یادداشت اختصاصی «رضا کوچک‌زاده»؛پژوهش گر، نویسنده و کارگردان تئاتر به مناسبت «روز جهانی تئاتر»

آیین یادرفته‌ی گفت‌وگو

آیین یادرفته‌ی گفت‌وگو
calendar سه شنبه 07 فروردين 1397 در 13:45
آینه نیوز: «رضا کوچک‌زاده»؛ پژوهش گر، نویسنده و کارگردان تئاتر که نمایش های ارزنده ای همچون «جهان انزوا» و «راشومون» را برای اهالی جدی تئاتر به ارمغان آورده است، به مناسبت «روز جهانی تئاتر»، متنی را جهت انعکاس در «آینه نیوز» به نگارش درآورد که همراه با نکات جالبی جهت توجه می باشد.

سرویس تئاتر آینه نیوز: آورده‌اند که امروز، روز عشق ماست؛ روز جهانی تئاتر. و این روزها، پیام‌های شادباش گوناگون است که به دستم می‌رسد. ولی آیا به راستی این روز، روز ماست؟

کنش‌گران تئاتر ایران ــ برخلاف بسیاری از هم‌کاران جهانی ــ نتوانسته‌اند به شکل مداوم به تئاتر بپردازند و تئاتر کنش هر روزشان نیست؛ نه از آن رو که در ایران نیاز به تئاتر کم‌تر از کشورهای دیگر است و ضرورتی برای آن نیست، نه به این دلیل که در کشور ما مالیات‌دهندگان اندک‌اند و تنها آن‌ها هستند که حق بهره‌برداری از تماشای تئاتر دارند و نه حتا به سبب آن که تئاترپیشگان ما تن‌پرور و تنبل شده‌اند. تئاتری‌های ما برای گذران زندگی، هماره در کنار هنرشان و در فاصله‌ی اجراها به حرفه‌/حرفه‌های دیگر نیز پرداخته‌اند تا بتوانند تئاتر را ادامه دهند؛ گاه آموزگار بوده‌اند، گاه پژوهش‌گر و گاه و بی‌گاه حتا به کارهایی دور از فضای هنری روی آورده‌اند. و شاید برای همین است که هر چه کوشیدند و کوشیدیم، تئاتر ما حرفه‌ای نشد زیرا هنر و حرفه‌ای تمام‌وقت برای کنش‌گرانش نبود.

تئاتر در ایران، هرگز به عنوان حرفه‌ و تخصص دیده نشده است؛ چه آن زمان که به کار برپایی آیین‌های مردمی می‌آمد، چه دوره‌ای که تنها برای دربار اجرا می‌شد، چه از دوره‌ای که به شکل رسمی در کارویژه‌های «سازمان پرورش افکار» گنجانده شد (1317) و چه دوره‌ای نزدیک‌تر به ما که بخش‌هایی اداری و دولتی با عنوان نمایش و تئاتر بنیاد نهادند و خانه‌ی تئاتر شکل گرفت، همواره از دید دولت‌مردان و سیاست‌گذاران ما، تئاتر چیزی جز حرکتی «فوق برنامه» نبوده و تنها به کار سرگرمی و گذران وقت می‌آمده است. و شاید به همین دلیل است که در نابسامانی‌ها، کم‌بودها و نبودهای بودجه، تئاتر نخستین گزینه برای حذف بوده است و به آسانی کنار گذاشته شده است زیرا همواره «برنامه»‌ها مهم‌تر از «فوق برنامه»‌ها بوده‌اند و خوراک جسم مهم‌تر از خوراک روح پنداشته شده است.

تجربه‌ی مردمان دیگر کشورها اما دیگرگونه است. برای نمونه به سال 1946 ــ سالی پس از پایان جنگ جهانی دوم ــ دولت فرانسه با پذیرش قانونی، دست‌رسی همگانی را به آموزش و فرهنگ تضمین کرد ــ و بر وظایف دولت افزود ــ که بر مردمی‌ کردن هنرهای نمایشی و تمرکززدایی از تئاتر پای می‌فشرد. پی‌آمد آن، نخستین مراکز تئاتر دولتی در فرانسه پدید آمد و زمینه‌ی رشد و کوشش میان جوانان روستایی و شهری آماده شد. ژان ویلار به سال 1947 توانست به دموکراتیزاسیون تئاتر بپردازد و برای بهره‌برداری همگانی، جشن‌واره‌ی آوینیون را بنیاد نهد. آندره مالرو که به وزارت فرهنگ دولت شارل دوگل رسید، بسیاری از زیرساخت‌ها فراهم شده بود؛ پس دولت، سازوکار فرهنگی در پیش گرفت و بیش از پیش به راه‌کارهای فرهنگی و هنری برای اداره‌ی کشور پرداخت. همین روی‌کرد دوراندیشانه سبب شد که پس از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون، دیگر پای هیچ جنگی به خاک فرانسه نرسیده است. از یونان کهن نیز نمایش‌نامه‌ای کمدی از آریستوفان به جای مانده است که نشان می‌دهد زن‌های دولت‌شهرهای یونان بر آن می‌شوند تا با هم‌پیمانی یک‌دیگر نگذارند مردهاشان به نبرد بپردازند و این گفت‌وگوی فرهنگی از ستیزی خون‌آلود پیش‌گیری می‌کند. پس چگونه است که کشور ما تا کنون خود را از کارویژه‌های تئاتر بی‌نیاز دیده است؟ آیا راه‌کارهای سیاسی، نظامی و... چنان در اداره‌ی کشور موفق بوده‌اند که نیازمند راه‌کارهای فرهنگی نبوده‌ایم؟ یا سرمایه‌هایی که برای هزینه‌های نظامی، ساخت جنگ‌افزارها و هزینه‌های تبلیغی دیگر پرداخته‌ایم چنان ناچیز بوده و از نفتِ بادآورده و بسیار به دست‌مان رسیده که نیازمند روش‌های کم‌هزینه‌تر و البته مؤثرتر نبوده‌ایم؟

زمانی که از روز مادر می‌گویند، مادرانی را به یاد می‌آوریم که هماره به پرورش فرزند پرداخته‌اند (و پس از زادن، او را رها نکرده‌اند) و هنگامی که از روز معلم یا کارگر حرفی می‌زنند، زحمت‌کشانی به یادمان می‌آیند که پیوسته عمرشان را به آموزگاری و کار پرداخته‌اند و سبب رشد و پیش‌رفت کشور شده‌اند. ولی هنگامی که از روز تئاتر سخن می‌گویند، از چه می‌گویند؟ آیا این روز برای نکوداشت هنری‌ست که کشور ما ــ دولت‌مردان و مردمان ــ هنوز به ضرورت و نیازش پی نبرده ‌است؟ پاس‌داشت هنرمندانی‌ست که در قانون‌های کشور، حرفه‌شان و حقوق‌شان دیده نشده است؟ یا یادآوری خیل سترگ تئاترپیشگان بی‌کار است که قانون در بیمه‌ی بی‌کاری هم آن‌ها را نادیده گرفته است؟ کسانی که هماره در مهم‌ترین روی‌دادهای کشور حضور دارند ولی حکومت جز به دیده‌ی «زینت‌ المجالس» به ایشان نمی‌نگرد.

تئاتر آینه‌ی جامعه‌ی برسازنده‌ی خویش است و اگر تئاتر کنونی ایران دچار آشفتگی‌ها و نابسامانی‌هاست، نشان‌گر تنش‌ها و بیماری‌های بسیار در جامعه‌ی ایرانی‌ست که کسی به درمانش نمی‌کوشد. تئاتر می‌تواند به‌درستی نقش درمان‌گر این جامعه را با کم‌ترین هزینه‌ها و بیش‌ترین دوراندیشی‌ها و خردمندی‌ها بازی کند؛ پیش از آن که جامعه را فرصتی برای درمان نماند. تئاتر آیین یادرفته‌ی گفت‌وگو را به ما می‌آموزد و گفت‌وگو برجسته‌‌ترین روش برای ساخت پیکره‌ای یگانه در جهان انسانی ماست که می‌تواند بیماری‌های روانی و تنانی را از ما دور گرداند. بگذاریم تئاتر به کارویژه‌های بنیادینش بازگردد تا جامعه‌ی بشری نیازمند آن نشود که «عالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمی».

رضا کوچک‌زاده

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/6081/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

ساميار نوري

عالي و كاملا به جا
به اميد روزي كه فرهنگ و هنر ايراني در صدر جلوه هاي تمدن ما باشد
آنگاه كه گفتگو از ميان ميرود جنايت سلام ميكند

0

0

[1397/01/07 - 14:38]

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو