نگاهی به فیلم «بدون تاریخ، بدون امضاء» ساخته وحید جلیلوند

فصلی برای مُردن

فصلی برای مُردن
calendar چهارشنبه 02 اسفند 1396 در 11:57
آینه نیوز: فیلمنامه از حیث شخصیت‌ پردازی کم‌ و بیش خوب عمل کرده و شخصیت‌ها و به‌ ویژه شخصیت کاوه از همان ابتدا برای مخاطب قابل‌ باور و قابل همزادپنداری می‌ شود و کشمکش‌ های درونی آن‌ها نیز تا حدودی برای مخاطب نمایشی می‌ شود. اما «بدون تاریخ، بدون امضاء» از حیث ایجاد تعلیق نسبت به اثر قبلی ضعیف‌ تر عمل کرده است.

سرویس سینمایی «آینه نیوز»- امیر حسینی: «بدون تاریخ، بدون امضاء» روایت یک دکتر متخصص پزشکی قانونی به نام کاوه نریمان است که روز بعد از تصادف با یک پسربچه هشت‌ساله، با جسد بی­جانِ پسر بر روی تخت تشریح مواجه شده و حال در برزخ این است که مقصر مرگ این کودک بی‌ گناه است یا خیر؟ این فیلم به‌ نوعی ادامه روند اخلاق‌ گرای فیلم قبلی جلیلوند، «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» است و فیلمساز این بار به‌ جای عدالت و نوع‌ دوستی بر مفهوم وجدان دست گذاشته است که از برخی جنبه‌ها از فیلم اول این کارگردان جلوتر و پخته‌ تر است و در برخی موارد گامی رو به عقب گذاشته است.

به گزارش آینه نیوز، جلیلوند و زرنگار شخصیتی را خلق کرده‌ اند که مسئولیت‌ پذیر است، مسئولیت اشتباهش را به عهده می‌ گیرد، به خطایش اعتراف می‌کند و در جهت جبران آن برمی‌ آید. فیلمنامه «بدون تاریخ، بدون امضاء» قهرمان خلق می‌ کند ولی تلخی بیش‌ ازحد، تبعیت از سینمای روشنفکرزده مینی­مال، استفاده بیش‌ از حد از خرده ­پیرنگ­ها و تأکید بیش‌ از حد بر تردید کاوه نریمان سبب شده است تا قهرمان فیلم کوچک‌ تر از اندازه واقعی جلوه کند و آن‌ چنان‌ که باید با مخاطب همزاد پنداری نکند.

جلیلوند در مقایسه با اثر قبلی‌ اش به متن یکدست‌ تری رسیده است و به نظر می‌ رسد هماهنگی زرنگار و جلیلوند در دومین همکاری‌ شان بیشتر شده که حاصل آن متنی پخته‌ تر نسبت به «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» است؛ آنچنان که در قیاس با اثر قبلی قصه‌ گوتر است، حجم شعارهای گل‌ درشت و کنش‌ های بی‌ دلیل و بی‌ منطق در آن کمتر شده است و نویسندگان سعی کرده‌ اند با توجه دقیق‌ تر به جزییات و نمایشی کردن ظریف‌ تر این جزییات فضای باورپذیرتری را خلق کنند. همچنین فیلم در مقایسه با «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» واقع‌ نماتر است و دیگر از آن متنی که به شکلی افراطی مهندسی‌ شده بود تا بحران شخصیت‌ ها را به شیوه مصنوعی تشدید کند خبری نیست. کاوه نریمان برخلاف شخصیت مشابهش در فیلم قبلی اصراری به قهرمان‌ بازی رادیکال ندارد و به‌ جای آن می‌ خواهد به اندازه دهانش حرف بزند و به‌ اندازه خودش به مسئولیت خودش عمل کند که از این حیث برای مخاطب باورپذیرتر خواهد بود. اما بزرگ‌ ترین نقطه‌ ضعف فیلمنامه دوپارگی آن است. در مرکز قصه اصلی کاوه نریمان قرار دارد و قرار است روایتی کلاسیک از کنش قهرمانانه او روایت شود ولی به نظر می‌ رسد که نویسندگان اثر ایده خوبشان را فدای سلیقه ساختگی آثار جشنواره‌ ای کرده‌ اند و با شکستن خط روایت و استفاده از خرده­ پیرنگ­ها و پرداخت بیش‌ از حد به قصه موسی و مرغ‌ های آلوده عملاً قهرمان خود را به انفعال کشانده‌ اند.

فیلمنامه از حیث شخصیت‌ پردازی کم‌ و بیش خوب عمل کرده و شخصیت‌ها و به‌ ویژه شخصیت کاوه از همان ابتدا برای مخاطب قابل‌ باور و قابل همزادپنداری می‌ شود و کشمکش‌ های درونی آن‌ها نیز تا حدودی برای مخاطب نمایشی می‌ شود. اما «بدون تاریخ، بدون امضاء» از حیث ایجاد تعلیق نسبت به اثر قبلی ضعیف‌ تر عمل کرده است. نویسندگان برای افزایش تنش در قصه خود بیش از حد دست به دامن قصه فرعی موسی و خانواده‌ اش شده‌ اند و همین سبب می‌ شود تا مخاطب بین تعقیب قصه کاوه و موسی دچار سردرگمی شده و از میزان همزادپنداری‌ اش با کاوه کاسته شود. شاید اگر نویسندگان به‌ جای برجسته کردن قصه موسی، به کشمکش‌ های بین کاوه و محیط کاری و به خطر افتادن آبروی حرفه­ای او می‌ پرداختند این دوپارگی از قصه آن‌ ها حذف می‌ شد، کما اینکه رابطه در آستانه انفجار بین کاوه و یکی از همکارانش می‌ توانست انتخاب‌های بسیاری برای ازدیاد تنش در قصه در اختیار نویسندگان قرار دهد. عدم استفاده از قصه فرعی موسی و خانواده‌ اش می‌ توانست دو نقص بزرگ را از ساختار فیلم‌نامه حذف کند؛ در مرتبه نخست دوپارگی و زاویه دید دوگانه در قصه را برطرف می‌کرد و در مرتبه بعدی شباهت انکارناپذیر قصه با «جدایی نادر از سیمین» را کمتر می‌کرد. عناصری همچون تضاد و کشمکش یک خانواده از قشر متوسط و مدرن جامعه با خانواده‌ ای جنوب شهری و فقیر، مردی از طبقه متوسط که یک دروغ به مرد جنوب شهری بدهکار است و نمی‌ داند مقصر مرگ فرزند مرد جنوب شهری بوده یا نه و حتی بازسازی صحنه جرم که از صحنه دادگاه «جدایی نادر از سیمین» کپی‌ برداری شده یا همسر موسی که همه‌ چیزش شبیه راضیه آن فیلم است!

به گزارش آینه نیوز، فیلمنامه «بدون تاریخ، بدون امضاء» تا حد ممکن با دقت و حساب‌ شده نوشته ‌شده است ولی در برخی موارد دچار اضافه­ گویی است. به‌ عنوان‌ مثال صحنه مربوط به مراقبت کاوه از یک بیمار مسن که معلوم نیست چه نسبتی با او دارد یا صحنه‌ هایی که به زندگی جداگانه کاوه و همسرش اشاره می‌ کند کارکرد مشخصی ندارد، همچنان که شخصیت همسر کاوه نقش چندانی در پیش برد قصه ایفا نمی‌ کند. دوربین و کارگردان «بدون تاریخ، بدون امضاء» نیز در مقایسه با اثر قبلی به ثبات بیشتری رسیده است. کارگردان و دوربینش با تبحر بیشتری از بازیگرانش بازی گرفته و سعی کرده در قاب‌ بندی‌هایش کمتر مفاهیم را به ذهن مخاطب تحمیل کند و کم شدن حجم موسیقی متن نیز نشان از این دارد که کارگردان برای انتقال مفاهیم و دغدغه‌ هایش به آرامش بیشتری رسیده و این بار با تسلط و اعتماد به‌ نفس بیشتری به تصویرگری می‌پردازد. بیان «بدون تاریخ، بدون امضاء» سینمایی‌ تر است هرچند که این بیان سینمایی در نماهایی همچون سالن تشریح، نبش قبر، قبرستان و قبر خالی و تشریح تلخی بیش از اندازه‌ ای را به اثر اضافه کرده و مانع از بروز جنبه‌ های قهرمانی روایت‌ شده است. اما مانند اثر قبلی از نگاه مادی به مقوله اخلاق رنج می‌ برد و دست‌ اندازی به مفهوم تقدیر و جبرگرایی هنوز هم به‌ شدت آزاردهنده است و همین جبرگرایی مانع از دیده شدن کنش قهرمان قصه است. هنوز برای قضاوت در مورد سینمای جلیلوند زود است. شاید فیلم بعدی­ اش دیگر این نقایص را نداشته باشد.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/5806/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو