تحلیل اتفاقات «سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر» در روز گذشته(یکشنبه)؛

استقبال «چارسو» از جوجه اردک زشتِ جشنواره ی ملی فجر!

استقبال «چارسو» از  جوجه اردک زشتِ جشنواره ی ملی فجر!
calendar دوشنبه 03 ارديبهشت 1397 در 15:36
آینه نیوز: جوجه اردک زشتِ جشنواره ی ملی فجر در آخرین دقایق باقیمانده از عمر روز یکشنبه 2 اردیبهشت با استقبال مخاطبان در سالن شماره 2 چارسو مواجه شد تا «بهروز غریب پور» بعد از سال ها «دونده»گی از «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» تا «تالار فردوسی»، در قاب جادویی سینما مورد توجه قرار بگیرد. هر چند نمی توان به تازه ترین اثر سینمایی کارگردان فعال تئاتر عروسکی، نمره قبولی داد چرا که «اردک لی» به لحاظ فنی دچار معضلاتی است...

سرویس سینمایی آینه نیوز- مرتضی اسماعیل دوست: جوجه اردک زشتِ جشنواره ی ملی فجر در آخرین دقایق باقیمانده از عمر روز یکشنبه 2 اردیبهشت با استقبال مخاطبان در سالن شماره 2 چارسو مواجه شد تا «بهروز غریب پور» بعد از سال ها «دونده»گی از «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» تا «تالار فردوسی»، در قاب جادویی سینما مورد توجه قرار بگیرد. هر چند نمی توان به تازه ترین اثر سینمایی کارگردان فعال تئاتر عروسکی، نمره قبولی داد چرا که «اردک لی» به لحاظ فنی دچار معضلاتی است.

به گزارش آینه نیوز، اگر احوال روز گذشته سی و ششمین جشنواره جهانی فجر را جویا باشید، همه چیز خوب بود و ملالی نبود جز دوری منتقدان! «کارگران مشغول کارند» و بساط سلفی در «کلاس هنرپیشگی» با حضور دوستان برپا شد و البته در داخل سالن ها عطر فیلم بر مشام عاشقان استشمام گردید. در این میان برخی دچار «سوء تقاهم» شده و به دنبال «راه رفتن روی سیم» بودند و برخی به شکلی هنرمندانه، «آن سوی واژه ها» را به جهان زیبایی ها پیوند زدند. روز گذشته برخی از فیلمسازان وطنی، زمین تصویر را به آسمان فوتبال رج زدند و در کمال شگفتی و از طریق ساق های طلایی «لاس پالماس»ی ها رویای کهکشانی های «رئال مادرید» را نقش بر آب کرده و با «هت تریک» شدن مواجه کردند، هر چند خلاقیت مردان لالیگایی در جان اندیشه ی فیلمساز ایرانی پیدا نبود!
در قلب داد و ستد تجاری تهران، بیشترین نقش آفرینی توسط موبایل ها به ثبت درمی آید تا فراتر از سودای هنر، «چارسو»ی توجه برجسته گردد و این «موریانه»ها باشند که زورشان به قاب بی ریای کودکان ایستاده در پوسترِ جشنواره برسد تا روح هویت را با خدشه در اصالت سوراخ کنند. در روز گذشته و در عمری دیگر از «سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر»، «نامه ای به رئیس جمهور» از طریق سینمای افغانستان صادر شد و فیلمساز محبوب جشنواره جهانی فجر روی صحنه ظاهر شد تا بگوید: «هرگز مرا ترک نکن».

به گزارش آینه نیوز، فیلم سینمایی «اردک لی» ساخته بهروز غریب پور براساس داستانی در فضای سال های پیش از انقلاب است. فیلمی سیاه سفید که از نگاه هیات انتخاب آثار سی و ششمین جشنواره ملی فجر مورد پذیرش قرار نگرفته بود و همین نادیدگی اعتراض کارگردانش را موجب شد. تازه ترین ساخته سینمایی «غریب پور» درباره روزگار سردِ نوجوان آذری زبانی با نام خانوادگی «اردک لی» است که مورد تمسخر همشاگردی هایش قرار می گیرد. فیلم در همین ایده باقی می ماند و بسیاری از سکانس ها تنها نمایانگر بافت فکری آن دوران بوده و شخصیت ها به حال خود رها می شوند. حسین مهکام نیز با «آندرانیک»ش فضای بهار 1328 در ارومیه را برای روایت گری انتخاب کرد اما دومین ساخته این نویسنده و فیلمساز جوان همانند تجربه نخستش به شکل عقیم مانده ای رها گردید. مواجهه اخلاقی یک کشیش با نجات جان شاعر و روزنامه نگاری ارمنی با نام «آندرانیک» و مواجهه ی قدرت طلبانه ی ستوانِ نظمیه چی با کشیش و دخترش؛ سونیا(الهام کردا) با پویایی همراه نشد، هر چند نماها و فضاهای مناسبی مانند استفاده ی دراماتیک از پیوند آرشه با ویولن سلِِ دختر و نیز گفت و گوی به ظاهر عاشقانه ی سروان با دختر ارمنی در محضر شمایل عیسی مسیح از سوی سازنده به کار گرفته شد و «مهکام» در دیالوگ نویسی نیز کاربلد نشان داد اما عدم پیوند مناسب میان دغدغه ی انسانی کشیش با موقعیت و وجه اعتباری اش در نزد مردم، اتفاقی شایسته برای تحسین را رقم نزد. فصل بندی «آندرانیک» یادآور روایتی سه پرده ای است اما برخلاف نام گذاری فصل دوم تحت عنوان «توفان» و انتظار مخاطب برای خلق دومین پرده ی باشکوه از تقابل احساس با عمل، چنین اتفاق خوشی رخ نداد.

تماشاگر ویژه ی اکران فیلم «آندرانیک» در عصر روز یکشنبه، «لوریس چکناواریان»؛ موزیسین برجسته آثار کلاسیک بود که هنوز آنطور که باید ارزشش درک نگردیده است. این هنرمند پس از تماشای فیلم در گفت و گو با نگارنده از اتمام نگارش سمفونی تازه اش و آمادگی برای ضبط آن در یکی از کشورهای اروپایی گفت.

در روز گذشته همچنین نشست مطبوعاتی «دبورا یانگ»؛ منتقد هالیوود ریپورتر که شیفته ی همیشگی آثار ایرانی است، در «گذر اجتماعات» طبقه ی هفتم مجتمع چارسو برگزار شد. اما چهره ی پُرکار این روزهای «سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر»، «احمدرضا معتمدی» است. فیلمساز فلسفه خوانده ای که می تواند حامل اطلاعات مناسبی درباره تعلق خاطر سینما به اندیشه باشد. «معتمدی» که این روزها مرتب در «چارسو» و «فلسطین» در رفت و آمد است، روز گذشته در نشست «هم اندیشی سینما و دین» سخنرانی کرد. به پیشواز دوستان فیلسوفش برای تماشای «سوء تفاهم» در «چارسو 5» رفت و چند گام آن طرف تر به لحاظ مکان و زمان در ساعت 15:30 در «چارسو 2» اکران دیگری از تازه ترین ساخته اش را همراه با مخاطبان تجربه کرد. هر چند «راه رفتن روی سیم» به شکل آزار دهنده ای فیلم بدی از آب درآمده است. فیلمی که همه چیزش را از یک عنوان گرفته و به آن هم بسنده می کند؛ «مهاجرت یک گروه موسیقی زیرزمینی». اما فیلمساز توان پرداخت مناسب به این ایده مرکزی را ندارد و هر گوشواره ای هم بر گوش این موضوع گذاشته، نه تنها زیبایش نکرده بلکه به چهره مضحکانه ای تبدیلش ساخته است. از این رو گفت و گوی سازهای ایرانی با غربی در سطحی ترین نگاه قرار گرفته و انواع پیام های سطحی مانند خودکشی ناگهانی شاعر جوان در کِشتی به دلیل به فنا رفتن زبان فارسی، تبدیل شدن یک بازرس قضایی به خدمه کشتیِ مسافربری که دختر آهنگسازِ مقام قضایی را به شکل قاچاقی به آنسوی مرز می برد و نیز خنثی بودن پدر و همه اعضای گروه «جیرجیرک ها» تنها در قالب شعار به تصویر درمی آید. کارگردانی شلخته و فیلمنامه پُرحفره ی «راه رفتن روی سیم» از سویی بازگوکننده ی این مطلب است که مساله مهم سفارشی بودن یا نبودنِ کار نیست بلکه مساله این است که سوژه انتخابی باید تبدیل به محصولی گردد که چکیده اش حاوی ذوق و سلیقه هنرمند باشد نه مدیرانی که تنها خط پایانی ماجرا را به امضاء درمی آورند!

به گزارش آینه نیوز، روز گذشته تازه ترین ساخته ی «آیدا بگیچ» در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمد و خوشبختانه این بار سازنده اثر در سالن حضور داشت و پیش از نمایش فیلم «هرگز مرا ترک نکن» به شکلی کوتاه به حاضران خوشامد گفت. فیلمساز بوسنیاییِ تحسین شده در کن، از همان «برف»ش با جشنواره جهانی فیلم فجر ارتباط خوبی برقرار کرده است اما «هرگز مرا ترک نکن» که درباره دلتنگی های کودکانه ی مهاجران سوری در ترکیه است، بیشتر از خلق روایتی شناور، متوسل به سانتی مانتالیسم می شود و با وجود تلاش سازنده برای خلق موقعیتِ بغرنج مهاجران، به تمامی نمی تواند لباس موفقیت به تن کند.

«موریانه» ساخته «مسعود حاتمی» دیگر اثر به نمایش درآمده در روز گذشته بود که باز هم با تاخیری نیم ساعته روی پرده نشست. انگار سالن 5 چارسو مار ناپیدایی دارد که در چند نوبت موجب هراس از نمایش به موقع آثاری شده است! «موریانه» با بازی بهتاش صناعی ها و مریم مقدم-زوج فیلمساز- و با نقش آفرینی کارگردان جوانش به نمایش درآمد هر چند به دلیل ذات متفاوتش در داستان گویی و به دلیل روحیه ای که برای نمایاندن «تجربه ی تو در توی واقعیت با نمایش» دارد، کمتر امکان این را خواهد داشت که در چرخه اکران داخلی خودی نشان دهد و باید بیشتر به دنبال اکران محدود در «هنر و تجربه» یا فرصت حضور در فستیوال های بین المللی باشد. اما نکته ای که لازم به اشاره می باشد، جسارت و پویایی فیلمسازان اولی است که برخی از آن ها در جشنواره جهانی فیلم فجر امکان حیات یافتند و متاسفانه این تنفس به شکل تعجب برانگیزی در بخش ملی فجر به آن ها داده نشد؛ آثاری مانند «درساژ» که تنها جرم شان عبور از کلیشه های نخ نمای روایت گری در سینمای ایران است!

سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نیمه ی راهش رسیده است. تا چهارمین روز جشنواره، 24 فیلم از آثار ایرانی و خارجی را به تماشا درآورده ام و برخی را نیز پیش از جشنواره مشاهده کردم. تا اینجای کار اتفاق متفاوتی نسبت به 3 دوره پیشین جشنواره ی مستقل فجر رخ نداده است و همانند دیگر رویدادهای سینمایی، برخی از آثار، ارزنده بوده و برخی نیز ضعیف هستند. در این میان اگر به «جشنواره جهانی فیلم فجر» به عنوان اتفاقی کاملا متمایز نسبت به «جشنواره ملی فجر» نگاه کنیم و به دلیل فضا و ماهیت متمایز این جشنواره نسبت به برادر دوقلویش، آن ها را از هم جدا کرده و هریک را به شکلی مجزا مورد قضاوت قرار دهیم، کمی بیشتر با این رویداد همراه خواهیم شد. جشنواره ای که سودای آقایی در منطقه دارد و می تواند هر نام دیگری جدا از آن چه هست، به خود بگیرد چرا که در هیچ جای جهان، جشنواره ای دو بخشی میان آثار داخلی و خارجی نمی توان یافت و از طرفی اگر عمر جشنواره جهانی فیلم فجر را نه «سی و شش سال» بلکه «چهار دوره» بدانیم، خواهیم دانست که چندان سنی بر این کودک نرفته است که انتظار بزرگی از آن داشته باشیم و متاسفانه افرادی که مبادرت به قیاس این جشنواره با فستیوال های درجه یک بین المللی می کنند، شناختی از فضای رویدادها و آثار جشنواره هایی چون «کن» ندارند و اصولا به اندازه ی انگشتان یک دست فیلمساز و فیلم نمی شناسند و تنها یک عنوان در چنته دارند و مرتب با همان بازی می کنند، اما حقیقت ماجرا این است که به دلایل مختلف که جای طرحش در این جا نیست، جشنواره فیلم فجر در همه ادوار برگزاری اش نتوانست وجهه ی پُراعتباری از خود نزد جهانیان بسازد تا حالا  فیلمسازان درجه یک جهان و حتی مطرح ترین کارگردان ایرانی سال های اخیر برای بخش جهانی اش، سر و دست بشکنند! پس باید حداکثر استفاده را از هنرمندان شناخته شده ای همچون «ژان پی ‌یر لئو»، «فرانکو نرو»، «لری اسمیت»، «الیویه مگاتون»، «الیور استون» و دیگر چهره های معروفِ حاضر در جشنواره امسال داشت و حضور این هنرمندان را به برنامه هایی فراتر از حضور در کارگاه ها و انجام سخنرانی مبدل ساخت و برنامه هایی جهت مواجهه ای نزدیک میان سینماگران ایرانی در رشته های مختلف با این هنرمندان بین المللی تدارک دید.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6272/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو