چگونه می توان برون و درون گفتمان را رسانه ای ساخت؟!

«کیهان» شناسی در عصر دایناسورها

«کیهان» شناسی در عصر دایناسورها
calendar چهارشنبه 15 فروردين 1397 در 15:02
آینه نیوز: یک رسانه ی راستین که سلاح شرف و علم و آگاهی را به دست گرفته است، وقتی مسیری نامناسب را در برابر نگاهش بیابد، تنها به حکم حقیقت شلیک می کند...

آینه نیوز: شاید نگارش مطلبی که یک سویش گرایش به تحسینِ بخش فرهنگی «کیهان» دارد، امری غریب باشد. آن هم در حالی که بسیاری از اخبار شلیک شده از چنین توپخانه ای! از زاویه ی نگاهی مثبت یا منفی، تامین کننده مطالب یا به تعبیری حیاتِ سایت ها و کانال های مختلف غیرمولد شده است! شاید فرسنگ ها فاصله فکری با چنین «کیهان»ی برقرار باشد. شاید نتوان بسیاری از مطالب عنوان شده از چنین رسانه ای را حتی در طبقه مشاهده قرار داد، چه برسد به این که هضمش ساخت اما یک نکته مهم در مسیر فعالیت همین رسانه عجیب می توان یافت و آن شفافیت نگاهی است که طی می کند.

داستان از قصه ی پُر درد رسانه هایی آغاز شده و همچنان تا ابد و یک روز ادامه دارد که در خیال برای خود لباس تعهد دوخته اند، اما عملکردشان و نوع نگاه شان مسیری کاملا معکوس را برملا می کند؛ همان به اصطلاح اهالی رسانه که به دشواری از رختخواب صبحگاهی درآمده و به ناچار راهی اداره می شوند! همان ها که انگار از لوکیشن «لیلی با من است» گذر کردند و در آن فضای مخدوش، بر اثر یک ترکش ناجوانمردانه، تابلوی فعالیت شان تغییر کرد تا به جای سیاست، مسیر فرهنگ را طی کنند. هر چند بخشی از همین افراد اشتباهی پس از تمام شدن غبارها، توانستند جهت واقعی را بیابند و روح و جسمی مشترک برای خود بدوزند. اما متاسفانه برخی شان بعد از گذشت جنگ و با وجود تمام شدن خمپاره ها، بنا به دلایلی که عمده اش از سر ناچاری است، همچنان در جبهه ای بیگانه به سر می برند و جسم شان این جا است اما روح و نگاه و معرفت شان فرسنگ ها با فضای فرهنگ فاصله دارد.

اگر ملاک حقیقی، میزان سنجش هوش این گونه افراد باشد باید کل پاراگراف بالا را نادیده گرفت و به ساده ترین شکل ممکن با آن ها سخن به میان آورد. به اندازه همان سطح ناچیزی که تیتر می زنند و فیلم می بینند و حتی جرات می کنند و فیلم را به نقد در می آورند. پس از این جماعت نمی توان توقع داشت که از تیترها و اخبار و جملات و واژگان و فیلم هایی کاملا متفاوت نسبت به محدوده ی فکری خود چیزی فراتر بدانند؛ چه برسد به این که قاضی این میادینِ دشوار سنجش شوند. این در حالی است که انواع پدیده های فرهنگی و هنری و رسانه ای سال ها است که از قالب کلیشه درآمده و هر لحظه در تلاش برای تن کردن لباسی تازه و متفاوت برای جلب توجه ی مخاطب هستند و از این رو تبعیتِ بی چون و چرا از فرامین و قواعد لحاظ شده از سوی پیشینیان را تنها افرادی بُزدل و ناتوان در جهان امروز طی می کنند. حتی اگر بخواهیم با نگاهی سیاسی به ماجرا نگاه کنیم، می توانیم از رسانه های قدرتمندی همچون هالیوود در حوزه سینما سراغ بگیریم یا نمونه هایی همچون بی بی سی را مطرح کنیم که با وجود دنبال کردن اهدافی خاص در پشت پرده ی نگاهشان، آداب حرفه ای گری و ژست بی طرفی را به شکلی پذیرفتنی در نگاه مخاطب برقرار می کنند و همین مساله مهم، نمایانگر فاصله ی عمیق میان کارآمدی این رسانه در تحقق به اهدافش نسبت به انواع رسانه های حقیر و غیرحرفه ای و به ظاهر اپوزیسیونی است که گمان می کنند تنها با دشنام دادن به طرف مقابل می توانند مشتری پیدا کنند. حاصلِ مشترک این گونه رسانه های خارج از جغرافیای ایران با رسانه های غیرحرفه ای داخلی این است که مخاطب دارند؛ اما مخاطبانی که عقب مانده از واقعیت هستند و قدرت تحلیل شان در حد یک کودکِ تهی از تفکر است.

ساده ترین کلام این است که همان طور که بارها در «آینه نیوز» به نگارش درآمد، وضعیت «نقد» در شکلی خاص و «رسانه» در وضعیتی عام وخیم است و این وخامت احوال هر روز بیشتر جدی می شود و غصه دارترین بخش این بیمارستان جایی است که بیمار هیچ اطلاعی از احوالش نداشته باشد و حتی خود را سالم فرض کند. اگر سری به صفحات رسانه های داعیه دار بزنیم، وضعیت واقعی احوال شان را می توانیم دریابیم. چنین بیمارانی، دردهای مزمن و مسری بسیاری دارند که عنوان ساختن یک نمونه اش می تواند در قواره این مطلب باشد. 

مساله این جا است که به دلیل عدم وجود تفکری گویا که لازمه یک رسانه پویا است و فقدان وسعتِ نگاه که تنها با برخورداری از دانش مهیا می شود، رسانه های مورد بحث به جای برخوردی معقولانه و حرفه ای با یک اثر و پدیده فرهنگی و هنری، تنها خود را موظف به رعایت اصولی به مشق درآمده می کنند. در این مسیر، بر اساس دفترچه ای ویژه که مسئول رسانه از هم کیشان و پیشینیان خود دریافت کرده است، چند اسم محدود در ردیف «خوب» ها و چند اسم نیز در سمت «بدها» گنجانده شده و این نام ها که تعدادشان به دلیل عدم اشراف دفتردار چندان هم زیاد نیست، به افرادی کارمند جهت استفاده داده می شود. بر این اساس خبرنگار مربوطه که حسابی هم خود را نقش آفرین دفاع از خوب ها و زدودن بدی ها یافته است، در یک فضای متوهم، به مبارزه برمی خیزد. بدیهی است در این مسیر افراد خوب همیشه و تحت هر شرایطی خوب هستند و بدها هم هیچ جایی در دفتر مشق قدیمی نخواهند داشت؛ مگر در شرایط و تحت اقداماتی خاص که ذکرش در این جا نخواهد رفت. در چنین فضایی مسائلی همچون حرفه ای گری، اختیار و تخصص تنها با دراختیار گذاشتن اسباب بازی تعهد برای چنین خبربیاری دور ریخته می شود! حتی لحظه ای در تصور چنین رسانه ای نمی گنجد که می توان از یک اتفاق فرهنگی یا اثر هنری، مطالبی کاملا متفاوت و مطابق با دیدگاه هایی چندسویه در یک رسانه داشت.

اما به ابتدای مطلب برگردیم و به این سوال بپردازیم که چرا بخش فرهنگی «کیهان» با همه نقدهایی که می توان بر آن داشت، مسیری متفاوت از رسانه های همنوع خود را طی می کند. به این دلیل که با وجود بسیاری از اشتراکاتی که میان دفتر «کیهان» با دفتر رسانه های همشکل وجود دارد، تفاوتی آشکار و مهم را در آن می توان یافت و آن توجه به مسیر و چگونگی برداشتن گام هایی است که حداقل خوب های ماجرا طی می کنند. این انتخاب می تواند به سلیقه بسیاری خوش نیاید که سنجش و ارزیابی اش در محدوده این یادداشت نمی گنجد اما هر چه باشد، تکلیفش برای راهرونده مشخص است و نمونه اش نقد اخیری است که این رسانه برخلاف انواع رسانه های ارادتمند، به «پایتخت»ی ها صورت داد. از این جهت فعال چنین رسانه یا رسانه هایی، چندان در قید نام ها نمی ماند و اوج و فرودش را براساس زمان پرواز به وقت خلبانی با رزومه ای به ظاهر خوب مورد قضاوت قرار نمی دهد- حداقل امید بر این است که چنین باشد-

از این رو یک رسانه ی راستین که سلاح شرف و علم و آگاهی را به دست گرفته است، وقتی مسیری نامناسب را در برابر نگاهش بیابد، تنها به حکم حقیقت شلیک می کند. برای نمونه به پاهای «پایتخت» همانند دیگر مراکز تصویری نگاه می کند و اگر «لاتاری» انتخابی مناسب برای سازنده خلاقش نباشد و فردایی توام با شکست را در کارنامه اش رقم بزند، به شکلی محترمانه آن را به نقد درمی آورد و این تضادی با آن نگاه حمایتی صورت یافته برای آثار پیشین سازنده اش ندارد، چرا که اثر سنجش می شود؛ نه صاحب اثر یا نهاد و شخص تولید کننده ی اثر. پس اگر نهادهایی همچون حوزه هنری و اوج اقدامات مفیدی را صورت دهند، به دور از واهمه و با شجاعت، مورد تحسین قرار می گیرند و اگر مسیرشان متفاوت و رو به بیابان باشد و مثلا بساط شکار داعشی ها را برای مخاطب بچینند اما به سراغ مرغ بروند! باید تحمل نقد و هشدار را داشته باشند همان گونه که چنین مواجهه ای با مراکزی به ظاهر متفاوت همچون «سازمان سینمایی» یا «بنیاد سینمایی فارابی» خواهد شد. چنین مواجهه ی حرفه ای و به دور از هرگونه خط کشی را می توان نزد برخی از رسانه های حرفه ای و فعال یافت که واکنش خبرنگارانشان نشان دهنده دانایی و شناخت درست آن ها از فضای فرهنگ و هنر است. در آن سو حساب برخی از سایت ها و کانال های ستاره دار با افرادی مجهول و نگاهی مضحکانه هم مشخص است که از قضا ژست شجاعانه و مستقل هم به خود می گیرند! هر چند اگر در مقام مقایسه به لحاظ فکر قالب برآییم، بسیاری از رسانه های مطرح و داعیه دار تعهدگرایی دارای اشتراکات بسیاری با چنین کانال های زرد خبری هستند و در واقع یک نگاه تحت آرم های مختلفی می باشند.

خلاصه این که چه خوب می شود اگر انواع واژه ها و ترکیبات مختلفی را که تنها برای پیشبرد مقاصدی خاص مورد استفاده قرار می گیرند را در واقعیت به میدان آورده و «نقد درون گفتمانی» و چنین تعابیر شیکی را خرج روزهایی کنیم که مسیری کج و معوج را به چشم می بینیم و انشاء الله جزو آن عده نباشیم که خواسته یا ناخواسته، از روی ترس یا منفعت و به تعبیری واقعی تر، خواب زدگی یا کاسب کاری دکان رسانه خود را باز و بسته می کنند.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6116/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو