نهاد که کارگردان هایش یکی است و نگاهی باز هم خالی از تفکر و این بار به دور از مواجهه فوتبالی دارد چرا که به جای این که تزریق گر حس خوب زندگی باشد، در پی کاهش اهمیت زیبایی است و گواه ادعایش به جای شور جهانی فوتبالی ها در نقاط مختلف جهان، نگاه یخ زده ی تماشاگران روسی نسبت به فوتبال است، پس گرمای فصل داغ فوتبال در رسانه ملی کجاست؟!

اما مهم ترین اتفاق فوتبالی تلویزیون را باید در رقابت میان دو شبکه «سه» و «ورزش» دانست و در حالی که «2018» و «فصل داغ فوتبال» به طور همزمان در ساعات عصرگاهی و شبانگاهی پخش می شود؛ فاصله ای کاملا آشکار را می توان در نزد گردانندگان دو برنامه جست. «عادل فردوسی پور» با برنامه اش اتفاقات ویژه ای را در ادامه برنامه موفق «90» در تلویزیون رقم می زند تا با وجود دشواری ها، همپای شبکه های معتبر خارجی همراه با میهمانانی برجسته شود؛ هر چند آگهی های سرسام آور تلویزیونی کمتر مجالی جهت همراهی با بزرگان فوتبال را می دهد. در آن سو «جواد خیابانی» در شبکه ورزش به وقت ساعت خواب مانده ی «ورزش و مردم» عمل می کند.
فردوسی پور برای نخستین بار از ترکیب «حشمت مهاجرانی» و «علی پروین» در یک برنامه زنده تلویزیونی رونمایی کرد؛ پیرمردانی که نوع مواجهه شان با تیم ملی کنونی نشان داد که مانند برخی از مربیان داخلی از نسل حسادت نیستند. در ویژه برنامه جام جهانی 2018 فردوسی پور، «ساموئل اتوئو» روی صندلی میهمان نشست اما روبروی مجری احساسی تلویزیون در شبکه ورزش، آرش برهانی و رضا عنایتی و نیز میرشاد ماجدیِ قرار گرفت که از نگاه تلویزیونی ها، «دکتر» است!
فاصله برنامه ها از شیوه برخورد حرفه ای با مقوله رسانه، احترام به مخاطب و نوع علاقه به فوتبال می آید و انقدر واضح و عمیق است که نوشتن درباره اش هدر دادن واژه ها است.

8- «داستایفسکی» در بخشی از رمان ارزشمند «شب های روشن» از شبی جادویی برای مردمانی چند پهلو یاد می کند: «آسمان به قدری پر ستاره و صاف بود، که با دیدنش نمی توانستی از خود بپرسی چگونه این همه آدم های کج خلق و دمدمی مزاج می توانند زیر آن زندگی کنند؟» مردمان ایران فارغ از همه تاریکی ها به هوای معجزه فوتبال سپید شدند و فریاد یکی شدن سر دادند. کژی ها جا ماند و غبارها زیر آسمان شادی محو گردید. اما همیشه نمی توان در انتظار معجزه ماند و «واقعیت»، خود را به تمامی عرضه می کند. در حالی که برخی با کادر بزرگ نمایی، جام طلایی را در دست ملی پوشان ایرانی تصویر کرده اند، این بار به جای توصیه به سرکشیدن جام خیال باید اهمیت امر واقع را گوشزد کرد. نمی توان باز هم در انتظار پیشگویی موفقیت آمیز «آشیل»؛ گربه پیشگوی روسی نشست. روزهای دشواری در انتظار تیم ملی است. شاید در برابر پادشاهان فوتبال جهان سری بلند کنیم و دست خدای مارادونا به یاری مان بشتابد، اما ما فارغ از ثبت ارقام در برابر اسپانیا و پرتغال، به عزم سرشار از امید و دانایی تیم کنونی ایمان داریم. تیمی که از جان مایه گذاشت و برای یک شب هم که شده برایمان روشنی را به همراه آورد و به قول راوی داستان داستایفسکی، «آیا چنین لحظه ای برای تمام عمر مردی کافی نیست؟»
ما با اعتقاد به حقیقت تیمی که به دور از هرگونه شعار سر دادن، از میدان مستطیلی تا نیکمت انتظار «یکدل» است، بازی های پیش روی بچه های ایران زمین را تماشا می کنیم. تیمی یکرنگ، یکدست و دوست داشتنی که هیچ ستاره ای ندارد اما به قول فردوسی پور؛ چقدر این تیم خوبه و چقدر داریم لذت میبریم ما.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6488/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

0

0

[1397/04/03 - 00:03]

0

0

[1397/04/03 - 00:04]

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو