گزارش تحلیلی از سینمای دهه ۷۰ ایران

دو روی سکه

دو روی سکه
calendar چهارشنبه 08 فروردين 1397 در 11:37
سینمای دهه ۷۰ ایران نقطه نظرات مختلفی را به دنبال دارد؛ گروهی این دوران را کامروا ترین ایام سینمای ایران دانسته و بخشی از وجود بحران در این دهه سخن گفتند. در بررسی سینمای دهه ۷۰ نمی توان اتفاقات مهم رخ داده در عرصه سیاست و اجتماع را نادیده انگاشت. این گزارش پژوهش محور، تلاشی است در جهت توصیف شمایل و فضایی که در سینمای دهه ۷۰ ایران به وقوع پیوست.

مرتضی اسماعیل دوست: سینمای دهه ۷۰ ایران نقطه نظرات مختلفی را به دنبال دارد؛ گروهی این دوران را کامروا ترین ایام سینمای ایران دانسته و بخشی از وجود بحران در این دهه سخن گفتند. در بررسی سینمای دهه ۷۰ نمی توان اتفاقات مهم رخ داده در عرصه سیاست و اجتماع را نادیده انگاشت؛ چنان که به دلیل تغییرات بسیار رخ داده در نیمه این دهه در سطح سیاست و به دنبالش فرهنگ، دوران پس از دوم خرداد ۷۶ را مرزی برای خط کشی سینمای پیش و بعد از آن دوران می دانند.

آغاز دورانی تازه

پایان جنگ تحمیلی و آغاز دورانی موسوم به «سازندگی» و روی کارآمدن دولت و تفکری متمایز بر مدرن گرایی نگاهی متفاوت را در عرصه مدیریت فرهنگی و تولید آثار سینمایی دربرداشت. دهه ای که سینمای ایران فراز و نشیب کاملا متمایزی را پشت سرگذاشت و با گذر از دهه 60 توانست به ثبات سینمایی دست یابد و به دنبال مرزهایی فراتر رفته و نشان جهانی را بر شانه اش بیابد؛ مسیری که از میانه دهه 60 آغاز گردید و مورد توجه مهم ترین مقام اجرایی کشور قرار گرفت هنگامی که علی اکبر هاشمی رفسنجانی؛ رئیس جمهور وقت در جلسه ای با حضور دانشجویان در تاریخ 13 خرداد 1371 موفقیت های بین المللی سینمای ایران را ستود. این مقام سیاسی در مراسم نماز عید قربان در تاریخ 22 خردادماه همان سال با افتخار از سینمای پس از انقلاب یاد کرد و گفت: «غربی ها خیال می کردند اصلا جمهوری اسلامی ایران با مسائل فرهنگی بیگانه است. ولی مشاهده می کنند فیلم های ساخت ایران در قلب لندن و در بهترین سالن های نمایش، مورد توجه نقادان بی طرف و منصف قرار گرفته و تعبیر آن ها این است که ایران چیز تازه ای ابداع کرده است.»

سینمای دهه 70 در حالی به دنبال افقی دورتر بود که معترضانی درباره شیوه مدیریت خاص مدیران دهه 60 در خود داشت؛ سیاستی که با وجود تغییر «سیدمحمد بهشتی» و «فخرالدین انوار» در ابتدای دهه 70 باز هم در سال های بعد همراه با ردپای تفکر این مدیران بود. هر چند سیدمحمد بهشتی شرایط سینمای ایران را در نخستین دهه از دوران نوین این چنین توصیف کرده بود: «طی این مرحله، سینمای ایران از هر جهت مورد مراقبت و حمایت قرار گرفت تا بتواند بنیه اقتصادی و فرهنگی خود را تقویت نماید. اما با اتمام این دوره، «شرایط گلخانه ای» جایش را به «شرایط طبیعی» خواهد داد و به طور طبیعی آن درخت یا گیاهی قادر به ادامه حیات خواهد بود که ریشه ای عمیق و قوی داشته باشد.»

 از این رو برخی اوج گیری کیفیت سینمای ایران در آخرین سال های دهه 60 و ابتدای دهه 70 را محصول سیاست های مدیران آن دهه می دانند. هر چند زمانی که فخرالدین انوار؛ معاون امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در روز پانزدهم اسفندماه 69 در گردهمایی سالانه مسئولان و دست اندرکاران سینما وعده هایی برای سینمای دهه 70 داد، نمی دانست که 3 سال و اندی دیگر از معاونت سینمایی خارج خواهد شد. در برنامه های «انوار» برای اولین سال دهه 70، تلاش برای ایجاد انگیزه در بخش خصوصی در جهت تاسیس سالن های جدید، تعیین گروهی از افراد متخصص برای تعیین صلاحیت تولید آثار کودک و نوجوان و نیز تاسیس سالن های کوچک برای نمایش فیلم های شانزده میلی متری در شهرهای کوچک عنوان گردید و این آخرین مورد در حالی مورد نظر مسئول وقت سینمایی قرار گرفت که مطابق یک آمار ارائه شده در ابتدای دهه 70، چهل و شش درصد مردم به سینما می رفتند و 74 درصد از این میزان همراه با خانواده بودند. این در حالی است که برخی ها اعتقاد داشتند تنها گروهی خاص از سینماگران مورد توجه مدیران برای فعالیت به شمار می رفتند، اما فخرالدین انوار در روزهایی منتهی به گشایش دهه 70 پاسخی چنین به منتقدان داد: «طی 7 سال گذشته بیش از 35 فیلم سینمایی و صدها فیلم کوتاه به وسیله فیلمسازانی عاشق انقلاب ساخته شده است...ما هیچ وقت از اصول اعتقادی و مسائل شرعی کوتاه نیامده ایم.»

فضای آموزشی سینما در دهه 70

سرپرستی «حجت الاسلام محمدعلی زم» در آن دهه همراه با نقاط مثبت و تاریک و برخی حواشی بود. حوزه هنری بعد از برخی تغییرات رخ داده در بدنه اولیه اش، سعی داشت با برگزاری دوره مختلف آموزشی و پژوهشی، ضمن تربیت فیلمسازان و مدیران جدید، در مسیر رویش نگاهی متفاوت در نزد فیلمسازان ایرانی نقش آفرین باشد، چنان که «محمدعلی زم» در اردیبهشت ماه 1370 در آئین رونمایی دوره مدیریت تولید فیلم و تلویزیون ضمن انتقاد به وضعیت مدیریت تولید در کشف استعدادهای پنهان هنرمندان، نقش هنرمند مسلمان را به مثابه یک روحانی دانست. تشکیل مدرسه کارگاه فیلمنامه نویسی در آخرین سال دهه 60 به پیشنهاد سیدمرتضی آوینی و با هدف انتقال مهارت ها و تجربه های فیلمنامه نویسان حرفه ای به هنرجویان توسط حوزه هنری انجام یافت. حوزه هنری در دوران مسئولیت «زم» در کنار ناکارآمدی هایش، اقدامات موثری در زمینه آموزش صورت داد و موسسه آموزش عالی سوره در سال 1372 تاسیس و اقدام به پذیرش دانشجو کرد و با توجه به فضا و اساتید ارزنده ای که داشت، جمعی از سینماگران خلاق سینما را پرورش داد که بعدها جوانانی مطرح برای رونق سینمای ایران شدند. از سویی واگذاری سینماهای بنیاد مستضعفان به حوزه هنری منجر به این شد که در خردادماه 70 حدود 90 سینما در 45 شهر زیر پوشش مجتمع خدمات سینمایی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برود. مجتمعی که مهندس خاکبازان، پیش از حضور در شورای نظارت، عضو هیات مدیره اش بود. از سویی برخی اعتقاد دارند که دوران حجت الاسلام زم و نوع مدیریت ویژه ای که در حوزه هنری داشت، موجب فاصله و خروج برخی از هنرمندان باسابقه ی انقلابی گردید و این مساله نقدهایی را دربرداشت. سرپرست حوزه هنری که در آن سال ها جزو شناخته شده ترین مدیران فرهنگی کشور بود، در انتهای سال 71 ضمن اعلام آمادگی حوزه برای مشارکت با بخش خصوصی در زمینه تولید و تجهیز، از فقدان نقد و تضاد بین سینما و تلویزیون و بنیه ضعیف اقتصادی سینما گلایه کرد.

در خصوص شرایط آموزشی آن سال ها می توان به نکته جالبی اشاره کرد که می تواند نشانه ای از تمامیت خواهی برخی از مسئولان سینمایی باشد. هنگامی که در ابتدای سال 70 حکم تعطیلی «خانه فرهنگ بنیاد مستضعفان و جانبازان» به بهانه آغاز به کار فعالیت «کانون فیلم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» صادر شد. بهانه چنین حکمی؛ افزایش هزینه ثبت نام و شیوه سانسور فیلم های خارجیِ به نمایش درآمده در کانون بنیاد بود. «کانون فیلم» وابسته به فیلمخانه ملی ایران بعد از 10 سال در روز 31 اردیبهشت 1370 با نمایش فیلم «شاه لیر» ساخته گریگوری کوزنیتسف آغاز به کار کرده بود. همچنین دامنه تزریق نگاه خاص اندیشه ورزانه به بدنه سینمای ایران در راستای پیمایش دهه 60 ادامه یافت و بابک احمدی یکی از تئوریسین های این نوع سینما بود که از طریق برپایی جلساتی مانند «تفکر فلسفی در سینما» برای دانشجویان، انتشار کتاب و نگارش یادداشت هایی در مجله «فیلم» به ارائه الگوهایی تازه برای علاقمندان پرداخت؛ مسیری که برخی دامنه اش را به تفکر مسئولان سینمایی دهه 60 متصل می دانند. در طیف دیگر فکری، سیدمرتضی آوینی قرار داشت که برخلاف همه نام هایی که هم مسیر نگاه مدیران فرهنگی بودند، یکه تاز نگاهی متفاوت و همراه با تحلیلی تئوریک در آن دوران بود، چنان که یکی از مهم ترین اتفاقات رخ داده در دهه 70 برگزاری سمیناری 6 روزه در اسفندماه سال 1370 تحت عنوان «بررسی سینمای پس از انقلاب» به همت جمعی از دانشجویان دانشکده سینما-تئاتر و با حضور سینماگران و کارشناسان سینمایی بود. در این سمینار دکتر هوشنگ کاووسی؛ مبدع عنوان فراگیر «فیلمفارسی» از کمبود مکتب سینمایی گفت و بهروز افخمی تحت عنوان «مدرنیسم در سینمای پس از انقلاب»، این سینما را دارای بحران خواند و مسعود فراستی از عدم ارتباط سینمای ایران با مخاطبان و گرایش به جشنواره ها انتقاد کرد. در حالی که نصرت کریمی؛ سینماگر پیشکسوت و علیرضا شجاع نوری از مدیران دولتی، از اهمیت عبور از مرزها سخن گفتند. اما مهم ترین شخصیت این سمینار که سخنانش ناقدانی هم داشت، «سیدمرتضی آوینی» بود که از اهمیت وجود مخاطب عام برای سینمای ایران و نقش آموزش گفت. همچنین آوینی در گفت و گویی مفصل با مجله «فیلم» از تفکر هنری مبتنی بر دین گفت و عنوان داشت: «معتقدم که به هر جهت تفکر وحدانی اسلام امکان ظهور و حضور در سینما را دارد. مشکل است، اما امکانش هست. پیچیدگی ابزار و تکنیک البته به شدت مانع تجلی و ظهور این تفکر می شود، ولی غیرممکن نیست.» تئوریسین سینمای انقلاب اسلامی در بخشی دیگر از گفت و گویش با مجله فیلم گفت: «اضافه بر دشواری های دیگر، کتابهایی که در حال حاضر در دانشکده هاست و تدریس می شود همه خارجی است و همه به سمت ترجمه می روند و نه تالیف. کسی به تالیف مستقل اقدام نمی کند. ما تکنیک و فرهنگ ملازم با آن را می گیریم و مقلد ناشی باقی می مانیم.» از سویی در دورانی که مسئولان سینمایی به شدت کمبود فیلمسازانی حرفه ای در مختصات سینمای پس از انقلاب را احساس می کردند، «مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی» وابسته به معاونت امور سینمایی به سرپرستی سیف الله داد دوره های آموزش سینما را شکل داد که از دل آن مهم ترین نام های سینمای ایران بیرون آمدند.

فقدان ابزارهای فیلمسازی؛ بلای جان سینماگران!

از میان رفتن سوبسید دولتی از خردادماه 72 همراه با تک نرخی شدن ارز و دولتی بودن مواد فیلمسازی و افزایش هزینه ها اوضاعی اسفناک را در آن سال ها رقم زد، به نحوی که داریوش مهرجویی با وجود سابقه و جایگاهی والا در سینمای ایران، 3 ماه پس از اتمام فیلمبرداری فیلم «بانو» به دلیل نبود داروی ظهور فیلم در لابراتوار بدیع(مرکز خدمات صنایع فیلم ایران)، امکان انجام اقدامات فنی برای فیلم خود را نداشت!

تلاش های سینمای ایران برای حیات در ابتدای دهه 70

در آخرین سال های صدارت مسئولان دهه 60 و در حالی که همچنان برخی حواشی پیرامون مدیریت سینما وجود داشت، شورای صدور پروانه ساخت اداره نظارت و ارزشیابی طی اطلاعیه ای به دست اندرکاران سینما برای دریافت دستمزدهای کلان هشدار داد! در روزهای که عدم استقبال مخاطبان از آثار روی پرده ناامید کننده بود و در اردیبهشت ماه 70 میزان فروش 3 فیلم به یازده میلیون هم نمی رسید، سیدمحمد خاتمی؛ وزیر وقت ارشاد و سیدمحمد بهشتی؛ مدیر عامل فارابی و یکی از مسئولان اداره کل چاپ و نشر ارشاد در برنامه «همراه با مردم همگام با مسئولان» تلویزیون خبر از تاسیس تلویزیون کابلی دادند. برخی عدم استقبال مخاطبان از فیلم های روی پرده را به دلیل محدودیت های جدید اعمال شده می دانستند، چرا که در ابتدای سال 1370 طرح سانسی کردن سینماها اجرا شد تا در دنباله «طرح ارزیابی سالنهای سینما» که از فروردین ماه شروع شده بود، عملیاتی تحت عنوان «ایجاد امنیت برای تماشاگر» اجرا شود. با وجود تغییرات رخ داده در شکل استقرار مخاطبان در سینما، فیلم «عروس» ساخته بهروز افخمی به دلیل وجود ملودرامی عاشقانه، مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و در سال 70 با فروشی بیش از 70 میلیون رکورد زنی کرد؛ آن هم در سالی که «گروهبان» مسعود کیمیایی و «پرده آخر» واروژ کریم مسیحی با شکست مواجه شدند. در پایان سال 1370 قرار شد که برای مشارکت اهالی سینما در تصمیم گیری ها، درجه بندی کیفی فیلم های ایرانی توسط حدود 50 نفر از دست اندرکاران سینما،هیات های علمی، نویسندگان و منتقدان انجام شود. از سویی اولین جلسه مجمع عمومی کانون کارگردان های سینمای ایران در روز 18 خرداد 1370 در سینما تئاتر کوچک تشکیل شد و در تاریخ 1 تیرماه انتخابات شورای مرکزی کانون کارگردانان سینما انجام گرفت. افزایش حضور سینماگران زن که از پیدایش انقلاب شروع شده بود و تنوع نویسندگان و فیلمسازان شاغل و گسترش جشنواره فیلم فجر از جمله موارد قابل اشاره در بهبود شرایط سینما در ابتدای دهه 70 بود، هر چند در کنار رفع ممنوعیت استفاده از ویدئو و تاسیس موسسه رسانه های تصویری، رویش قارچ گونه شبکه های ماهواره ای، موضوعی چون تهاجم فرهنگی را در نگاه مسئولان فرهنگی جلوه ساخت؛ از این رو علی لاریجانی؛ وزیر وقت ارشاد سخن وزیر قبلی را پی گرفت و به ضرورت راه اندازی تلویزیون کابلی و ایجاد شبکه های تلویزیونی اشاره کرد. از سویی محدودیت دسترسی مردمان ایران به سینما مساله ای اساسی بود که فکر تاسیس و ترمیم سینماها را به اذهان مسئولان متبادر ساخت؛ چرا که در ابتدای دهه 70 تنها 276 سینما در 125 شهر وجود داشت و سهم هر ایرانی به نسبت جمعیت آن روزگار، میانگین هر 78 هزار نفر یک سالن بود که سهم اندکی به شمار می رود.

تاثیر حواشی «مخملباف» در سینمای آن سال ها

محسن مخملباف؛ پدیده منحصر به فردی در سینمای ایران به شمار می آید و انواع گرایشات سست و بی بنیان فکری این فیلمساز که زمانی از سوی مسئولان به عنوان الگوی مطلوب سینمای اسلامی تعریف می شد، در شرایط و موقعیت های سیاسی طی اشکال مختلف و متنوعی نمایان گردید! مخملباف که مهم ترین منتقد مدیران دهه 60 بود و حتی نسبت به آثار ارزنده ای چون «اجاره نشین ها» اقدام به انتشار نامه اعتراضی کرده بود، در دهه 70 رنگی متمایز گرفت و ناگهان از فیلم های ایدئولوژیک به آثار ظاهرا هنری گرایش پیدا کرد. نکته مهم نه شمایل و تفکر این فیلمساز و آثارش بلکه تاثیر حواشی مختلفی است که بر فضای فرهنگی آن سال ها گذاشت و حتی به تغییر وزیر فرهنگی دولت نیز تسری یافت. یکی از مهم ترین حواشی رخ داده پیرامون این سینماگر، ساخت فیلم های توقیفی «نوبت عاشقی» و «شب های زاینده رود» بود که پای مجلس شورای اسلامی را هم به میان آورد، به نحوی که فضای خاص اعتراضی موجب شد که جمعی از نمایندگان مجلس در اردیبهشت ماه 1370 به معاونت پارلمانی وزارت ارشاد نامه ای نوشته و خواستار تماشای این فیلم ها شدند. اما مسئولان ارشاد به نمایندگان مجلس پیشنهاد دادند که در ابتدا منتخبی از فیلم های جشنواره نهم فجر را به تماشا بنشینند! تا این که در روز 4 خردادماه 70 مطابق گزارش روزنامه کیهان فیلم «نوبت عاشقی» برای چند نماینده و خانواده شان به شکل خصوصی نمایش داده شد و نظراتی را برانگیخت. پاسخ آن سال هایِ فیلمساز جنجالی به معترضان بسیارش چنین بوده است: «در بایکوت چپ را کوبیدم و متهم به راست شدم و در دستفروش راست را. حالا بر هر آدم منصفی محرز شده که نفس راه رفتن من را دل خورند. اما آدمی که پا دارد، خب راه می رود. آن موقع چپ ها خطر انقلاب بودند، من به آن ها بیشتر پرداختم. حالا راست خطر است، به آن ها می پردازم. از کسی رودربایستی ندارم...» جالب این جا است که جدا از نقدهای مدیر مسئول وقت «کیهان»، نخستین بار روزنامه رسالت در شماره روز دوم اسفندماه 69 درباره آثار توقیف شده مخملباف نوشت: «خدایا چه می بینم؟ آیا این همان مخملبافی است که به «گل های داودی» اعتراض می کرد؟ آیا این همان نویسنده داستان های سوره است که قبله آمالمان بود؟...»


گذری بر احوال مدیرانی که سینمای ایران طی یک دهه به خود دید:
 

خروج مدیران سینمایی دهه 60 با ورود علی لاریجانی به وزارتخانه ارشاد

در دهه 70 وزارتخانه ارشاد و سینمای ایران مسئولان مختلفی به خود دید؛ از تغییر تیم مدیریت فرهنگی دهه 60 که از آن ها به عنوان معماران سینمای پس از انقلاب یاد می شود تا حضور عطاء الله مهاجرانی در جایگاه وزیر و انواع نقدهایی که به خود دید. از سویی تبعات اتفاقات فرهنگی مانند تولید فیلم های مساله دارِ مخملباف موجب اعتراضاتی از سوی جامعه هنرمندان مسلمان شد تا در نهایت سیدمحمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1371 استعفا دهد و علی لاریجانی به وزارت تکیه بزند. ورود وی همراه با خروج تیم «بهشتی- انوار» از سینما بود. ماجرا این گونه شکل گرفت که در خردادماه 1373 فخرالدین انوار از معاونت سینمایی کنار رفت و مهدی فریدزاده از سوی لاریجانی مسئولیت سینما را در دست گرفت و با کنار رفتن «انوار»، دوست دیرینش؛ «سیدمحمد بهشتی» از مدیریت بنیاد سینمایی فارابی استعفا داد تا «محمدحسین حقیقی» یکی از مدیران معاونت امور سینمایی جایگزینش شود؛ هر چند مدیر جدید فارابی وقتی در مراسم تودیع و معارفه به صراحت عنوان کرد که خود را «شاگرد بهشتی» می داند مشخص شد که حتی با خروج مرد بانفوذ فرهنگی همچنان عقاید و مسیرش توسط دیگران دنبال می شود.

علی لاریجانی در دورانی که سینمای ایران در فقدان سوبسید دولتی، همراه با افزایش هزینه ها به سر می برد، براساس تبصره 3 بودجه توانست حدود یک میلیارد تومان برای ساخت سینما در نظر بگیرد که به صورت وام در اختیار متقاضیان قرار گرفت. از طرفی با وجود حذف سوبسید شکل دیگری از کمک دولتی با تزریق وام دولتی با مجموع پانصد میلیون تومان در نظر گرفته شد. همچنین طرح بیمه کردن خسارت فیلم ها تحت عنوان «بیمه بازگشت سرمایه در اکران» با حدود 10 میلیون تومان برای هر فیلم تعیین شد. همچنین از سوی وزیر ارشاد اعلام شد آثاری با درجه ارزشیابی الف که توانایی جذب مخاطبان بیشتری را داشته باشند، مشمول دریافت جوایزی می شوند. البته علی لاریجانی تبصره ای گذاشت مبنی بر این که فیلمسازانی که در آثارشان حرف های رکیکی بزنند و به ترویج خرافات یا بدحجابی بپردازند، نباید انتظار هیچ کمکی را داشته باشند. از سویی مطابق تبصره سه مصوبات شورای پول و اعتبار و سازمان برنامه و بودجه در سال 71، بانکها موظف به دریافت 13 درصد سود از بخش فیلمسازی بودند که بازپرداخت 7 درصد آن به عهده مجریان فیلمهای سینمایی و 6 درصد باقیمانده آن به صورت سوبسید به عهده سازمان برنامه و بودجه بوده است.

ورود مدیران خاص به «ارشاد» و «معاونت سینمایی»!

عمر وزارت علی لاریجانی در «ارشاد» کمتر از یک سال بود و او به دلیل مسئولیت در اداره صدا و سیما، از وزارتخانه خارج شد و «مصطفی میرسلیم» با وجود عدم سابقه فعالیت های فرهنگی وارد وزارتخانه شد. دوران وزارت میرسلیم همراه با تغییرات بسیاری به دلیل اختلافات رخ داده میان وزیر و معاونان سینمایی اش بود. به نحوی که مشکلاتی بر سر همکاری «میرسلیم» با «سیدمهدی فریدزاده» پیش آمد و استعفای معاون را به دنبال داشت. «فریدزاده» از سال ۷۲ تا ۷۴ معاون سینما بود هر چند در آن سال ها وزیر وقت ارشاد، علی افصحی را که پیشتر روحانی بود و سال ها بعد بازداشت و خلع لباس شد، به عنوان فرد مورد وثوق خود وارد شوراهای مختلف من جمله عضویت در شورای نهایی فیلمنامه کرد. اگر این ها را در کنار مدیر پُرحاشیه ای چون «حمید خاکبازان» به عنوان متولی نظارت در سینما قرار دهیم، ترکیب متولیان فرهنگی آن دوران مشخص می گردد! در آن سال ها بنیاد سینمایی فارابی نیز دستخوش تعییراتی شد، چنان که محمدحسین حقیقی جایش را به مدیریت «محمد رجبی معمار» داد. از سویی در دهه 70، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و نیز هیات هنرمندان مسلمان تشکیل یافت. بنا بر آمار تحقیقی، از زمان تاسیس انجمن در سال سال 72 در یک بازه زمانی 4 ساله در دوران مدیریت ناصر شفق حدود 67 فیلم در زمینه دفاع مقدس- فارغ از سطح کیفی شان- تولید شد. همچنین پس از سال ها «خانه سینما» شکل گرفت و نخستین مجمع عمومی خانه سینما در تاریخ 23 اسفند 71 برگزار و اعضای هیئت مدیره انتخاب شد.

دوران مسئولیت عزت الله ضرغامی در سینمای ایران

پس از اختلاف و استعفای فریدزاده، مصطفی میرسلیم معاون حقوقی و امور مجلس وزارتخانه اش را به عنوان مسئول سینمایی برگزید و با وجود این که «عزت الله ضرغامی» از ابتدا پذیرش این مسئولیت را به دلیل احتمال بروز اختلافات نپذیرفت اما در نهایت عنوان معاونت امور سینمایی را مابین سال های 74 تا 76 بر دوش گرفت. «ضرغامی» شروع فعالیتش را در معاونت سینمایی این گونه توضیح می دهد: «در آن زمان بحران های سینما و اختلافات بین آقایان خاکبازان و فریدزاده (معاون وقت سینما) بالا گرفته بود و آقای میرسلیم اصرار داشتند که من معاون سینمایی شوم. در ابتدا مایل بودم سرپرست باشم تا بحران ها حل و فصل شود. اما آقای میرسلیم اصرار کرد که معاون شوم. شروطی گذاشتم که قبول کردند. از جمله اینکه گفتم هفته ای یک بار باید در محل معاونت سینمایی با هم جلسه ثابت داشته باشیم.» در سال های فعالیت «میرسلیم- ضرغامی» نظارت و بازبینی فیلم ها به شکلی گسترده تر دنبال شد با این وجود معاون اسبق سینمایی مهم ترین اقدامات آن سال هایش را این گونه برمی شمرد: «برپایی جشنواره های استانی یکی از کارهایی بود که با هدف نزدیکی هنرمندان و مردم صورت گرفت. نوسازی تجهیزات سینماها، مصوبه قانونی تغییر نرخ محاسبه برق سینماها، تخصیص اعتبارات بالا از طریق وام تبصره ٣ به تهیه کنندگان، برگزاری جشنواره های استانی، ایجاد ردیف مستقل برای بودجه سینما از اقدامات مهم در آن دوره کوتاه بود.» البته انتشار دفترچه سیاست های سینمایی و وجود بندهایی همچون «پرهیز از استفاده از کلوزآپ زنان در فیلم ها» از جمله مسائل شگفت انگیز دوران ضرغامی بود که منتقدانی داشت و محدودیت های دوران ضرغامی را پُربار کرد! هر چند تنظیم دفترچه «سیاستها و روشهای اجرایی تولید، توزیع و نمایش فیلم های سال 1372» برای اولین بار به ضوابط و مقررات بازبینی و پروانه نمایش چارچوب مشخصی داد. جال این جا است که مطابق بررسی ها، با همه احوالات و نقاط ضعف و قدرتی که مدیریت عزت الله ضرغامی داشت، نگاه بسیاری از هنرمندان آن دوران حتی پس از گذر از سال ها همراه با تکریم وی می باشد، هنگامی که «مهدی فخیم زاده» عنوان می کند: «ضرغامی بعد از اینکه از معاونت سینمایی رفت، معاون پارلمانی وزارت دفاع شد و تعداد زیادی از دست اندرکاران سینما ازجمله بنده چندین بار برای دیدنش به آنجا رفتیم چون به سلامت، عدالت و حسن رفتارش اعتقاد داشتیم.» و «سیروس الوند» در گفت و گو با نگارنده در همین نشریه تصریح کرد: «من آن سال ها عضو هیئت مدیره خانه سینما بودم و اولین بار آقای ضرغامی را در جلسه ای دیدم که ما را دعوت کرده بود و پیش از آن اهالی سینما هیچ شناختی از ایشان نداشتند چون از جای دیگری آمده بود. ما دیدیم یک آدم فوق العاده صادق دارد می گوید من از سینما چیزی نمی دانم و بدون کمک شما اصلا نمی توانم کار کنم و اگر شما کمک نکنید خواهم رفت. او گفت قصدم خدمت به سینماست و به این نتیجه رسیدم که سینما بودجه می خواهد. ضرغامی از سینمایی ها تقاضای همکاری کرد و خیلی جالب است که همان موقع من برگشتم به ایشان گفتم آقا این صندلی معاونت مثل بشکه باروت می ماند. یک آقایی بود به نام اسلامی مهر که معاون ضرغامی بود و گفت البته فیتیله اش دست آقای الوند نیست! من گفتم حاج آقا این صندلی فیتیله اش سرخود است! جلسه که تمام شد آقای ضرغامی یواشکی به من گفت که شما فردا ساعت هفت صبح بیا تا باهم صبحانه ای بخوریم. خیلی تعجب کردم و همان صبح رفتم دفترشان و اصلا هیچ کسی نبود ولی آقای ضرغامی یک صبحانه خیلی خاکی و صمیمانه ای چیده بود و گفت که «شما دیروز بیشتر از همه مخالفت می کردی ولی من صداقت شما را بیشتر از همه دیدم و دلم می خواهد گه گاهی با هم جلسه داشته باشیم» و اینطور شد که ما شدیم کارمند بدون حقوق ضرغامی و در مواردی ایشان من را صدا می کرد و مشاوره می خواست و با هم صحبت می کردیم که یکی از موارد درخشانش که هیچ کسی آن را نمی داند درباره آقای کیارستمی و «طعم گیلاس»ش است...»

معاونی که صدای همه را درآورد!

پس از استعفای «محمدمهدی حیدریان» از اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی ضرغامی، یکی از پُرحاشیه ترین مدیران مسئولیت گرفت. «حمید خاکبازان» که دارای مهندسی مکانیک از دانشگاه پلی تکنیک بود، فعالیت فرهنگی اش را از گروه تلویزیونی جهادسازندگی آغاز کرده بود و از سال 1361 وارد وزارتخانه فرهنگ شد. خاکبازان؛ مدیرکل نظارت و ارزشیابی امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال های 1373 تا 1375 و معاون اداره کل نظارت مابین سال های 1365 تا 1368 بود. وی همان نقشی را در سینمای دهه 70 ایفا کرد که «عباس زندی» در دهه 60 به عهده داشت و از این رو آن دوران اعتراضات گسترده ای را پس از گذشت دهه ها همچنان به دنبال دارد. چنان که ابوالفضل پورعرب در بخشی از اظهاراتی که چندی پیش با فریدون جیرانی در برنامه اینترنتی اش داشت، درباره وی گفت: «حمید خاکبازان جایزه جشنواره پیونگ یانگ برای «عروس» را به من نداد. او بعد از «بهشت پنهان» که در آلمان فیلمبرداری شد، ما را خواست و با طرح مضامینی مثل مصرف مسکرات در آلمان، می خواست ما را ممنوع الکار کند که من رفتم سر سریال امام حسن(ع) (ولایت عشق) که البته نذر هم داشتم برای حضور در این کار. گفتم خاکبازان مهمل می گوید و من اصلا معده درد دارم و نمی توانم مسکرات بخورم!...» البته چنین موضوعاتی از اساس توسط معاون وقت ارزشیابی تکذیب شد.

معترضان معاونِ ضرغامی بسیار بودند که در نهایت به خروجش از سینما منجر گردید. مهدی فخیم زاده در این خصوص عنوان داشت: «آقای خاکبازان مدیر خوبی نبود. یکی از مشکلات دوره ضرغامی، آقای خاکبازان بود که بسیار یکسویه ‌نگر، باندباز و گروه‌ گرا بود. به همین دلیل است که ما در آن زمان بیشتر از اینکه خاکبازان را ببینیم خود آقای ضرغامی را می ‌دیدم و با او کارهایمان را هماهنگ می ‌کردیم. خاکبازان لطمات زیادی به این عرصه وارد کرد و به همین دلیل ضرغامی قبل از پایان موعد مقررش او را از سمتش برکنار کرد.» پایان همکاری خاکبازان به دلیل برخورد نامناسبی بود که زمان ساخت فیلم «عاشقانه» علیرضا داوودنژاد صورت گرفت. عزت الله ضرغامی چندی پیش در گفت و گو با روزنامه شرق درباره معاون آن سال هایش گفت: «آقای خاکبازان در مدیریت قبل از من وارد سینما شده بود. روزی که من به این پست منصوب شدم، ایشان می‌ خواستند همراه همکارانشان به استقبال من بیایند که گفتم از چنین کارهایی خوشم نمی ‌آید. به مرور هم با برخی از رفتارها و عملکرد ایشان موافق نبودم؛ مثلا نگاه ایشان به هنرمندان از بالا به پایین بود، درحالی‌ که من اصل را بر رفاقت گذاشته بودم. مشکل اصلی آقای خاکبازان عدم تعامل مناسب با هنرمندان و سوء ظن شدید نسبت به آنان بود. من این را نمی ‌پسندیدم. بنابراین آقای حبیب ‌الله کاسه‌ ساز را به‌ جای او منصوب کردم.» انتخاب «کاسه ساز» در آذرماه 1375 و پس از برکناری «خاکبازان» از «اداره کل نظارت و ارزشیابی» بود.

دوران فعالیت مدیری که مورد وثوق سینماگران بود

با روی کارآمدن دولت اصلاحات و پیش از رای اعتماد عطاء الله مهاجرانی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، استعفای ضرغامی در تاریخ اول تیرماه 1376 ارائه شد و در نهایت در دوان متمایز مدیریت فرهنگی و سینمایی کشور، از تاریخ 4 شهریورماه 1376 سیف الله داد به عنوان معاون امور سینمایی انتخاب شد. «داد» از درون خانواده سینما بود و مسئولیت های بسیاری در تلویزیون و خانه سینما و بنیاد سینمایی فارابی داشت و به عنوان تدوینگر و فیلمساز آثار بسیاری را شکل داد که مهم ترینش ساخت فیلم «بازمانده» بود. حضور سیف الله داد با استقبال تعداد بسیار زیادی از اهالی سینما همراه شد و این مدیر سینمایی با انتقال بسیاری از مسئولیت ها به اهالی سینما و از میان بردن بسیاری از محدودیت های گذشته، تحسین سینماگران را حتی برای سال هایی پس از پایان مسئولیت برای خود خرید. از سوی سیف الله داد، منوچهر محمدی مدیر کل نظارت و ارزشیابی شد و محمدحسن پزشک که در دوران سیدمحمد بهشتی قائم مقام فارابی بود، به عنوان مدیر بنیاد سینمایی فارابی انتخاب شد. برچیدن ممنوعیت های گذشته مانند حذف شورای تصویب فیلمنامه برای آثاری در شاخص کیفی الف، حذف ارائه عکس تست گریم بازیگران، حذف ارائه تیزرهای تلویزیونی و انجام تغییرات اساسی در جشنواره فیلم فجر و برگزاری این جشنواره به شکل بین المللی از مهم ترین اقدامات «سیف الله داد» در مدیریت سینمای ایران بود. وی در گفت و گو با روزنامه اخبار در سال 1377 مهم ترین بحران سینمای ایران را «بحران ظرفیت نمایشی» دانست. اما در واقع مهم ترین بحران جنجالی در دوران سیف الله داد، چالش رخ داده با تهیه کنندگان فیلم های رده ج- موسوم به فیلمفارسی- بود که در بهار سال 77 با تحصن و اعتصاب غذای این تهیه کنندگان همراه بود هر چند مدیران سینمایی آن سال ها تحت تاثیر چنین اعتراضاتی قرار نگرفتند. در روز 19 اردیبهشت ماه 1378 سیف الله داد عنوان کرد که پیش نویس «قانون سینما» قرار است در اوایل خردادماه به پایان برسد اما این قانون سرانجامی نیافت. در سینمای آن سال ها به فراخور احوال جامعه، ساخت چند فیلم با گرایش سیاسی در کنار جولان آثاری عاشقانه با جوانان گیتار به دست! بیشترین نمودار گرایشی را به خود اشغال کرد و همین مساله موجب اعتراضاتی شد؛ چنان که فریدون جیرانی طی یک گفت و گو در آن سال ها اعتراف کرد: «آزادی، سینماگران ما را گیج کرده است»!

جریان سینمای دهه 70 ایران با همه فراز و نشیب هایی که عقب تر از احوال سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایرانِ آن دوران بود و نیز با انواع جوایز مهمی که در سطح بین المللی گرفت، فضایی بسیار بیش از چنین مطلبی می طلبد که به شکل چکیده وار تنها بازتاب دهنده فضای رخ داده در آن سال ها به اعتبار تحقیقات صورت یافته، شد. این دوران و این سینما، نگاه ها و مطلب بسیار فراخی برای توجه و نگارش دارد. شاید وقتی دیگر...
 

یادداشت فوق به قلم نگارنده در شماره نوروزی نشریه «عصر اندیشه» همراه با پرونده ای(شامل گفت و گو و تحلیل) درباره سینمای دهه 70 ایران، منتشر و توزیع گردید و قرار و امید بر این مدار است که چنین بررسی پژوهش محوری که از سینمای دهه 60 آغاز گردید، به تدریج وارد دهه های بعد گردیده و به انتشار درآید.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6090/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو