یادداشت ارادتمندانه ی «محمد قوچانی» برای سازمان تحت مدیریت «احسان محمد حسنی»

چگونه یک «کارگزاران»ی و یک «اوج»ی پیوند فرهنگی می یابند؟!

چگونه یک «کارگزاران»ی و یک «اوج»ی پیوند فرهنگی می یابند؟!
calendar یکشنبه 19 فروردين 1397 در 17:31
آینه نیوز: «محمد قوچانی» که شناخته شده ترین چهره رسانه ای در مدیوم حرفه ای است، در روزنامه «سازندگی» یادداشت جانانه ای را در توصیف سازمان هنری رسانه ای اوج به نگارش درآورد و سازمان تحت مدیریت «احسان محمدحسنی» را «هالیوود اسلامی» دانست.

آینه نیوز: «محمد قوچانی» که شناخته شده ترین چهره رسانه ای در مدیوم حرفه ای است، در روزنامه «سازندگی» یادداشت جانانه ای را در توصیف سازمان هنری رسانه ای اوج به نگارش درآورد.

به گزارش آینه نیوز، «قوچانی» که عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و نیز دبیر شورای بررسی های ویژه رییس جمهور و مشاور نهاد ریاست جمهوری است و از این لحاظ انتقاداتی را از سوی برخی از اهالی هم صنف به خود دیده است، پیشتر نیز تیتر یکِ روزنامه سیاسی خود را به مطرح ترین محصول سینمایی سازمان «اوج» اختصاص داد. البته پرونده ویژه ای که به بهانه اکران فیلم «به وقت شام» در روزنامه «سازندگی» به سردبیری «محمد قوچانی» منتشر گردید، در ادامه تمایلات عاشقانه این روزنامه نگار سیاسی به «ابراهیم حاتمی کیا» بوده که بارها در زمان رونمایی از ساخته های پیشین این فیلمساز و از محافل و اکران های خصوصی  سربرآورده است. نکته جالب این جا است که با وجود ارادت ویژه رسانه های اصولگرا به فیلمساز شناخته شده کشور، تاکنون تنها گفت و گوی اختصاصی «حاتمی کیا» با جناح مخالف سیاسی و در روزنامه شرق بوده و پیش از این هم در زمان اکران «بادیگارد» و «چ» چنین رویه ای صورت یافته بود. اما نکته مهم در پرونده امروز روزنامه «سازندگی»، برجسته سازی سازمان «اوج» و مدیر جوانش؛ «احسان محمد حسنی» توسط یکی از مطرح ترین چهره های سیاست و رسانه در جبهه رقیب است.

به گزارش آینه نیوز، روزنامه سیاسی «کارگزاران» در جناحی کاملا مخالف با «اوج» به بهانه پخش سریال تلویزیونی «پایتخت 5» یکی از تیترهای صفحه یک خود را به سازمان تحتِ مدیریت «حاج حسنی» اختصاص داد. «اوج در اوج»، تیتر انتخابی روزنامه سازندگی و برجسته ترین عنوان امروز این نشریه خبری-تحلیلی است. «قوچانی» که با وجود فرجامی نامطلوب، مهم ترین و حرفه ای ترین نشریات کشور را اداره کرده است، این روزها یکی از معدود نشریات کاملا حرفه ای را به انتشار درمی آورد.

سردبیر روزنامه سازندگی که پیشتر نیز از میان همه ارادتمندان در جناح فکری مخالف، تنها مقاله توصیفی و قابل توجه را برای «ابراهیم حاتمی کیا» به نگارش درآورده بود، این بار نیز متفاوت ترین تیتر را برای «اوج» خلق می کند؛ «ظهور هالیوود اسلامی» عنوان مطلبی به قلم «محمد قوچانی» در روزنامه ی امروز «سازندگی» است که در کنار پرونده این روزنامه برای «اوج»ی ها جالب توجه می نماید. در این یادداشت، «قوچانی» برخلاف بسیاری از دبیران و نویسندگان رسانه های دیگر، با قلمی روان به جریان شناسی هنر انقلاب پرداخته و در نهایت با تمایز بخشیدن میان فعالیت های «اوج» با نهادهای مشابه ی ارزشی و با اشاره به «قهرمان محور بودن» آثار این نهاد انقلابی، چنین می نویسد: «موسسه ی اوج با همه معایب و محاسنی که به فعالیت یک کمپانی هنری و سینمایی حاکمیتی(چه بنیاد فارابی، چه کمیسیون فرهنگی اتحادیه اروپا و هر نهاد حاکمیتی دیگر) وارد است امروز در قامت تهیه کننده آثاری چون ایستاده در غبار، بادیگارد، به وقت شام، پایتخت 5 و...از چنین جایگاهی به هنر و سینمای انقلاب می نگرد و به همین علت صدای راست سنتی و چپ سنتی را درآورده است.»

آن چه پیدا است با وجود اشراف این روزنامه نگار شناخته شده به حوزه فرهنگ، نمی توان نگاهش را به عنوان یک کارشناس سینمایی مورد پذیرش قرار داد، اما نگاه مضمون محور «قوچانی» در این مقاله با «اوج»ی ها نقاط مشترک و همخوانی دارد. سردبیر روزنامه سازندگی در بخشی دیگر از یادداشت خود آثار تولیدی «اوج» را چنین توصیف می کند: «فیلم هایی که قصه های مصور متون مقدس نیستند و در آپارتمان های طبقه متوسطی که مدام در حال خیانت به هم پیوستند هم نمی گذرد. این آثار خلقی نیستند، اما از نهاد خانواده حمایت می کنند، ایدئولوژیک نیستند اما از فرهنگ اسلامی و ملی دفاع می کنند، جنگ طلبانه نیستند، اما از دفاع مشروع حمایت می کنند و تجددخواهانه نیستند اما نسبتی با اصول گرایی سنتی هم ندارند.»

«قوچانی» با نتیجه گیری این نکته که «رسیدن به چنین نقطه تعادلی در سینما و سیما و هنر ایران از موضع جمهوری اسلامی یک تحول تاریخی است.»، فضای جاری در تولید آثار سینمایی و تلویزیونی «اوج» را فرآیندی از تبدیل رویکرد «ایدئولوژیک» به «فرهنگ» دانسته و عواملی همچون «ذائقه مخاطب» و رسیدن به آثاری «سرگرم کننده» را راز دست یابی به این گرایش می پندارد و در یادداشت خود چنین نمونه ای تازه را یادآور می شود: «شخصیت ظاهرا بزهکاری که در سریال پایتخت وجود دارد یک واقعیت اجتماعی است که قابل حذف شدن نیست اما همین افراد هستند که در دفاع از ایران پیش از سلحشوران دوآتشه نقش ایفا می کنند.»

«محمد قوچانی» که با سال ها تجربه روزنامه نگاری به خوبی می داند که چگونه بنویسد که هم معضلات سال های پیشین را به چشم نبیند و هم در لفافه نگاهش را برای افراد آگاه روشن سازد، نمونه ای جالب از هنجارشکنی «اوج» نسبت به فضای موجود در حوزه تولید محصولات فرهنگی را به میان می آورد و ضمن جداسازی ایدئولوژیک از فرهنگ می نویسد: «گرچه به تبلیغات سیاسی موسساتی مانند اوج در مذاکرات هسته ای نقدهای جدی وارد است اما همین موسسه تهیه کننده کارتون ها و انیمیشن هایی شد که برای اولین بار در شبکه کودک سیمای جمهوری اسلامی مادر خانواده را در خانه بی حجاب نشان داد تا مفهوم شرعی محرم و نامحرم را بهتر آموزش دهد. در واقع ایدئولوژیک شدن دین در این سال ها سبب شده است که فرق میان حجاب اعتقادی و حجاب قانونی روشن نباشد؛ گویی یک زن مومنه محجبه هم به علت الزام قانونی حجاب می کند در حالی که این یک انتخاب عقیدتی است و نه هراس انتظامی. حتی از بُعد آموزشی احکام نیز مفهوم محرم و نامحرم با روسری سرکردن بر سر همه شخصیت ها در انیمیشن(نه فیلم و سریال) منتفی شده است. اما با اعتراض اصول گرایان سنتی این ابتکار موسسه اوج ادامه نیافت.»

جالب ترین بخش که پایانی بر مقاله ی «ظهور هالیوود اسلامی» است، نقد قوچانی از جناحی است که خود متمایل به آن است. البته در سال های اخیر و با ظهور «اوج»، طبقه بندی شدن اندیشه ی تولید در حوزه فرهنگ به میان اصولگرایان هم راه یافته و موجب چند دستگی نهادهای مختلف فرهنگی در جناح راست سیاسی هم شده است، اما اشاره سردبیر روزنامه سازندگی در مقاله امروز خطاب به گروه اصلاح طلب سنتی است. قوچانی در دفاع از نوع نگاه «اوج»، منتقدان چنین مسیری را به پرسش درمی آورد و می نویسد: «موضع اصول گرایان سنتی علیه آثاری از این دست قابل فهم است. آنان همیشه به ظاهر بیش از باطن بها می دهند اما اصلاح طلبانی که باطنی فکر می کنند چرا اسیر ظاهرگرایی شده اند؟ چرا فکر می کنند فرآیند عرفی شدن اگر در میان اصول گرایان جدید رخ دهد، به ضرر آنان است؟ اگر از امکاناتی که در اختیار این هنرمندان قرار می گیرند و بی عدالتی پنهان در پی آن ناراحت اند چرا امکاناتی که در دهه 60 از ناحیه حاکمیت و در دهه های بعد از سوی نهادهای اپوزیسیون در اختیار آنان قرار می گیرد سخنی به میان نمی آورند؟» قوچانی نمونه ای از چنین افرادی را در یادداشت خود مطرح می کند؛ «محسن مخملباف».

 یادداشتِ قوچانی این چنین به پایان می رسد: «در نهایت هیچ استعدادی بر زمین نمی ماند و آن چه مهم است جامعه ای است که باید میان عرف و شرع، عقل و ایمان، زمین و آسمان پیوند ایجاد کند و این همان کاری است که اگر روزی چپ نتوانست انجام دهد راست در حال انجام آن است. تاریخ منتظر کسی نمی ماند.»

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6145/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو