«محمد محمدعلی» از سال های هجرتش به کانادا و ادامه تمایل به برگزاری کارگاه های ادبی می گوید؛

از «اسطوره» تا «بوف کور» در نگاه داستان نویس مطرح ادبیات داستانی

از «اسطوره» تا «بوف کور» در نگاه داستان نویس مطرح ادبیات داستانی
calendar دوشنبه 21 اسفند 1396 در 12:55
آینه نیوز: «محمد محمدعلی» از نویسندگان موثر در ادبیات داستانی ماست که حضوری همیشگی و پیوسته در فضای ادبی داشته است. «محمدعلی» چه آن زمان که در ایران بود و چه حالا که چندسالی است در کانادا اقامت دارد، در مرکز توجه علاقه‌مندان به داستان بوده است...

آینه نیوز: «محمد محمدعلی» از نویسندگان موثر در ادبیات داستانی ماست که حضوری همیشگی و پیوسته در فضای ادبی داشته است. «محمدعلی» چه آن زمان که در ایران بود و چه حالا که چندسالی است در کانادا اقامت دارد، در مرکز توجه علاقه‌مندان به داستان بوده است.

به گزارش ایبنا، نویسنده مطرح و شناخته شده ادبیات داستانی درباره زندگی این روزهایش در کانادا می گوید: «من در کانادا برای خودم یک ایران کوچک ساخته‌ ام. همانی که در اینجا بودم،‌ آنجا هم هستم و یک کارگاه داستان‌ نویسی در ونکوور دایر کرده‌ ام. حدود هفت سالی است که به طور دائم در موسسه خصوصی «خانه فرهنگ ایران» این کلاس را دایر  کرده ام و این اولین باری است که چنین کارگاهی به صورت دائم در کانادا برقرار می شود. البته در تورنتو جلساتی وجود دارد که البته دائمی نبوده و به صورت دوره‌ ای است.» «محمدعلی» درباره دشواری فعالیت در حرفه مورد علاقه نزد مهاجران می گوید: «شهر پر ازمهاجرینی است که داستان می‌نوشته‌اند،‌ عضو گروه‌های فرهنگی بوده‌اند، فروغ و شاملو خوانده‌اند،‌ هدایت می شناسند اما اسیر و گرفتار شغل دائم شده‌اند. داشتن یک شغل برای یک مهاجر مساله خیلی مهمی است و همین کار ثابت آن‌ها را گیر انداخته است. اما من سعی کردم درونیات خودم را کنار بگذارم و با آدم‌ها بیشتر معاشرت کنم تا دچار خمودگی نشوم. به اصطلاح از خودم کشیدم بیرون و از جهان بیرون غافل نشدم.»
داستان نویس مطرح کشورمان درباره فعالیت های جدیدش در خارج از کشور عنوان کرد: «کتاب «جهان زندگان» را در ونکوور نوشتم و همین جا هم چاپ و منتشرش کردم. دو سال قبل هم در ایران منتشر شد. کتاب «از کیومرث تا همای» هم ثمره همین سال‌هاست و به تازگی در ایران پخش شده و مجموعه‌ ای از قصه های فولکلوریک هم دارم که در مرحله حروفچینی است.»

محمدعلی درباره «اسطوره» و تفاوتش با «کهن الگوها» توضیح داد و اشاره به فعالیتش در سال های دراز کرد: «کهن‌ الگویی که یونگ،‌ میرچا الیاده و بقیه مطرح می‌کنند از اسطوره‌هایی که ما به این معنا می‌شناسیم، جلوترند. ما به شکل پهلوانی و به مسائل الهه‌ها و خدایان می‌رسیم و اگر از روی شاهنامه جلو برویم سه قسمت،‌ اسطوره،‌ افسانه و تاریخ وجود دارد. البته گاهی فردوسی تداخلی بین اسطوره و افسانه به وجود آورده و از اسکندر به بعد هم وارد تاریخ می‌شویم.  سه گانه‌های من یعنی؛ «آدم و حوا»، «مشی و مشیانه» و «جمشید و جمک» تا به حال  در انتشارات تندیس هم دو تا سه بار تجدیدچاپ شده است. هیچ کس مانند من روی این چیزها کار نکرده است. از سال 57 که «از ما بهتران» را نوشتم،‌ احساس کردم که چیزهایی مغفول مانده و ما هیچ استفاده‌ای از تاریخ و اسطوره‌هایمان و شاهنامه نکرده‌ایم. نویسندگان به سراغ این مسائل نرفته‌ اند؛‌ البته به جز هدایت.»
دیدگاه نویسنده رمان «برهنه در باد» درباره «صادق هدایت» و مطرح ترین اثرش، چنین است: «هدایت انسان بسیار باهوشی بود. اگر دقت ‌کنیم متوجه زمینه تاریخی و منطقه‌ای «بوف کور» می‌شویم. اسطوره‌های ایران و هند،‌ شخصیت بوگام داسی و بسیاری چیزهای دیگر نشان‌دهنده اشراف او به این مساله است. هدایت پس از جمع‌آوری فولکلوریک‌ها،‌ صوفی مهتدی را هم تشویق به ادامه این کار کرد. آن وقت‌ها صوفی مهتدی در رادیو قصه تعریف می کرد. انجوی شیرازی هم مقدار زیادی از این قصه‌ ها را جمع‌ آوری کرد. اما شروع جمع‌آوری قصه‌ های فولکلوریک ما با هدایت بود. خودِ هدایت اولین برنامه را در رادیو اجرا کرد و بعد هم صوفی مهتدی این کار را  ادامه داد. انجوی شیرازی هم در دهه 40 چندین جلد قصه‌های فولکلوریک ایرانی را جمع‌آوری و منتشر کرد. این مسائل همیشه ذهن مرا به خودش مشغول می‌کرد تا به گونه‌ای از این چیزها استفاده کنم.»

 

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/5981/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو