«راننده تاکسی»؛ نمونه ای موفق برای نمایش «کاراکتری عصیان زده»

رستگاری با رنگ خون در میدان جنون

رستگاری با رنگ خون در میدان جنون
calendar چهارشنبه 22 فروردين 1397 در 19:47
آینه نیوز: آن چه شاهکار اسکورسیزی را بعد از سپری کردن عمرِ بسیار رفته از زمان تولدش، همچنان سرپا و سرزنده نگاه می دارد، طرح ریزی ساختار مناسبی است که از قلم نویسنده ای چیره دست همچون «پل شریدر» تا اجرای ماهرانه ی «مارتین اسکورسیزی» دامنه دارد. در واقع انحراف موجود در برخی از نوشته های سینمایی در فضای رسانه ای کشور، از آن جا نشات می گیرد که تنها، اراده ی تعیین شده از سوی شخصیت ملاک ارزیابی قرار گرفته و چگونگی دست یابی به هدف اولیه قهرمان کاملا نادیده گرفته می شود و از آن جا که درام های پُرتعلیق به دلیل چاشنی جاذبه، امکان سحر و جادو دارند، بسیاری از حفره های موجود در چنین بستری ناپیدا می شود.

آینه نیوز: بازیگر فیلم «لاتاری» در گفت و گوی اخیرش با یکی از خبرگزاری ها، برای توجیه رفتار طرح ریزی نشده و شکل نیافته ی کاراکتر «موسی»، از بروز اتفاقی مشابه توسط قهرمان فیلم «راننده تاکسی» یاد کرد. آن چه پیدا است، مشابهت عنوان شده بر مبنای مضمون و اراده ای واحد از سوی شخصیت های 2 فیلم صورت یافته است اما نکته مغفول مانده جایی است که این مساله مهم نادیده انگاشته شود که تبدیل شدن یک اثر به محصولی موفق، تنها از طریق چگونگی شکل گیری عناصر سبکی و روایی و فرم طرح ریزی شده توسط سازندگان نمایان می گردد.

در واقع آن چه شاهکار اسکورسیزی را بعد از سپری کردن عمرِ بسیار رفته از زمان تولدش، همچنان سرپا و سرزنده نگاه می دارد، طرح ریزی ساختار مناسبی است که از قلم نویسنده ای چیره دست همچون «پل شریدر» تا اجرای ماهرانه ی «مارتین اسکورسیزی» دامنه دارد. در واقع انحراف موجود در برخی از نوشته های سینمایی در فضای رسانه ای کشور، از آن جا نشات می گیرد که تنها، اراده ی تعیین شده از سوی شخصیت ملاک ارزیابی قرار گرفته و چگونگی دست یابی به هدف اولیه قهرمان کاملا نادیده گرفته می شود و از آن جا که درام های پُرتعلیق به دلیل چاشنی جاذبه، امکان سحر و جادو دارند، بسیاری از حفره های موجود در چنین بستری ناپیدا می شود.

 آن چه «راننده تاکسی» را در حافظه منتقدان سینمایی برجسته ساخته و فیلمنامه اش را به عنوان یکی از نمونه های موفق در کتب آموزشی مطرح می سازد، طراحی هوشمندانه و خلاقانه در ترکیب جزء به کل می باشد و از این حیث نباید عصیان موجود نزد شخصیت «تراویس بیکل» با «موسای لاتاری» و بسیاری از شخصیت های ناشکفته دیگر را حتی لحظه ای در یک طبقه سنجید. برای رسیدن به نگاهی نزدیک تر به فیلمی که بارها می توان دید و لذت برد، نقد به نگارش درآمده برای «راننده تاکسی» ارائه می گردد. این مطلب چند سال پیش به قلم نگارنده در نشریه «بانی فیلم» به انتشار درآمده بود.

مرد تنهای خدا

مرتضی اسماعیل دوست

«آره پسر، برو بیرون و همه شون را بکش.»
 «تراویس بیکل»، قهرمان سابق جنگ ویتنام حالا در روزگار نو، گذرش به مرز جنون رسیده است. غریبه ای در شهری رنگارنگ از همه تباهی ها و رهسپار با تابوتی به جنس آهن در عصر بردگی. در واقع تاکسی استعاره ای است برای تنهایی راننده در انزوایی ناخواسته. او بازتاب دور افتادگی اش را در خلوت آینه می جوید، آن گاه که در بی همکلامی، کلام تصویرش را نجوا می سازد.

«تراویس» در پرسه گی های شبانه، عقیم ماندگی اش را در ارتباط با جامعه ای ناکوک در می یابد و تنها راه عبور را در فریاد گلوله می جوید. تصویر شکننده اش در کنار باجه تلفن و هنگام شنیدن جواب منفی از معشوقه اش، با حرکت آرام دوربین به سمت راست هدایت می شود؛ بر یک نمای دور و انگاره ای سوی هیچ. انگار دلسپاری و دوری از «بتسی» هم تنها یک بازی شیطنت آمیز با دل های پوسیده است.

پرتره ای از زندگی تراویس بیکل در چند روز خیابان گردی اش، نشانی از نوعی آنارشیسم است. مردی که غریبانه در شهر فساد، سودای انقلابی دوباره در سر می پروراند؛ در محدوده ی خیابان چهل و دوم میدان تایمز، جایی که شقیقه اش آماجگاه جهنم را سوز می سازد. نگاه «پل شریدر» در «راننده تاکسی» ملهم از رمان «تهوع» ژان پل سارتر بوده و معنایی فلسفی به لایه های درونی فیلم می بخشد. در نگاه راننده ای که دیگر خود را وجدان جامعه می پندارد و بر اسلحه اش کارکردی دیگر قائل می شود. او یک تنه می خواهد همانند باران نشسته بر دامان شیشه ی ماشینش، خون مانده از فساد را بشوید؛ با تاکسی اسکورسیزی و رانندگی دنیرو...

همچون  بسیاری از فیلمهای مارتین اسکورسیزی، در «راننده تاکسی» به زیبایی می توان رد پایی از شهر نیویورک را پیدا کرد هر چند که می توان در هر کجا از این دنیای پر شرارت، لوکیشن تباهی را یافت. سفر اسکورسیزی به درون شخصیت کاراکترها با حرکات حساب شده دوربین، میزانسن های بسیار دقیق و دکوپاژ و ترکیب بندی یگانه ای توأم است، همراه با فضاسازی منحصر به فرد و طراحی قطعه وار نویسنده و با مشارکت موسیقی جاودانه ای از «برنارد هرمن» که پس از رقم زدن اتفاقی ویژه، عمرش جاودانه شد.

«راننده تاکسی»، تصویر سرکشی انسانی تنیده در انجمادی بی روح است که با گلوله حفاظی می سازد بر رخنه ی تبهکارانه اجتماع. «اسکورسیزی» بی پرده در این فیلم پای در رئالیسم شهری می نهد به همراهی چشمان دوربینی که قادر است پلیدی گناهان را از چهره عابران بخواند. در اینجا نیز همچون همه فیلم های اسکورسیزی می توان مسیری از طریقت آدمی را یافت و این مفهوم ماورایی را می توان در نهاد فیلمسازی جست که در انزوای کودکی به دلیل بیماری آسم، خود را در کلیسا می جست و دلبستگی اش بر این بود که کشیش شود اما عشق عمیق به سینما او را به وادی دانشکده فیلمسازی نیویورک هدایت کرد. درس های زندگی در «داستان های نیویورکی»، حماسه گانگستری در «رفقای خوب» و پا گرفتن نفسهای دالایی لاما در «کوندان» و دیگر ساخته های اسکورسیزی، همگی از زاویه دوربین رستگاری درخشش می یابند مثل همراهی با دانته در کمدی الهی؛ تلاش در گذر از دوزخ و راهیابی به بهشت، حتی به قیمت فرسودگی جان، آن جا که جیک لاموتا در «گاو خشمگین» چنان صورتش را در برابر پنجه های حریف قرار می دهد تا خونین شده به آرامش دست یابد. در خصوص شخصیت و فیلم های مرد چپ گرای نیویورکی و یکی از پسران بد سینمای دهه ۷۰ می توان بسیار قلم نواخت در صحنه ی نگارش و تصویری از مرگ تدریجی مردی را یافت که برمبنای فیلمنامه ای کاملا طراحی شده و دوربینی هدفمند و همراستا، یکی از عصیان ترین شخصیت های تاریخ سینما لقب می گیرد.

دیگر «تراویس» خود را راهبر جامعه می یابد، حتی برای «آیریس»؛ دخترکی در لجن زار فساد (با بازی جودی فاستر ۱۲ساله). او در سکانس پایانی فیلم در تسلسل زمان، با همان تاکسی به همان خیابان باز می گردد. آیا به راستی «تراویس» به رستگاری رسیده است؟ یا این که قهرمان شده و شهر در امان است؟! مسلما هنوز هم می توان ردپایی از جهانی آغشته به تباهی یافت. پس همچنان باید منتظر تصاویر استاد بنشینیم.
پیرمرد همچنان فیلم خواهد ساخت، چرا که آرزویش این است که روزی در کنار دوربین به مرگ سلام دهد.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6180/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو