گزارش تحلیلی سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر

ترکیب غریب هیاهوی بیرون سالن با جهان متفاوت داخل فیلم ها!

ترکیب غریب هیاهوی بیرون سالن با جهان متفاوت داخل فیلم ها!
calendar دوشنبه 21 خرداد 1397 در 11:30
جشنواره جهانی فیلم فجر جدا از همنشینی نگاه سینمایی ها با آثاری متنوع از چهارگوشه ی جهان، می تواند راهی برای توجه پژوهشگران در مسیر بینامتنیت باشد تا از مسیر تماشا به سراغ مطالعه در زمینه ی مقولات متفاوت بروند...

مرتضی اسماعیل دوست: جشنواره جهانی فیلم فجر جدا از همنشینی نگاه سینمایی ها با آثاری متنوع از چهارگوشه ی جهان، می تواند راهی برای توجه پژوهشگران در مسیر بینامتنیت باشد تا از مسیر تماشا به سراغ مطالعه در زمینه ی مقولات متفاوت بروند. سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر یا به عبارتی مفهومی تر، چهارمین جشنواره مستقل فجر جهانی با همه نقاط مثبت و منفی به کار خود پایان داد اما حواشی پُرهیاهوترین دوره از این جشنواره ی تفکیک شده از بخش ملی همچنان به راه خود ادامه می دهد. این گزارش به سراغ وجوه مختلف از اتفاقات و آثاری می پردازد که طی روزهای برگزاری جشنواره به دیده نشست و حال در صفحه جاری می گردد.

از چشمان خیره کودکان تا نگاه تلخ منتقدان

حواشی سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر، پیش از برگزاری جشنواره و حتی پیش از برپایی نشست خبری دبیر جشنواره شروع به کار کرد. ماجرا با رونمایی از پوستر اصلی جشنواره آغاز شد؛ از 2 کودک معصوم که خیره به چشمان دوربین مانده اند. اما در آن سوی میدان برخی منتقدان بودند که از مدت ها قبل برای بیرون آوردن خنجر تیز نقادی آماده شده بودند و پوستر متفاوت جشنواره سی و ششم، راهی برای بروز انتقادات را فراهم ساخت و مخالفان با عنوان ساختن این که طراحی به کار رفته فاقد نشانه های سینمایی است و نیز پوشش دو کودک در طرح انتخابی، نمایانگر ارادت برگزارکنندگان به دوران قجری است بخشی از دیدگاه خود مبنی بر فاصله «جشنواره جهانی» با «فجر انقلاب» را مطرح ساختند. نقدی که توسط طراح پوستر و دبیر جشنواره مورد پاسخ قرار گرفت و عنوان گردید که المان های به کار رفته نمایانگر قدمت تاریخ و سینمای ایران بوده و نگاه خیره کودکان به دوربین را نمایشی از مفهوم «ژست» در قالب تصویر عنوان کردند. آن چه مسلم است تاکید برگزار کنندگان جشنواره بر این بود که از طریق برپایی اتفاقات مختلف، بازگوکننده ی 120 سالگی سینما در ایران باشند و اشارات فوق از درون پوستر جشنواره تا کیک افتتاحیه و نمایش 120 فریم عکس از 120 سینماگر تاریخ سینمای ایران نمایان گردید.

از کیک افتتاحیه تا فیلم های بحث برانگیز ایرانی

براساس وعده برگزارکنندگان جشنواره جهانی فجر و مطابق با رسم فستیوال های معتبر، قرار بر این شد که مراسم افتتاحیه شکل نگیرد و از این رو دقایقی پیش از نمایش فیلم افتتاحیه ی دوره سی و ششم، با حضور دبیر و برخی از اعضای تیم اجرایی جشنواره، کیک تولد ۱۲۰ سالگی سینمای ایران توسط رضا کیانیان بریده شد. نکته مهم در خصوص اولین روز رسمی برگزاری جشنواره، استقبال مخاطبان از فیلم «آن سوی ابرها» ساخته مجید مجیدی بود که در غیاب سازنده اش، با استقبال اهالی رسانه مواجه گردید. اشتیاق برای تماشای فیلم های ایرانی که در روزهای مختلف برگزاری جشنواره ادامه یافت و در حالی که صندلی های خالی برای بیشتر فیلم های خارجی قابل مشاهده بود، فیلم های ایرانی با ازدحام جمعیت برای تماشا مواجه شدند. این نکته می تواند نمایانگر فاصله نگاه مخاطبان ایرانی با آثار متفاوت خارجی و تمایل اهالی رسانه برای نزدیکی به حواشی اتفاقات آثار ایرانی باشد. فیلم هایی که تناسب شان با حوزه بین الملل و سطح کیفی شان جهت قرار گرفتن در لیست آثار جشنواره جای بحث باقی می گذارد. آن چه پیدا است برگزارکنندگان جشنواره با انتخاب فیلم های ایرانی به دنبال ایجاد جوی پُرهیاهو بوده اند، چرا که انتخاب فیلم های جامانده ی جشنواره ملی فجر همانند «آستیگمات» و «اردک لی» و حضور فیلم کمدی «مارموز» هیچ توجیهی برای قرار گرفتن در محدوده بخش بین الملل و نمایش برای میهمانان خارجی در بخش بازار ندارد.
 

جشنواره جهانی فیلم فجر در پی مشتری جهانی

هنگامی که 4 سال پیش برای اولین بار بخش های «ملی» و بین الملل «فجر» به شکلی مجزا برگزار گردید، منتقدان چنین جداسری را غیرحرفه ای و فاقد کارکرد فرهنگی دانستند اما مسئولان وقت سینمایی با عنوان این که این اقدام راهی برای ورود به فضای متقابل اثربخشی میان سینمای منطقه و سینمای ایران خواهد بود، سعی داشتند با انتخاب زمانی متفاوت و مسیری متمایز، راهی برای گسترش اثرگذاری بخش بین الملل جشنواره را فراهم کنند. بر این مبنا تیم اجرایی فعلی به مدیریت «رضا میرکریمی» از دومین دوره ای که بخش بین الملل مستقل گردید، هدف خود را یافتن جایگاهی برتر در میان فستیوال های منطقه دانست و به همین منظور با همراهی جمعی از سینماگران، اقدام به شناسایی کشورهایی نزدیک به فرهنگ و سینمای ایران برآمدند و بیشترین تمرکزشان بر آثار سینمای کشورهای آسیای میانه، بالتیک و آمریکای جنوبی معطوف شد. از سویی با توجه به نوپایی جشنواره جهانی فیلم فجر- به شکل مستقل- راهی به جز انتخاب آثار متناسبی که پیشتر در فستیوال های معتبر مانند برلین، ونیز، کن، لوکارنو، تورنتو و ... حضور داشتند، نبود. از این رو آمار فیلم های جشنواره سی و ششم جهانی فجر همچون سه دوره گذشته اش بیشتر معطوف به آثاری گردید که «اولین نمایش منطقه ای» و «نخستین نمایش در آسیا» را دارا بودند و «نخستین نمایش جهانی» کمتر راهی به خانه «فجر بین الملل» یافت. از سویی در مقررات جشنواره قیدی لحاظ گردید که فیلم های حوزه آسیای میانه و خاورمیانه تنها به شرطی شایسته انتخاب در بخش سینمای سعادت(بخش رقابتی) جشنواره خواهند بود که به جز کشور سازنده ی فیلم، قبلا در هیچ نقطه ای به نمایش درنیامده باشند. چنین نحوه گزینشی نمایانگر اهداف برگزارکنندگان جشنواره برای رسیدن به پایگاهی مطمئن برای سینماگران منطقه می باشد. در قوانین این دوره از جشنواره محدودیتی هم برای سال ساخت فیلم های متقاضی پیش بینی شد، اگر چه چند فیلم از چنین قیدی با مجوز دبیر جشنواره گذر کردند، چرا که پیش از سال های 2018 و 2017 تولید شده بودند و جدا از آثار بخش های «بازسازی کلاسیک ها» و «زنگ هفتم»(ویژه نمایش برای دانش آموزان)، مستندهای «دریای غم» و «همدلی» محصول سال 2016 و فیلم های سینمایی «رزا چومبه»(2015)، «شور متحد» (2014)، «جبر لاپلاسی»(2016)، «خانه  دیگران»(2016)، «لوکا»(2016) و فیلم های کوتاه «معماری»(2015)، «آن مرطوب بود»(2016)، «بازیافت کنندگان مکزیک»(2016) مغایر با مقررات اولیه جشنواره بودند که با مجوز دبیر انتخاب شده و به نمایش درآمدند.

از کارگاه های آموزشی تا بازار سرد فیلم

بخش های اصلی سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر شامل «سینمای سعادت»(مسابقه بین الملل)، «جلوه گاه شرق»(پانورامای سینمای کشورهای آسیایی و اسلامی) و «جام جهان نما»(جشنواره جشنواره ها) و بخش های فرعی جشنواره شامل «نمایش فیلم های کلاسیک مرمت شده» و «مستند زیر ذره بین» و بخش نمایش های ویژه شامل «فانوس خیال»(نمایش های نیمه شب)، «شاخه های شکسته زیتون» (دریچه ای به تحولات روز جهان اسلام) و «مروری بر آثار سینمای سایر کشورها(سینمای ایتالیا و گرجستان) بوده است. اما جدا از نمایش فیلم های بخش های مختلف، رویدادهایی همچون «دارالفنون»، سمینارهای آموزشی و نشست های دانشگاهی در طول برگزاری جشنواره برپا شد. همچنین بخش مهم «بازار فیلم» که قلب تپنده ی فستیوال های مختلف جهان است، همچنان در جشنواره جهانی فیلم فجر تنها شکل دکور به خود گرفت و با مشاهده بازار سرد فیلم در روزهای برپایی جشنواره می توان اذعان کرد که این بخش تنها خلاصه به نمایش فیلم های ایرانی غیرمتربطی گردید که عمده مخاطبانش به جای مشتریان خارجی، مخاطبان ایرانی بودند! اگر چه «مهدی یادگاری»؛ مدیر بازار فیلم از علاقه شرکت های دیجیتال به بازار محتوای دیجیتال گفت و کارگاه‌ های تخصصی بازار فیلم برپا گردید اما عدم کارایی این بخش به شکل مشهودی در ادوار مختلف جشنواره نمایان است، هر چند مدیر بازار فیلم، کساد بازار را به شکل فراگیری به فستیوال های معتبری چون «کن» و «برلین» تعمیم داد و امیر اسفندیاری؛ معاون بخش بین ‌الملل جشنواره با استناد به مدارک دریافتی از نمایندگان فیاپف(فدراسیون بین ‌المللی انجمن‌ تهیه‌ کنندگان فیلم)، جشنواره جهانی فیلم فجر را دارای گرید یک و در ردیف 15 جشنواره برتر دنیا دانست اما نکته قابل تامل این است که عدم نقش آفرینی بخش خصوصی، عدم بازاریابی مناسب برای فیلم‌ های ایرانی، فقدان تبادلات تجاری و سوت و کور بودن غرفه‌ های تعبیه شده در محل برگزاری جشنواره نشان می دهد که حال و روز واقعی «بازار فیلم» در «جشنواره جهانی فیلم فجر» چگونه بوده است. در این میان منطقی ترین وضعیت بازار از زبان دبیر جشنواره بیان گردید و «رضا میرکریمی» با پذیرش این که مشکلات متعددی برای برپایی مناسب بازار فیلم در ایران وجود دارد، از فاصله زیاد این بازار با شرایطی ایده آل علیرغم تلاش های صورت یافته گفت.

از دیگر بخش های قابل توجه جشنواره جهانی فیلم فجر، «دارالفنون» بود. ایده ای که از ابتدای جداسازی بخش بین الملل از ملی مورد توجه دست اندرکاران برگزاری جشنواره قرار گرفت و مخاطب هدفش را جوانان مستعد منطقه جهت پرورش دانست. در «دارالفنون» سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ۱۱۰ هنرجوی ایرانی و خارجی از ۲۷ کشور در کارگاه های آموزشی که یک روز پیش از نمایش فیلم افتتاحیه آغاز به کار کرد، حاضر شدند. در کنار کارگاه های درنظر گرفته شده، نشست ها و سمینارهایی نیز با حضور سینماگران مختلفی برگزار شد که اگر چه عنوان «تخصصی» گرفته بود، اما مختصاتی مشابه با نشست خبری داشت و محور گفته های سخنران جلسه حول محور خاطرات تمایل می یافت!

بی نظمی در نمایش فیلم ها در حضور آقای کارگردان و منشی های صحنه!

یکی از راه های شناسایی موفقیت یک تیم اجرایی در یک رویداد هنری، رعایت نظم و تبعیت از یک برنامه مدون و از پیش تعیین شده می باشد. از این لحاظ باید به برگزارکنندگان جشنواره جهانی فیلم فجر نمره منفی داد، چرا که نمایش همه فیلم های این جشنواره با حداقل تاخیر 15 دقیقه ای همراه بود و گاه این تاخیر برای نمایش فیلم هایی همچون «دروغ کوچک مصلحتی»، «زندگی در گذشته پیش رو» و «موریانه» به 35 دقیقه نیز رسید. صف طولانی افراد متقاضی پشت درب سالن و به هم ریختگی برنامه مخاطبان سینما برای حضور به موقع در سانس های انتخابی و تبدیل شدن ماهیت جشنواره ای به ظاهر بین الملل به رویدادی محلی! بخشی از پیامدهای بی نظمی حاکم در جشنواره سی و ششم جهانی فجر بود. وضعیت وقتی تاسف برانگیز می شود که بخشی از چهره های مطرح سینمای ایران همچون «رضا کیانیان» تحت عنوان «رئیس کاخ جشنواره» و نگار جواهریان به عنوان «مدیر اجرایی کاخ جشنواره» و «پانته آ پناهی ها» به عنوان همکارش برای برپایی نظم جشنواره به استخدام درآمدند، در حالی که نه کاخی برای جشنواره وجود داشت و نه اندک نظمی با وجود انبوه سینماگران برپا شد و حتی وجود افراد فوق یکی از دلایل عدم نمایش به موقع فیلم ها در زمان مقرر شد چرا که به رسم جشنواره جهانی فیلم فجر، افراد انتخابی پیش از نمایش فیلم ها به صحنه آمده و از روی مطالب مندرج در کتابچه جشنواره که در اختیار مخاطبان هم قرار داشت، به معرفی فیلم و خلاصه داستان اقدام می کردند و در حالی که کمترین اطلاعات درباره جهان فیلم، هویت سینمای تولید کننده ی محصول و اندیشه سینماگر نزد بازیگران انتخابی برای معرفی فیلم وجود داشت، تنها نتیجه حضور این گونه افراد به دیرکرد زمان نمایش فیلم ها منجر شد. این در حالی است که رسم فستیوال های بین المللی چنین است که سازنده اثر دقایقی کوتاه به مخاطبان خوشامد گوید اما غیبت فیلمسازان و بی برنامه گی مجریان جشنواره، فضایی نامانوس و دقایقی زجرآور را پیش از تماشای فیلم ها رقم زد و صف های انتظار مخاطبان در حالی شکل گرفت که آقای کارگردان(دبیر جشنواره) در کنار منشی های صحنه(جواهریان و پناهی ها) چند قدم آنسوتر تنها نظاره گر بودند! نکته مهم غیبت سینماگرانی بود که آثارشان در بخش های مختلف جشنواره به نمایش درآمد، چنان که حتی «مجیدی»؛ غایب اولین نمایش فیلم جدیدش در روز افتتاحیه بود و جدا از سینماگران آسیای میانه و فیلمساز همدلی چون «آیدا بگیچ» بوسنیایی، جای خالی فیلمسازان در میان 300 مهمان خارجی جشنواره مشهود بود.

نقش پُررنگی که جشنواره بر دوش سینماگر پُرهیاهوی هالیوود گذاشت

 وقتی در میانه نشست خبری دبیر جشنواره در روز 22 فروردین عنوان گردید که میهمان ویژه ی سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر، «الیور استون» خواهد بود، اگر چه نگاهی ستایش آمیز از همت برگزارکنندگان برای دعوت از مرد اسکاری نقش بست، اما خیلی زود مشخص گردید که هدف از حضور استونِ جنجالی، تحت الشعاع قراردادن نگاه های مختلف بود و به نوعی می توان اذعان داشت که چشمان و سخنان نافد سینماگر مطرح هالیوودی سرپوشی بر نقاط ضعف جشنواره گردید. مساله مهم عدم استفاده مناسب از میهمانان شناخته شده جشنواره بود و حضور «الیور استون»؛ کارگردان اسکاری هالیوود، «اولیویه مگاتون»؛ کارگردان دو قسمت از فیلم سینمایی «ربوده شده»، «توماس ماخ»؛ فیلمبردار آثار ورنر هرتزوگ، «فرانکو نرو»، «یورن دانر»؛ تهیه کننده فیلم «فانی و الکساندر» اینگمار برگمان، «لری اسمیت»؛ فیلمبردار همکار استنلی کوبریک و «ژان پی ‌یر لئو»؛ یکی از چهره‌ های موج نوی سینمای فرانسه و بازیگر نقش «آنتوان دوآنل» فیلم «چهارصد ضربه» تنها نقش تزئینی و در مواردی بازارگرمی داشت.

تفکر دوگانه سوز برگزارکنندگان جشنواره!

آن چه با مرور رخدادها و نیز تماشای بسیاری از فیلم های 4 دوره از جشنواره جهانی فیلم فجر و علی الخصوص در 3 دوره اخیری که با نگاه تیمی متشکل از سینماگران ایرانی رویت گردید، گرایش مدیران جشنواره جهانی فجر به سلیقه ی جمعی از فستیوال های مطرح دنیا برای گزینش آثار مهجور و کشف فیلمسازان ناشناخته بوده است و بسیاری از برنامه های شکل گرفته در ادوار جشنواره مستقل فجر، برگرفته از اتفاقاتی مشابه در جشنواره های شاخصی همچون «کن»، «برلین» و «ونیز» بود و از این رو بخش هایی همچون «پانوراما»، «نمایش های نیمه شب» و «کلاسیک های مرمت شده» در «جشنواره جهانی فجر» نمایان گردید. از سویی از حال و هوای ورک شاپ ها و اساتید دعوت شده و شمایل فیلم ها می شد تخمین زد که اندیشه جشنواره به جای دلسپاری به هیاهوی تجاری هالیوود، به سوی سینمای هنری و سلیقه ای اروپایی تمایل دارد. دعوت از «الکساندر سوکوروف»ی که همچنان دغدغه تجربه گرایی دارد و مراوده با «سمیح کاپلان اوغلو» چه به عنوان داور جشنواره و چه استاد کارگاه و چه کارگردان فیلمی نوپا، نمایانگر تفکر زیست برگزارکنندگان جشنواره می باشد. از «زینب اوزباتور آتاکان»؛ تهیه کننده برخی از آثار «نوری بیلگه جیلان» تا «میلچو مانچفسکی»؛ کارگردان مقدونیه ای فیلم «پیش از باران» و از «دبورا یانگ» با سلیقه ای متفاوت در جمع منتقدان آمریکایی تا «لخ مایفسکی»؛ شاعر، نقاش، نویسنده و کارگردان گزیده کار لهستانی که دوستداران جدی سینما از او فیلم هنرمندانه ی «آسیاب و صلیب» را به یادگار دارند، همگی نمایه ای جهت توصیف تفکر گردانندگان «جشنواره جهانی فیلم فجر» بوده است. در این وادیه، چهارمین دوره ای که به تازگی پایان یافت، خط بطلانی بر بافت تحلیلی این رویداد نوپا کشید. ماجرایی که نشانه ای از عقب گرد مدیران جشنواره نسبت به دیروز تفکری برخاسته از «سینمایی متفاوت» بود. وقتی «استون» پُرهیاهو جایگزین «سوکوروف» بی آشوب می شود، وقتی انتخاب فیلم های ایرانی جامانده از «فجر ملی»، بازار نمایش های مردمی را گرم کرده و صف های طولانی آثاری همچون «مارموز» بر فیلم های خاص بخش اصلی جشنواره (سینمای سعادت) سایه ای بلند می افکند. وقتی کلاس سیاسی «استون» از اندیشه ی سینمایی کارگاه های آموزشی سبقت دلخراشی می گیرد، وقتی ایجاد حاشیه بر متن سینما برتری می جوید، وقتی دعوت از چهره هایی همچون «رامبد جوان به اتفاق همسر محترم»! موجب راه اندازی بازار سلفی در لابی جشنواره می گردد و میهمانان جشنواره را به جای نشاندن پای فیلم هایی با نگاه متفاوت، پای قاب تماشا مشغول می سازد، دیگر همه باورهای شکل یافته درباره نگاه هویت مند «جشنواره جهانی فیلم فجر» رنگ می بازد. در واقع مساله قابل نقد، انتخاب فیلم های رونمایی شده در جشنواره های شناخته شده ای همچون «تورنتو»، «کارلووی واری»، «لوکارنو»، «مونترال» و «بوسان» نیست، شکاف وقتی ایجاد می شود که تمایل برای جذب حداکثری مخاطبان، اهداف اولیه را تحت الشعاع قرار دهد و نگاهی دوگانه میان غلطیدن در دام هیاهو و ماندن بر نگاهی همسو با ذائقه مخاطبانی متفاوت نسبت به سینمای گیشه را موجب می شود. حضور همزمان «طالب زاده» و «دبورا یانگ» روی نیمکت نقادی، برپایی همزمان بخش «زیتون‌های زخمی» با آثاری متفاوت از جشنواره ای همچون برلین و برگزاری نمایشگاه عکس‌های آلفرد یعقوب ‌زاده با نام «انتفاضه» در کنار نمایش اثر بازسازی شده ای از «گدار» اگر چه می تواند نشانه ای از تمایل مدیران جشنواره برای جذب سلایق مختلف فکری و البته سیاسی باشد، اما نمایشی از عدم وجود رویکردی مشخص نزد برگزارکنندگان جشنواره خواهد بود.

حاشیه گرم ترین رنگ است!

حواشی رخ داده در چهارمین سال مستقل شدن بخش بین الملل، همه کم حاشیه بودنِ سه دوره پیشین را پوشش داد! از پوستر جشنواره تا حضور «استون»، از خوشامدگویی چهره ها پیش از نمایش فیلم ها تا پوشاندن لباس گشاد کارشناسی بر تن بازیگرانی که کمتر تناسب و اطلاعی درباره جهان فیلم مورد انتظار داشتند، همانند انتخاب «هانیه توسلی» برای معرفی فیلم «دولتوف» و رهنمود به مخاطبان برای درک سینمای روسیه! از قجری خواندن جشنواره توسط منتقدان تا ادعای دبیر جشنواره مبنی بر بی هزینه بودن حضور «استون» در ایران که بنا بر گفته «میرکریمی» برخلاف رویه معمولی که چنین سینماگرانی طی می کنند، هزینه استون و همسرش برای ورود به ایران تنها دو بلیت رفت و برگشت «بیزینس کلاس» و نیز یک گلیم ایرانی بوده است. از سویی برخی منتقدان بودجه 8‌ میلیاردی جشنواره را پیش کشیدند و از طرفی دبیر جشنواره از تقلیل هزینه ها نسبت به دوره پیش گفت و در حالی که مطابق معمول، صورت ریز مبالغ صرف شده تاکنون رسانه ای نگردیده است، همچنان بازار گرم نقادی برقرار است.

اختتامیه ی خندوانه ای سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر!

عصر پنجشنبه ۶ اردیبهشت ماه مراسم اختتامیه «سی و ششمین جشنواره جهانی فجر» در تالار وحدت برگزار شد، در حالی که عدم تسلط «رامبد جوان» و تمایلش برای اجرای «خندوانه»ای دیگر در برابر نگاه سینماگران تبدیل به حجم بسیاری از انتقادات شد و ناهماهنگی اسفناک مجریان برپایی مراسم، بیش از هر انتخاب و جایزه ای خبرساز گردید. جوایزی که از 50 تا 400 میلیون ریال میان برندگان بخش های مختلف درنوسان بود.


 

نگاهی اجمالی به برخی از آثار مهم «سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر»

اگر نقدهایی بر عدم نظم پذیری و نیز سردرگمی جشنواره در طی مسیر وجود دارد، اما انتخاب آثاری با سطحی کیفی قابل توجه می تواند یکی از وجوه قابل تقدیر «سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر» باشد. دبیرخانه دائمی جشنواره و البته پویایی و دانش مشاورانی همچون شهرام مکری، سعید عقیقی، مجید اسلامی، کامیار محسنین و مهرداد اسکویی موجب انتخاب آثاری گردید که اگر چه پیشتر در جشنواره های معتبری به نمایش درآمده بود اما برای مخاطبان ایرانی که دنبال غافلگیری از نوع سینمایی غیرهالیوودی بوده و در پی کشف فیلمسازانی ناشناخته اما خلاق از چهارگوشه جهان هستند، اتفاق خوشایندی را رقم زد. اگر چه مشاهده برخی از سالن های نمایش فیلم های خارجی در برابر صف دراز تشکیل یافته برای فیلم های نحیف اما پُرهیاهوی ایرانی و بی توجهی اهالی رسانه به آثار روز سینمای متفاوت جهان، جای تامل و نقد باقی می گذارد و این شگفتی را در پی دارد که این دسته از افرادِ غایب، با چه شعبده ای تبدیل به ناقدان سطح کیفی جشنواره شدند! اما تنها نگاهی گذرا می تواند نمایان سازد که آثار شایسته در جشنواره امسال کم نبوده است.
 

«معدنچی» به کارگردانی و نویسندگی هانا اسلاک
از جمله آثار برجسته جشنواره سی و ششم جهانی فجر، فیلم اسلوونیایی «معدنچی» بود. اتفاقی واقعی از کشف جسد هزاران نفر در اعماق معدنی متروک، دستمایه برای نمایش اثری شگفت انگیز گردید. فیلمی بی ادعا که ساختار مدونش در روایت گری می تواند نمونه ای قابل اشاره برای برخی از سینماگران ایرانی باشد. فیلمی که به دور از هرگونه زائدنگاری به شکلی موجز، منطقی و طراحی شده نشانه ها را چنان در کنار هم می چیند که در عین پایندی به قواعد درام، در لایه ای زیرین هویدای تمایل جهان امروز برای مدفون کردن حقیقت دیروز و نیز تعمیم پذیری سلطه پذیری از یک فرد به یک جامعه می باشد، بی آنکه لحظه ای در دام هایی همچون شعارگرایی، سانتی مانتالیسم و ملودرام سازی با طعم اندوه گرفتار آید.


 

«ترانه گرانیت» به کارگردانی پَت کالینز

نماینده سینمای ایرلند در بخش غیرانگلیسی زبان اسکار سال گذشته، از هیچ، همه چیز می سازد. با صدا و تصویر جادوی روایت می آفریند، با کمترین دیالوگ، قصه می سازد. با شمایلی سیاه سفید، تابلوهایی تصویری می آفریند. زندگی بیوگرافیکِ خواننده ای ایرلندی را تبدیل به خاطره ای دسته جمعی از آوانمایی می سازد و با نشانه هایی جزئی مسیری هوشمندانه را پی می ریزد. در «ترانه گرانیت»، قاب ها و صداهای خارج از قاب هویتی واحد می یابند و «صدا» بهانه ای می شود جهت ورق زدن خاطره ها. فیلم آوانگارد «ترانه گرانیت» که به ظاهر درباره جهان زیست «جوهینای»؛ آوازه خوان فولکلور ایرلندی است، نجوای انسان های غریبی می شود که گام در تاریخ می نهند و اصالت خود را از طریق «بازسازی صدا» می جویند. از این رو «ترانه گرانیت» هم ترانه ای باشکوه است و هم مرثیه ای در رسای دلتنگی آدمیان.

«دولتوف» ساخته الکسی جرمان جونیور

فیلم برنده خرس نقره ‌ای «دستاورد هنری برجسته» از جشنواره برلین ۲۰۱۸ به سراغ یکی از نویسندگان شناخته شده روسی می رود و جهانِ در تبعید «سرگئی دولتوف» را تبدیل به اثری متمایل به نیشخند تاریخ می سازد؛ وقتی سیطره قدرت بر روح هنرمند را در روایتی تو در تو میان خیال و واقعیت به میدان می آورد و نیز نگاه دوسویه «روشنفکر» و «قدرت» را به چالش می کشد و این جا است که فیلمِ الکسی جرمان جونیور نه 6 روز از زندگی نویسنده ای روس، بلکه روح جاری در قلب تاریخ را به دادگاه قضاوت مخاطب دعوت می کند؛ با طعمی که بیش از آن که در پی تلخی باشد، شیرین می نماید.

 «انقلاب خاموش» به  کارگردانی لارس کراومه

فیلمی که رجعت به سیاست دارد اما دربندِ سیاست نیست و بیش از این که روایت اتفاقی برآمده از روح انقلاب باشد، تصویری دیدنی و اجرایی ماهرانه از مفهوم سوء ظن و خیانت را نمایان می سازد. این که عده ای از جوانان دبیرستانی مدرسه ای در آلمان در بحبوحه قیام مردمان مجارستان، داعیه کشف و حفظ رازی معمایی را در سر می پرورانند و سیستم سیاسی حاکم بر مدرسه، با نقشه هایی ناجوانمردانه در پی ایجاد حفره در پیمان بچه ها می شود. «انقلاب خاموش» با ضرباهنگی مناسب که از تدوین می گیرد و از روایتی مهندسی شده که از فیلمنامه ای منسجم سرچشمه می یابد، یکی از بهترین های جشنواره جهانی فجر امسال بوده است.

«غرش» ساخته کونستانتین پوپِسکو

 محصولی دیگر از سینمای شکوفا شده ی رومانی که به شکلی طمانینه وار قصه اش را پیش می برد و در نهایت مخاطب را به وهمناک ترین و در عین حال دردناک ترین مواجهه آدمی نسبت به بحران شکننده زندگی هدایت می کند، وقتی گم شدن ناگهانی «ماریا»ی 5 ساله پدری را به جنونی مشابه با حال تراویس بیکلِ «راننده تاکسی» می رساند تا در سکانسی متشکل از عجز و دیوانگی، جنایتی غریب را شکل دهد. شاید تماشای سکانس منهدم ساختن مغز مردِ مورد سوء ظن توسط پدرِ کودک گمشده می تواند برای منتقدان و توقیف کنندگان فیلم «خانه پدری» به کار آید!

«حفار» به کارگردانی لی جوهیونگ

«حفار» بر اساس فیلمنامه ای از کیم کی‌ دوک، روایت غریبی است میان مرز قربانی و متجاوز. سوال دنباله داری که «کیم کانک ایل»؛ کهنه سرباز دیروز مطرح می کند، پاسخی به بلندای تاریخ دارد که سهم سربازان فرمانبر از تصمیمات سردمداران قدرت مبنی بر نابودی جهان چقدر است. پرسشی که «کیم» گام به گام از فرماندهانش می پرسد که «چرا ما رو فرستادین اونجا؟»
«حفار» اما برخلاف ظرفیتی که برای تبدیل شدن به فیلمی شعارگو و روایتی سیاسی دارد، بنا بر خلاقیت سازنده اش ساختار مستحکمی یافته و به دور از درشت نمایی مقابل دوربین، از نمادها و نشانه ها به شکلی موثر استفاده می کند که برای نمونه می توان به شغل شخصیت اصلی فیلم اشاره کرد که راننده بیل مکانیکی است و محل کارش زمینی است که در واقع گورستان شکل یافته توسط او و دوستانش می باشد.

مطلب فوق به قلم نگارنده در شماره 22 نشریه فرهنگ امروز(نشریه تخصصی فرهنگ و علوم انسانی) منتشر گردید.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6476/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو