اندر حکایت «تبلیغ» در مسیر بهروزی محصول فرهنگی!

ای بسا اسب تیزرو که بماند

ای بسا اسب تیزرو که بماند
calendar سه شنبه 18 ارديبهشت 1397 در 16:25
آینه نیوز: عنوان تامل برانگیز «دوگانگی» دقیقا برازنده ی بخشی از جامعه و علی الخصوص حوزه ی هنری ما است؛ حوزه ای متشکل از فعالان هنر و گروه هایی که در زمینه های مختلف من جمله «تبلیغات» مشاوره می دهند. از این رو نقش ها با نقش آفرین ها همزاد نمی شود و کنش گران وارد مسیری می شوند که پیشتر منتقد جدی اش بودند...

آینه نیوز- مرتضی اسماعیل دوست: عنوان تامل برانگیز «دوگانگی» دقیقا برازنده ی بخشی از جامعه و علی الخصوص حوزه ی هنری ما است؛ حوزه ای متشکل از فعالان هنر و گروه هایی که در زمینه های مختلف من جمله «تبلیغات» مشاوره می دهند. از این رو نقش ها با نقش آفرین ها همزاد نمی شود و کنش گران وارد مسیری می شوند که پیشتر منتقد جدی اش بودند. در این سرزمین عدم همخوانی رفتارها و گفتارها و غریبگی ادعا با عمل، در بزنگاه های مختلف خود را نمایان می سازد و البته بهانه ای می گردد نزد آگاهان تا ذات حقیقت را جایی فراتر از محدوده ی «زبان» بجویند. در این مسیر هر روزه شاهد اتفاقاتی در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ورزشی، فرهنگی و ... می شویم که واقعا حیران از انتخاب این دو گزینه می گردیم که باید تاسف برگزینیم یا خنده برآریم؟!

برای گزینه های متضاد می توان نمونه ها آورد؛ مثلا حکایتی غریب میان دل سپردن به سینمای «هالیوود» نزد تفکری که خود را داعیه دار مبارزه با «امرپالیسم جهانی» می داند یا غرق شدن در تفکر «فیلمفارسی» در حالی که بازیگران پیش از انقلابِ همین نوع سینما توسط چنین تفکری مُهر «مبتذل» می خورند و نیز انواع حکایاتی که به شکل شگفتانه ای کنار هم می نشینند، در حالی که هر یک به شکلی مجزا مسیری کاملا متفاوت را در سر می پرورانند. چنین پیوندهای ناهمسانی تنها نمایانگر «عدم وجود اندیشه ای مشخص» نزد صاحبان مدعیِ مسیر بهروزی است.

به گزارش آینه نیوز، نمایش تعجب برانگیز «به وقت داعش»ی ها در شب گذشته نه مردمی بود و نه ویژه. نه به وقت بود و نه نمایه ای مناسب برای سیاستی که فیلم حاتمی کیا ادعایی مبنی بر دغدغه بیانش را دارد که «داعش در چند قدمی ما است». نتیجه عملیات روز گذشته، افسوس برای تفکری است که با ادعای هنر پای به عرصه می گذارد اما برای فتح گیشه، اسب زین می نماید. در واقع برخلاف نگاه سودجویانه ی مدیر پردیس کورش، رسیدن به گیشه ای افزون تر ارزش به فریاد و جیغ درآوردن مردمانی را ندارد که به دور از هر تشویشی، در پی آرامشی چند ساعته در شبی مثلا آرزومدار بوده اند. شب گذشته نه جشن هالووین بود و نه روزی که خیال خام داعشی های واقعی در این سرزمین جامه عمل بپوشد. تنها یک اکران برای یک فیلم بود و بس. آن هم فیلمی که داعیه ی گام نهادن در مسیر ارزش ها داشته و ارزش های معنوی در تولید و عرضه محصولاتش را فراتر از بازی ارقام در دالان گیشه می پندارد. البته نکته قابل تاکید، عذرخواهی و حلالیت طلبی کارگردان «به وقت شام» از مردم بود و «حاتمی کیا» برخلاف شب اختتامیه ی فجر این بار هنرمندانه رفتار کرد و سهم خود را از سفره زننده ی گروه تبلیغاتی مجزا ساخت. مسیر نامناسبی که هیچ پیوندی با فرهنگ جامعه ایرانی و نوع تبلیغ کالای فرهنگی در کشورمان ندارد و اگر چنین رویه ای مورد نظر دیگران قرار بگیرد، داستان های بامزه ای را می توانیم تصور کنیم که مثلا گروه تبلیغات فیلم «خوک» چند خوک وارداتی را وارد پردیس های زیبای آقایان کند یا «پوریا آذربایجانی» و تیمش جهت فروش بیشتر وعده ی برقراری «تلگرام» را در اکران ویژه ی «جشن دلتنگی» به شکل خوشایندی اعلام نماید!

به گزارش آینه نیوز، تبلیغات عجیب «به وقت شام» می تواند بهانه ای باشد برای تامل کردن به مساله مهم «تبلیغات» و مرحله ای که در همه جای جهان جز ایران از اصلی ترین مسیر فرآیند شکل گیری یک اثر هنری است. مرحله ی «پس تولید» که زنجیره ای طولانی و به هم پیوسته از مسائل فنی تا بازاریابی را شامل می شود. اما متاسفانه بارها در حوزه های مختلف هنری در کشورمان شاهد فرآیندی معیوب، پیش پاافتاده، تقلیدی و تکراری در زمینه تبلیغ محصولات فرهنگی بوده ایم و زمانی هم که قرار بر «تنوع گرایی» می شود، اسب و شمشیر و اسلحه و ریش قرمز و ... به میدان می آید. از طرفی ناکارآمدی گروهی که خالی از عنصر مهم «خلاقیت» هستند و از سویی دیگر نمایش تاسف برانگیز «یک بام و دو هوا بودن» در مسیر اکران و تبلیغ فیلم های مختلف به شکلی غیرعادلانه موجب بروز پارازیت هایی در مسیر دریافت نگاه مردم نسبت به مقبولیت یک محصول هنری می شود. اگر بسیاری از تبلیغات تلویزیونی به تیزرهای کش رفته از تولیدات برون مرزی یا تکیه بر عناصری ناکارآمد خلاصه شده است، اگر توازنی میان اندازه و سهم هر فیلم از چرخه تبلیغات وجود ندارد، اگر مسیر تبلیغ کالای فرهنگی خلاصه به چند بازی پیش پاافتاده توسط روابط عمومی ها در فضای مجازی می شود که به شکلی دروغین و نخ نما اقدام به بزرگ نمایی محصولی توخالی می کنند، همین می شود که امروز شاهدش هستیم و در واقع هزینه تبلیغات با حرکت در مسیر سوددهیِ محصول به شکلی مماس درنمی آید. پس مهم ترین شرط بهره وری برای کامیابی یک محصول فرهنگی، حضور در میدان غیرفرهنگی و بازی در زمین «هیاهو» می شود و آن ها که چنین قاعده ای را برنتابند، باید تن به شکست ناگواری بدهند که نمونه اش «فراری» است که فارغ از اندازه ی کیفیتش که نیاز به نقادی دارد، نمونه ای آماده از تلف شدگی به دلیل بی غوغایی است.

به گزارش آینه نیوز، تبلیغ شگفت انگیز «به وقت شام» در اکران خیلی ویژه ی «کورش»! ادامه ای بر مسیر نامناسبی است که این فیلم از زمان اکران در پیش گرفت و انبوه تبلیغات تلویزیونی «به وقت شام» به شکلی بود که برخلاف پندار تیم تولیدکننده، تبدیل به «ضد تبلیغ» گردید و اگر هم عده ای را رهسپار سینماها کرد و بهروزی سرمایه گذارش را موجب شد، اما عده بیشتری را که حتی فیلم را ندیده و قضاوتی ندارند، از چنین ساخته ای منزجر ساخت. این در حالی است که صاحبان آثار ارزشی ادعای ماندگاری تولیدات خود را دارند و چنین مسیر سعادت مندانه ای با بروز فرآیندی مغایر در عرصه تبلیغات در تضاد خواهد بود. به هر روی «زمان» بهترین قضاوت را درباره آثار بر جای می نهد و چه بسا در چرخه روزگار بنا به باب دوم از حکایات «گلستان سعدی»، رونده بودن گاه به شکلی معکوس درآید و «اسب تیزرو» از «خر لنگ» جا بماند! (عنوان تیتر برگرفته از چنین نگاهی است).

آن چه پیدا است چهره کریه بازیگرِ سیاهی لشگر! «به وقت شام» در اکران روز گذشته به تلخی در یاد افراد بسیاری می ماند که شاید نه در اکران ویژه «کورش» افتخار حضور داشتند و نه حتی فیلم را به تماشا نشسته اند. به هر روی فضای به هم ریخته ی سینمای ایران و متوهم بودن برخی افراد دست اندرکار موجب بروز اتفاقاتی شگفت انگیز می گردد و انواع تبلیغاتِ غیرخلاقانه ی محصولات سینمایی از طراحی پوستر تا تولید تیزر و نیز عدم رعایت عدالت در چرخه اکران، خروجی ناخوشایندی را در عرصه قضاوت به دنبال دارد. شاید در چنین هوای غبارآلودی، بروز و جولان انواع آثار غیرجدی و منتقدانه از طنزنوشته تا فیلم کمدی بهترین پاسخ به فضای موجود باشد؛ هر چند شوخی هم در این مسیر تحت تعابیری جدی و سیاسی مورد نقد و قضاوت قرار می گیرد اما هنگامی که شخصی، نهادی را شعبه ای از «سونی پیکچرز» تصور می کند و آن یکی عنوان «هالیوود اسلامی» بر سازمانی نوپا می دهد، می توان تنها با زبان تلخ و شیرین طنز با ماجراها مواجه شد؛ همان کاری که «مانی حقیقی» با «خوک» و «مانی باغبانی» با «خرگیوش» انجام داده اند.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6378/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو