نگاهی همه جانبه به احوال «سیما» در یک تعطیلات کاملا رویایی؛ از کیش تا ترکیه

تقدیم به رم با عشق

تقدیم به رم با عشق
calendar شنبه 18 فروردين 1397 در 18:27
آینه نیوز: در حالی که این روزها شبکه های مختلف تلویزیون به دفعات از طریق گزارشاتی تحت عنوان «مردمی» و نیز با اعلام انواع آمارها و سنجش ها خبر از پیروزی قاطع برنامه های صدا و سیما در نوروز 97 می دهند، مناسب است که نگاهی به حال و روز «سیما» داشته باشیم تا ببینیم فضای تبلیغاتی رخ داده، همان سرپوش گذاشتن بر بیماری است یا این که باید خوشبین به تلویزیون و مدیرانش بود.

سرویس تلویزیون آینه نیوز: در حالی که این روزها شبکه های مختلف تلویزیون به دفعات از طریق گزارشاتی تحت عنوان «مردمی» و نیز با اعلام انواع آمارها و سنجش ها خبر از پیروزی قاطع برنامه های صدا و سیما در نوروز 97 می دهند، مناسب است که نگاهی به حال و روز «سیما» داشته باشیم تا ببینیم فضای تبلیغاتی رخ داده، همان سرپوش گذاشتن بر بیماری است یا این که باید خوشبین به تلویزیون و مدیرانش بود.

1- ویژه برنامه های تحویل سال تلویزیون پیش از چرخش توپ 97 آغاز می شود. انواع میهمانان تکراری با همان مجریان همیشگی که مرز میان احترام و نزدیکی به مخاطب را نمی دانند، باز هم ردیف می شوند. خوانندگان درجه دو، بازیگران درجه دو و انواع مزه پراکنی هایی که هیچ خنده ای نمی آفریند، جلوه گر این برنامه ها است. در برنامه «یکِ یک»، مجری شماره یک نظر سنجی سیما- براساس یکی از آمارها- چند خواننده جوان و کپی کار را به برنامه اش دعوت کرده است. در بخشی از این برنامه زنده، «علی ضیا» خود را به میز وسط صحنه نزدیک می کند و با ضرب گرفتن بر میز از خوانندگان می خواهد که آن ها نیز همراهی کرده و حنجره خود را خالی کنند. فضا به شدت مردمی است! نکته جالب این که این مجری پُرحاشیه که مهم ترین هنرنمایی اش را با کلاه گیس مربی اسبق آبی پوشان شکل داده بود و در نهایت مانند همیشه با گل و شیرینی به آغوش مردم و البته «سیما» بازگشت، به دفعات از این گونه هنرنمایی ها در تلویزیون انجام داده و رسانه ملی نیز که نشان داده از چنین افرادی استقبال می کند، «ضیا» را به عنوان یک سرمایه ملی همچنان حفظ کرده است. برای شرح نمونه ای از هنرنمایی های مجری شماره یک تلویزیون، جدا از انواع گاف های کلامی وی می توان به دعوتش از بدل های «مسی» و «رونالدو» در برنامه «فرمول یک» اشاره کرد. افرادی کاملا بی هویت که مایه آبروریزی ایران و ایرانی شده اند، اما چنان برنامه های مختلف تلویزیون با کمک فضای مجازی از آن ها اسطوره ساختند که به گمان این کوته فکران باید دیگر از ستاره آرژانتینی بارسا و جادوگری های کریس رونالدو دل کند. همان گونه که کارشناس برنامه «فرمول یک» آن سوی خط تلفنی براساس دانش روانشناسی به درستی نوع نگاه بدلکار ایرانی! را زیر سوال برد اما «علی ضیا»؛ مجری شماره یک تلویزیون آقای کارشناس را به باد انتقاد گرفت.

«مسی» در پی خلق جاودانگی با «بارسا» و «تیم ملی آرژانتین» در صحنه رقابت است و «رضا پرستش» با بهانه های واهی و کمک رسانه ای، شوی رسوایی برپا می کند. «کریس رونالدو» جهان را مبهوت قیچی برگردانش در بازی با «یوونتوس» می کند و «رضا علیرضالو» در آرایشگاه با موهایش کلنجار می رود و «رسانه ملی» در یک حرکت خردمندانه به ترویج جنس بدلی می پردازد!

می توان لیستی از جوانان شایسته رسانه ملی در مقام «مجری» را تهیه کرد که در یک رقابت تنگاتنگ مشغول انواع هنرنمایی در مقابل نگاه انبوه مخاطبان تلویزیونی هستند؛ رضا رشیدپور و پیمان طالبی در مدیوم های مختلف کاری، گل سرسبد چنین فضای بانشاطی هستند و جالب این که تلویزیون در نوروز 97 به سراغ یکی از پیشکسوت های این عرصه، برای اجرای برنامه ای مشابه با نام وی تحت عنوان «کاردان ها» رفت.

اگر مانند برخی از افراد علاقمند و بیکار فرصتی کافی برای مرور برنامه های مختلف تلویزیون داشته باشیم، از انواع هنرنمایی مجریان تلویزیون و خوش رقصی هاشان برای افزایش آموزندگی مخاطبان می توان نمونه هایی پیدا کرد.

2- گزارشات مردمی مانند همیشه مثبت و امیدوارانه بوده و نشان دهنده همت و تلاش بیش از حد مسئولان برنامه ساز، سازندگان آثار تلویزیونی، حامیان مادی و معنوی و انواع مدیران بالادستی و پایین دستی برای تامین بهترین برنامه های تلویزیونی در نوروز 97 است. میزان استقبال از 4 سریال تازه تلویزیون و مجموعه های مختلف در حد بالایی، بالا است! «پایتخت 5» در آنسوی مرزها نمایشی از شجاعت را ارائه داده و نویسنده و بازیگر اصلی- و همه کاره اش- که می داند قافیه را باخته است، مانند همیشه هوشیارانه از فضای مجازی برای تبرئه تیم تولید کننده و سرپوش گذاشتن بر گاف های کاری شان استفاده می کند. تمهید به کار رفته کاملا موفقیت آمیز بوده و ورق به نفع «پایتخت»ی ها برمی گردد و با کمک رسانه های حامی مشخص می شود که چند مورد رخ داده در ترکیه کاملا سوء تفاهم بوده است و خوشبختانه همه چیز به خیر و خوشی حل می شود. آن چه پیدا است مساله مهم که همان پیام سریال است را باید در آخرین قسمت سریال پیدا کرد و بقیه قسمت ها و نمایشی از بالن سواری و گشت و گذار در شهرهای توریستی ترکیه نیز در همین راستا بوده است.
«تعطیلات رویایی» اما به جای کشور بیگانه، «کیش» خودمان را برای رقم زدنِ یک تعطیلات رویایی برای ملت انتخاب می کند. همه به کمک می آیند؛ از «شریفی نیا» تا «اوجی» و حتی خواننده خوش صدایی که اگر هم هیچ چیز از بازیگری نداند، از نگاه دوستان تنها حضورش در جلوی دوربین کفایت می کند. فضای کیش مساعد برای ثبت چند عاشقانه بهاری است. زنی پیدا می شود و ادعا می کند که دختر کاراکتری است که شریفی نیا بازی می کند، در حالی که «بابا» از تولیدش بی خبر است. آن طرف تر «علی صادقی» با اسم معروف «ابی» به دنبال عشقی تازه است. «تعطیلات رویایی» به کارگردانی علی امینی؛ کارگردان شکست خورده سینما هم با خود پیام هایی دارد هر چند زیر سایه «پایتخت» و هیاهویش قرار گرفته باشد.

دومین سری سریال «دیوار به دیوار» از شبکه سه سیما هم طرفدارانی دارد؛ هر چند از دیوار اولی چیز چندانی نمانده باشد و شخصیت ها به طور مرتب به تکرار موقعیت هایی پیش پا افتاده و ادای جملاتی تکراری بسنده کنند. فضا خانوادگی است و «پژمان جمشیدی» و «ویشکا آسایش» و «آزاده صمدی» درصدد انواع شکلک بازی برای اشاعه نشاط از طریق تلویزیون هستند اما مشخص است که ارائه کمدی قلابی به جای اصل هم برای خود فی المدت المعلوم دارد و به سر خواهد رسید.

«هیات مدیره» ایده ساده اما هوشیارانه ای دارد. زوجی که در یک آپارتمان چند طبقه در موقعیتی خالی از هر گونه امکانات گرفتار آمده و برای گذر از دوران ناخوشی باید تن به حقه بازی های بنگاه دار بدهند یا این که دشواری را به امید پایبندی به اخلاق تحمل کنند. سریال اگر چه تلاش هایی برای خلق این باور دارد اما توان و فضای دراماتیکی از این موقعیت فراهم نمی سازد و در انتها دلخوش به قصه ای دیگر و سپردن مسئولیت آپارتمان به بانوی خانه می شود تا نشان دهد چند دستگی فیلمنامه و نحیف بودن درام برای پیشبرد قسمت ها کفایت نمی کند.

3- با گسترش فضای رسانه ای و ظهور هیولایی همچون «شبکه های اجتماعی»، نه تنها رقابت دشواری برای تصاحب مخاطبان شکل گرفته است، بلکه اصولا ممیزی کردن نگاه مخاطبان تنها از سوی افرادی ناآگاه در عرصه رسانه رخ می دهد. در حالی که رسانه های مختلف دیداری و شنیداری در رقابت با فضای بی در و پیکر «مجازی»، درصدد شکار مخاطبان هستند و شبکه های تلویزیونی در دنیا همه تلاش و خلاقیت خود را برای جلب رضایت مخاطبان به کار می برند، «رسانه ملی» نه تنها در این زمینه درجا می زند، بلکه در حال عقب گرد است. آن چه پیدا است رسانه ای در فضای امروز پیشتاز نگاه ها می شود که بتواند براساس دو عنصر مهم «خلاقیت» و «صداقت»، مخاطبان را به سمت خود جذب کند. «اعتمادسازی» در عرصه رسانه گوهر بسیار ارزشمندی است که در دور دسترس ترین دیدگاه مدیران تلویزیون قرار دارد و عدم وجود آگاهی در نزد گردانندگان «سیما» باعث جولان بسیاری از افراد ناکارآمد و حاشیه ساز شده است. اگر نخواهیم زیاد دور شویم، باید به همین حواشی رخ داده در نوروز اشاره کنیم. ممیزیِ بدون تدبیر بخش های نازل و بی اهمیت «پایتخت» و حواشی نویسندگان این سریال و بازی در زمین حریف و نیز تغییر در لوگوی باشگاه قدیمی «آ‌. اس. رم ایتالیا» که ابعاد بین المللی پیدا کرد و انواع کاریکاتورهای داخلی و این پیام عاشقانه را همراه با تصاویری کاملا متفاوت پدید آورد: «اگر در این حالت دوستم نداری، میتوانی در این حالت دوستم داشته باشی»! همچنین اجحاف رخ داده در پخش تیزر فیلم های در حال اکران توسط تلویزیون و عدم توجه به فیلم در حال اکران «خرگیوش»- بنا به دلایلی نامشخص و ناگفته- فضا را به سمتی برد که برخی به جای عنوان «ملی» از «میلی» استفاده کنند. تنها مخاطبان آگاه می توانند قضاوت کنند که در این فضا کدام سو برنده ماجرا است.

4- پیش از آغاز سال جدید در «آینه نیوز» عنوان شد که بیشترین آرزوها را باید از مجموعه های تلویزیونی جست. جدا از انواع برنامه های تقلیدی و رقابت بین شبکه ای در زمینه مسابقات استندآپ و آشپزی که نمایشی از عدم وجود برنامه ریزی در کلیت مجموعه «سیما» است، مجموعه خاطره انگیز «کلاه قرمزی» بعد از فاصله رخ داده می توانست بزرگترین اتفاق نوروز تلویزیون در سال 97 باشد. اما متاسفانه از همان قسمت های اول این مجموعه همه امیدها پرپر شد. انگار دست اندرکاران برنامه تنها دلخوش به همان نوستالژی مانده در دل مخاطبان دیروز، سفره تازه را پهن کردند و تصورشان بر این بود که فاصله دیروز و امروز را می توان با چند کاراکتر عروسکی تازه جبران کرد؛ اما نه شخصیت های تازه جاندار بودند و نه دیروزی ها اندکی از توانایی های گذشته را به همراه آوردند. مهم ترین مشکل این برنامه دوست داشتنی و عروسک های شیرینش را باید انجماد و عدم توانایی نویسندگان مجموعه دانست؛ مساله مهمی که در «دورهمی» روی دیگر خود را نمایان ساخت تا «مهران مدیری» به لحاظ استاندارد برنامه سازی در صدر رقابت های نوروزی قرار بگیرد.

5- در ایران رسم است که ترانه سرا زیر نام خواننده محو می شود، کارگردان زیر سایه بازیگر قرار می گیرد و نویسنده موجودیتی ناشناخته در برابر مجری های پُرحاشیه می یابد. تنها توجهی گذرا به متن های هوشمندانه گروه نویسندگان «دورهمی» نمایانگر تناقض آشکار رخ داده در باور مخاطبان ایرانی نسبت به واقعیت است. «امیر وفایی»؛ طنزنویس و ورزشی نویس با استعدادی که آیتم های طنازانه ی برنامه موفق «90» را هم می نویسد و در آثار موفق «مدیری» نیز با او همکاری داشته است، به عنوان سرپرست نویسندگان مجموعه «دورهمی» خلاقیت های تاثیرگذار خود را نمایان ساخت و «مهران مدیری» برخلاف اشتباهی که در تولید فیلم ضعیف «ساعت 5 عصر» صورت داد، با اهمیت دادن به گروه نویسندگی و با طمانینه و مهارت کامل در اجرای «دورهمی»، فاصله ی عمیق میان این برنامه با برنامه هایی مشابه را که به زور خنده یا گریه از مخاطب می گیرند، نمایان ساخت. اگر واقع بینانه و به دور از تیترهای کودکانه برخی رسانه ها مبنی بر مواجب بگیربودن «مدیری» به ماجرا نگاه کنیم، باید توانایی غیرقابل انکار این بازیگر توانا در اجرای «دورهمی» را با قلم تحسین نمایان سازیم. مردی که اگر چه کاملا سیاست مدارانه در عرصه رسانه فعالیت می کند و از کنار انواع قیچی شدن سخنان میهمانان «دورهمی» به راحتی گذر می کند اما حداقل ساخت یک برنامه استاندارد تلویزیونی را بلد است و قدرت تمایز میان لودگی با کمدی را می داند که همین در تلویزیون نعمتی است.

6- «مهران مدیری» تدبیر درستی برای پایان دادن به «دورهمی» صورت داد و اگر این برنامه به دور از هرگونه خلاقیت تازه بخواهد دوباره پا بگیرد، سرنوشت شکست خورده ی دیگر سری دوزهای تلویزیون در انتظار «مدیری» نیز خواهد بود. درباره ارزش اجرای «مدیری» و تفاوت فاحشی که با دیگر مجریان الکی خوش تلویزیون- به جز فردوسی پور- دارد، می توان بسیار نوشت و به این نکته توجه داشت که مردمی بودن یک هنرمند و در کنار مردم بودنش را باید از کیفیت محصول تولیدی اش سنجید و نکته جالب این که برنامه «دورهمی» با حضور نمونه ای قابل اشاره از یک «مجری باهوش و قابل احترام» به پایان رسید؛ «عادل فردوسی پور» که اعتبارش را تنها از شب یلدا و با دور زدن شبکه دیگر جهت جذب ستاره قدیمی کسب نکرد و نزدیک به 20 سال با خلاقیت و جذابیت، شب های دوشنبه ی عاشقان را رقم زده است.-«90» در آغازش شنبه شب ها پخش می شد- باز هم لازم به اشاره می باشد که تنها مخاطبان همیشگی «90» می توانند درباره اهمیت این برنامه در شکل دهی به فضای فوتبال داخلی و مقابله با مدیران ناکارآمد اظهارنظر کنند.

7- «دورهمی» با همه اشکالات و حواشی مختلفی که بابت دعوت از خوانندگان درجه چندم داشت، با ارائه طنزی تمیز و نقدی هنرمندانه می تواند نمونه ای شایسته برای افزایش نقدپذیری در جامعه باشد. آن هم در مملکتی که هیچ یک از ارکان و حوزه ها و فرزندانش تحمل حرف حساب ندارند و از دایره سیاست تا عرصه ورزش همه به جنگ مردان حقیقت گو می روند. نمونه تازه اش سخن درست و منطقی «کی روش» مبنی بر پایین بودن سطح لیگ داخلی است که متولیان امر به جای پذیرش حقیقت، بیانیه صادر کرده و روزنامه ای سیاسی علیه واقعیت تیتر زد و مجلس نشینانِ همیشه در صحنه نیز وارد ماجرا شدند. پس حتی اگر کورسوی یک «دورهمی» قادر به روشن سازی فضای نقد و گشایش دریچه واقعیت شود، باید آن را پاس داشت. هر چند عملکرد مدیران شبکه های مختلف تلویزیون و تولید کنندگان برنامه ها نشان می دهد که اگر برنامه هایی همچون «نود» و «دورهمی» به موفقیت می رسند، اتفاقی برآمده از توانایی سازندگان شان می باشد، نه محصول یک جریان خوشفکرانه و اتاق های فکر رسانه ای. همانند رکوردزنی ورزشکاران ایرانی در ورزش های انفرادی یا موفقیت تیم ملی فوتبال که مدیون رشادت قهرمانان و درایت مربی پرتغالی است وگرنه از مدیران ناکارآمد و خواب زده آبی گرم نمی شود.
 

تیتر مطلب برگرفته از فیلمی ساخته وودی آلن است.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6131/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو