اقتباس سینمایی از رمان معروف «فارنهایت 451» به روایت «رامین بحرانی»؛ فیلمساز امریکایی- ایرانی تبار

از کتاب سوزی ها تا پیشگویی ها

از کتاب سوزی ها تا پیشگویی ها
calendar یکشنبه 30 ارديبهشت 1397 در 13:53
آینه نیوز: «رامین بحرانی» یکی از استعدادهای جوان ایرانی تبار است که در خارج از کشور توانست قابلیت هایش را به خوبی عرضه کند. این فیلمساز ایرانی با اقتباس از رمان معروف «فارنهایت 451» نوشته ری بردبری در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۸ حضور داشت. اثری که امیر نادری به عنوان همکار فیلمنامه نویس و همچنین همکار مونتاژ در آن مشارکت نمود. رامین بحرانی از ژوئن سال 2016 کار اقتباس این فیلم را شروع کرد و از ژوئن 2017 کار فیلمبرداری فیلم آغاز شد.

آینه نیوز: «رامین بحرانی» یکی از استعدادهای جوان ایرانی تبار است که در خارج از کشور توانست قابلیت هایش را به خوبی عرضه کند. این فیلمساز ایرانی با اقتباس از رمان معروف «فارنهایت 451» نوشته ری بردبری در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۸ حضور  داشت. اثری که امیر نادری به عنوان همکار فیلمنامه نویس و همچنین همکار مونتاژ در آن مشارکت نمود. رامین بحرانی از ژوئن سال 2016 کار اقتباس این فیلم را شروع کرد و از ژوئن 2017 کار فیلمبرداری فیلم آغاز شد.

رامین بحرانی که در دانشگاه کلمبیا کارگردانی تدریس می‌ کند، در سال 2009 موفق به کسب کمک هزینه گوگنهایم شد و نشریه آبزرور او را به عنوان یکی از فیلمسازان مستقل برتر نسل جدید سینمای آمریکا معرفی کرده است. اقتباس سینمایی او از «فارنهایت 451» از روز 29 اردیبهشت ماه به روی پرده رفت. به گزارش ایبنا و به نقل از نیویورک‌ تایمز، این فیلمساز امریکایی ایرانی تبار متنی درباره اقتباس سینمایی از رمان معروف «فارنهایت 451» نوشت که در ادامه می آید:

«برای ساختن این فیلم هیچ کتابی آسیب ندید.» چنین تکذیب‌ نامه‌ ای در پایان فیلم جدیدم وجود ندارد، چرا که ما یک عالم کتاب آتش زدیم. شعله‌ افکن‌های قدرتمندی طراحی کرده و کتاب‌ ها را شکنجه کردیم. این کار برایم آسان نبود. از بچگی به من یاد داده بودند که کتاب‌ بخوانم و به آن احترام بگذارم؛ حتا گذاشتن یک فنجان چای روی کتاب گناه محسوب می‌ شد. در خانه پدری‌ ام «دیوان حافظ» مثل یک کتاب دینی، مقدس شمرده می‌ شود.

اما حالا من داشتم اقتباس سینمایی رمان اثرگذار ری بردبری به نام «فارنهایت 451» را می‌ ساختم که آمریکای آینده را نشان می‌ داد، جایی که کتاب‌ ها غیرقانونی‌ اند و آتش‌ نشانان آنها را آتش می‌ زنند. وقتی ساخت این اثر سینمایی را در اوایل سال 2016 شروع کردم با سوال بزرگی مواجه شدم: آیا مردم هنوز به کتاب‌ های فیزیکی اهمیت می‌ دهند؟

از یک دوست 82 ساله مشاوره گرفتم. گفت: «برو کتاب‌ها را بسوزان. آنها هیچ معنایی برای من ندارند. می‌ توانم هر چیزی را در تبلتم بخوانم، از «حماسه گیل‌ گمش» تا آثار یو نسبو و می‌ توانم آنها را در تختم، در هواپیما یا کنار اقیانوس بخوانم، چرا که همه در آی-کلودم است و از شکنجه آتش‌ نشان‌ هایت در امان است.» اگر یک پیرمرد چنین تفکری دارد، پس نوجوانان چه فکر می‌ کنند؟ رمان بردبری اثر کلاسیکی است که در مدارس سرتاسر آمریکا آموزش داده می‌شود. برای بردبری کتاب‌ها منبع دانش و ایده بودند. او از آینده‌ ای می‌ ترسید که در آن این چیزها در معرض خطر قرار بگیرند و حالا آن آینده اینجاست: اینترنت و شبکه‌های اجتماعی جدید و تهدید بالقوه آنها برای تفکر جدی در قلب اقتباس سینمایی من است.

من هرگز از یک کتاب اقتباس نکرده بودم، چه برسد کتاب به این مهمی. تغییر اثری چنین درخشان و محبوب همیشه برخی از طرفداران را ناراحت می‌ کند. می دانستم که بردبری از اقتباس سینمایی سال 1966 فرانسوا تروفو حمایت کرده بود. از این مهم‌ تر بردبری خودش «فارنهایت 451» را دو بار بازنویسی کرد؛ اول به عنوان یک نمایش روی صحنه و بعد به عنوان یک اثر موزیکال و بسیاری از عناصر را تغییر داده بود. با قرار دادن بردبری به عنوان راهنما و پایبند بودن به ایده‌هایش، کار روی متن فیلم‌ نامه را آغاز کردم.

«فارنهایت 451» در اوایل دهه 1950 نوشته شد، نه چندان بعد از آنکه نازی‌ ها کتاب‌ ها و در نهایت انسان‌ها را سوزاندند. منبع الهام کلیدی بردبری هجوم تلویزیون‌های سیاه و سفید هفت اینچی به خانه‌های مردم بود. بردبری طرفدار لادیسم نبود. او نمایش‌نامه می‌نوشت، از جمله یکی که «موبی‌دیک» از رویش ساخته شد. او همچنین 65 اپیزود برای یک مجموعه تلویزیونی نوشت. اما در «فارنهایت 451» بردبری ما را از تهدید رسانه‌های جمعی برای خواندن آگاه می‌کرد، از بمباران احساسات دیجیتال که می‌توانست جایگزین تفکر انتقادی شود.

در رمان، او دنیایی را تصور می‌کند که مردم روز و شب با خیره شدن به صفحات غول پیکر روی دیوار خانه‌های خود سرگرم می‌شوند و با دوستان خود از طریق همین صفحات حرف می زنند. بردبری از  ظهور ریدرز دایجست نگران بود. امروز ما ویکی‌پدیا و توییتر داریم. بردبری نگران بود که مردم فقط تیترها را بخوانند. امروز به نظر می‌ رسد نصف کلمات با ایموجی‌ ها جایگزین می‌ شوند. هرچه بیشتر زبان را از بین ببریم، بیشتر افکار پیچیده را از بین می‌بریم و راحت‌تر تحت کنترل در می‌آییم.

بردبری از نابودی حافظه می‌ ترسید. امروز ما گوگل و صفحات رسانه‌های اجتماعی‌ خود را به عنوان محافظ خاطرات، احساسات، رویاها و حقایقمان در نظر می‌ گیریم. سوزاندن کتاب در فیلم یک چالش قانونی بود. جلد اکثر کتاب‌ها تحت قانون کپی‌رایت است و در بیشتر موارد ما موفق به کسب اجازه برای نمایش آنها نشدیم، چه برسد به اینکه آن را جلوی دوربین آتش بزنیم.

تماشای سوختن کتاب‌ها یک تجربه فرازمینی بود. صدای جلز و ولز صفحات در حال سوختن مثل صدای نفس زدن صدها روح در حال مرگ بود. هرچه بیشتر می‌سوزاندیم، بیشتر هیپنوتیزم می‌شدیم؛ منظره مسحورکننده صفحات لول خورده و رقص خاکستر در خلاء. بردبری باور داشت که ما خواستیم دنیا اینگونه شود؛ که از آتش‌نشانان بخواهیم کتاب‌ها را بسوزانند. که سرگرمی جای خواندن و اندیشیدن را بگیرد. که به سیستم‌های سیاسی و اقتصادی رای بدهیم تا ما را خوشحال نگه دارند، نه آگاه. او می‌گفت که ما تصمیم گرفتیم حریم خصوصی و آزادی‌مان را به شرکت‌های فناوری بدهیم. که ما تصمیم گرفتیم میراث فرهنگی و دانشمان را به آرشیوهای دیجیتال بدهیم. بزرگ‌ترین ارتش آتش‌نشانان در دنیای دیجیتال بی‌فایده خواهد بود. چطور می‌خواهند جلوی کسی را بگیرند که در زیرزمین خانه‌اش با یک لپ‌تاپ از ترس هک شدن هزاران سال تاریخ بشر، ادبیات و فرهنگ مخفی شده و می‌تواند با یک ضربه همه را پاک کند؟ چه کسی متوجه خواهد شد؟

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6428/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو