گزارش «آینه نیوز» از «چهارمین روز» سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر

آشنایی با یک «مارموز» در «چارسو» یا چگونه می توان با کمال تبریزی سلفی خنده گرفت؟!

آشنایی با یک «مارموز» در «چارسو» یا چگونه می توان با کمال تبریزی سلفی خنده گرفت؟!
calendar یکشنبه 02 ارديبهشت 1397 در 12:31
آینه نیوز: روزهای سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر در حال سپری شدن است؛ با همان هیاهویی که خنثی کننده یک سکوت ذاتی است و با همان سلفی گرفتن با چهره ها که تنها کامروایی اش برای عکاسان خبری است که فرسنگ ها فاصله با تماشا و نقد و تحلیل دارند. اما نکته متمایز در روز گذشته، استفاده از کارشناسان سینما به جای مشاهیر سینمایی! برای معرفی فیلم و خوشامدگویی به حاضران بود که همین میزان تغییر می تواند ارزنده باشد. گزارش «آینه نیوز» نگاهی ویژه دارد به اولین نمایش فیلم «مارموز»؛ فیلمی که شوخی با سیاستمداران می کند و به نقد قدرت می پردازد.

سرویس سینمایی «آینه نیوز روزهای سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر در حال سپری شدن است؛ با همان هیاهویی که خنثی کننده یک سکوت ذاتی است و با همان سلفی گرفتن با چهره ها که تنها کامروایی اش برای عکاسان خبری است که فرسنگ ها فاصله با تماشا و نقد و تحلیل دارند. اما نکته متمایز در روز گذشته، استفاده از کارشناسان سینما به جای مشاهیر سینمایی! برای معرفی فیلم و خوشامدگویی به حاضران بود که همین میزان تغییر می تواند ارزنده باشد.

به گزارش آینه نیوز، اگر بخواهیم از روش «خندوانه» ای ها برای بررسی اتفاقات فرهنگی و غیرفرهنگی کشورمان استفاده کنیم، می توانیم به زور بخندیم و همانند اتفاق روز گذشته در لابی طبقه 6 مجتمع سینمایی چارسو، به جمع «رامبد جوان»، عکاسان و جمعی از خبرنگاران بپیوندیم و در حال گرفتن سلفی، فریاد بزنیم، «ما خیلی باحالیم»! یا می توانیم به وجه معنادار تیزر بخش سینمای سعادت سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر توجه کنیم که از زبان کاراکتر «مهدی احمدی» در فیلم «چهل و هفت» به منتقدان تذکر داده می شود: «امشب مهمونی گرفتم دوستامو دعوت کردم میخوای گند بزنی توش؟!» پس همانند بسیاری دیگر از خبرسازان روزگار به شکلی محترمانه و با دلی خوش از خوبی ها خواهیم گفت و مرتب در دل به خود می گوییم «عصبانی نیستم» و هیچ وقت فراموش نمی کنیم که «ما خیلی باحالیم»!

به سراغ چهارمین روز از برگزاری سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر می رویم. شنبه همانند روزهای پیش بیشترین استقبال از فیلم های ایرانی راه نیافته به فضای جشنواره داخلی فجر و اکران بود و مهم ترین اتفاق رخ داده با رونمایی از تازه ترین ساخته «کمال تبریزی» شکل یافت. وقتی سالن تازه تاسیس و کوچک شماره 6 «چارسو» با انبوه مخاطبان اعم از اهالی رسانه و سینماگران بیش از گنجایشش مخاطب به خود دید تا از «فریدون جیرانی» تا «سام نوری» به تماشای «خودسر»ی های «قدرت صمدی» با نام اسبق «قدرت شب پره» بنشینند. به گزارش آینه نیوز، ذوق طنازانه ی «کمال تبریزی» و علاقه اش برای ورود به مباحث سیاسی این بار در کنار نویسنده ای نوپا اما خوش قریحه ترکیب جالبی پدید آورد تا انواع گوشه کنایه های نویسنده و کارگردان خطاب به مقامات مختلف سیاسی روی پرده بنشیند و تصویری از «پیامدهای به قدرت رسیدن نیروهای خودسر» باشد.

«کمال تبریزی» که پیش از شروع نمایش فیلمش طی سخنانی کوتاه، منتقدان را به صبر و حوصله دعوت کرد و آرزو داشت که «این اولین و آخرین نمایش مارموز نباشد»، از برداشت شخصی اش نسبت به اتفاقات سیاسی و اجتماعی گفت و وقتی «مارموز» به پرده نشست، مشخص بود که این بار «تبریزی» رادیکال تر از همیشه با موضوعات مواجه شده است و این برای جامعه ایران و مسئولانش که تحمل کوچک ترین نقد را نداشته و اصولا فضای طنازی را به درستی درک نمی کنند، می تواند همراه با تبعاتی برای هر سازنده ای باشد. طنز نیشدار «مارموز» حتی در مواقعی از رادیکال ترین فیلم «تبریزی» یعنی «خیابان های آرام» هم فراتر می رود و بازی با عبارات سیاسی و شوخی با نام ها و شخصیت ها و مهم تر از همه یک گروه فکری خاص نمایانگر جسارت نویسنده و کارگردان است. وقتی «شورای نگهبان» از زبان «قدرت»، «شورای نگهبانی» گفته می شود. وقتی از بست نشینی صحبت می شود و وقتی...

آیا «مارموز» با انواع کنایه های سیاسی و صراحت در نقد مناسبات قدرت، بعد از جشنواره جهانی فیلم فجر، رنگ پرده را خواهد دید یا به سرنوشت فیلم هایی مانند «خانه دختر» تبدیل می شود که وقتی ورژن جدیدش به اکران درآمد، انقدر با اصلش تفاوت داشت که مخاطبی که پیشتر فیلم را ندیده بود، کاملا از تسلسل تصاویر مات و مبهوت ماند؛ سرنوشتی که به زودی در انتظار فیلم درمیشیان نیز خواهد بود. اما کمال تبریزی بیشتر از آن جوان بی ادعا، قواعد بازی را می داند و به گونه ای، فیلمش را در بخش انتهایی طراحی و به اجرا در آورد که با توجه به شرایط موجود باید منتظر ماند تا همین «مارموز»! تبدیل به یکی از پُرفروش ترین فیلم های امسال سینمای ایران در اکران شود. اتفاقی که برای «مصادره» با همین شیوه ی تولید و انتقال مفهومِ مورد نظر که «مهاجرت مترادف با فناشدن است» به خوبی جواب داد و در «مارموز» نیز «قدرت»(حامد بهداد) همانند اسماعیل (رضا عطاران) در نهایت سرخورده از رنج زندگی در غربت و با سری افکنده راهی سرزمین آرزوهایش؛ ایران شد! اما تفاوت «مارموز» با «مصادره» در خلاقیت نویسنده ی جوان «مارموز» است که برخلاف «مصادره» که به زورِ بازیگر زن خارجی و استفاده از چهره و صدای بازیگران قدیمی سعی دارد مشتری جذب کند، در «مارموز» می توان انواع شوخی های واقعی را پیدا کرد. شوخی با افراد و موقعیت های آشنا برای اهالی درگیر با اخبار سیاسی که به اندازه ای شیرین و طنازانه نوشته شده و به اجرا درآمده که مخاطبان را حسابی می خنداند.

به گزارش آینه نیوز، «مارموز» قصه ی یک جوان ساده لوح و خودسر است که مدام میان «شب پره بودن» و «خودسر بودن» در حرکت است و یک اتفاق ناخواسته موجب می شود که قدرتِ دیوانه و بیسواد تبدیل به قهرمان ملی شود و نیز به سمت بالاترین مناصب سیاسی رشد پیدا کند. در کمبود عناصر شایسته و در حالی که نامزدها به دلیل حبس، فرصتی برای کاندیدا شدن ندارند، «قدرت؛ ناجی وزیر ارشاد(رضا ناجی) به عنوان نماینده حزب «وحدت ملی» برای انتخابات مجلس انتخاب می شود، هر چند باز هم بازی عوض می شود تا در نهایت شاهد فرار «قدرت» به ترکیه باشیم و رسیدن به اصلش که همان مطربی است. شوخی نویسنده ی «مارموز» با لغو کنسرت ها، نیروهای خودسر و بسیاری از موقعیت ها و افراد واقعی در سال های اخیر، کمدی جالبی ساخته است که بخش مهمی از آن مدیون «آیدین سیار سریع»؛ طنز نویس خوش قریحه ای است که همانند ستون های طنزش در فضای رسانه ای، در «مارموز» هم شیرین می خنداند؛ وقتی عنوان می شود: «حفظ جان انسان ها مهم است حتی وزیر ارشاد»! اما بدیهی است که یک طنزنویس نمی تواند لزوما فیلمنامه نویس خوبی باشد و مشکل «مارموز» در عین بازیگوشی های نویسنده، عدم رعایت قواعد فیلمنامه نویسی است که موجب ایجاد حفره هایی شده و تازه ترین ساخته کمال تبریزی را به آنجایی که باید، نرسانده است. «مارموز» درباره چگونگی پرورش و رشد نیروهای سیاسی در یک فضای ناپایدار است و کمال تبریزی با زبانی طنازانه، دو سر کوتاه و به هم پیوسته ی «تغییر مداوم میان راست ترین راست و چپ ترین چپ» را نمایان کرده است؛ هر چند همراه با ایرادات فنی و پرداختی قابل نقد!

درباره آثار مختلف به نمایش درآمده در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر، در فرصتی مغتنم مطلبی به نگارش درخواهد آمد و به نقد و تحلیل آثار پُرهیاهوی جشنواره همانند «در میان ابرها»ی مجید مجیدی خواهیم پرداخت که آرزوهای روز نخست را به تمامی برآورده نکرد. و درباره آثار ضعیف ایرانی همچون «راه رفتن روی سیم» ساخته احمدرضا معتمدی می نویسیم که از جمله آثار شعارزده ای است که تحمل تماشایش تا پایان واقعا شکنجه آور بوده است. و البته سراغی از فیلم های ارزشمند جشنواره خواهیم گرفت؛ آثاری که به مخاطبان واقعی سینما توصیه می شود در نوبت های دوباره در جشنواره به تماشایشان بنشینند؛ همانند فیلم های «ترانه گرانیت»، «دولاتوف»، «مادر مخوف»، «شهاب سنگ ها»، «آگا»، «گندم»، راهزن مست» و «غرش». و البته آثار بخش «بازسازی کلاسیک‌ ها» که نام بزرگانی همچون «گدار» و «وایدا» در آن به چشم می خورد.


 

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6257/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو