نقد فیلم «کمدی انسانی» ساخته محمدهادی کریمی

خانه ای زیر آب!

خانه ای زیر آب!
calendar سه شنبه 24 بهمن 1396 در 08:20
آینه نیوز: «کمدی انسانی» فصل‌ های متفاوتی از زندگی یک شخصیت را در ساختاری بدون قصه و ضدپیرنگ به تصویر می‌کشد. مخاطب حرفه‌ ای سینما می‌ داند که در چنین ساختاری نباید به دنبال قصه بگردد و به‌ جای آن باید از خلال کنش این شخصیت با جهان اطراف به مفاهیم موردنظر فیلمساز دست یابد ولی در تمام طول فیلم و در فصل‌های مختلف هیچ نشانی از سیر حرکتی شخصیت و کنشگری او در برابر جهان به چشم نمی‌ خورد.

سرویس سینمای ایران «آینه نیوز»-فرهاد طغیانی: تازه ترین اثر محمدهای کریمی شاید عجیب‌ ترین ساخته این نویسنده و فیلم‌ ساز در تمام دوران کاری اش به‌ حساب آید. «کمدی انسانی» در ظاهر بیوگرافی شخصیتی است که در زمان و مکانی نامعلوم دوران کودکی تا میان‌ سالی او روایت می‌ شود. ساختار روایی «کمدی انسانی» کاملاً ضدپیرنگ است و عناصر سینمای قصه‌ گو در آن به چشم نمی‌خورد. حجم قابل‌ توجهی از نمادها و قاب‌های نمادین در این اثر عجیب حاکی از آن است که فیلم‌ساز قصد داشته مفاهیم فلسفی پیچیده‌ای را به مخاطب خود بفهماند و منظر جدیدی را از زندگی انسانی و ناراستی‌هایش را به روی او باز کند ولی در زیر این اقیانوس به‌ ظاهر وسیع هیچ عمق و ژرفایی یافت نمی‌شود. «کمدی انسانی» در دراماتیزه کردن صحنه‌ها و موقعیت‌های متکثر خود به‌ هیچ‌عنوان موفق عمل ‌نکرده و نتوانسته ارتباطی حسی بین موقعیت­ها و مخاطبش ایجاد کند. درواقع بیشتر از آنکه با رویکرد سینمایی ساخته ‌شده باشد با رویکرد یک نقاش اکسپرسیونیست ساخته ‌شده و تلاشی برای افزودن درام به قاب‌های به‌ ظاهر خوش آب­ و رنگ آن نشده است و تنها چیزی که در جلوی چشمان مخاطب در حرکت است انبوهی از نمادهاست که مخاطب به‌سختی می‌تواند معنا و مفهوم آن‌ها و رابطه­شان با تم موردنظر فیلم‌ساز را درک کند.

به گزارش آینه نیوز، «کمدی انسانی» فصل‌ های متفاوتی از زندگی یک شخصیت را در ساختاری بدون قصه و ضدپیرنگ به تصویر می‌کشد. مخاطب حرفه‌ ای سینما می‌ داند که در چنین ساختاری نباید به دنبال قصه بگردد و به‌ جای آن باید از خلال کنش این شخصیت با جهان اطراف به مفاهیم موردنظر فیلمساز دست یابد ولی در تمام طول فیلم و در فصل‌های مختلف هیچ نشانی از سیر حرکتی شخصیت و کنشگری او در برابر جهان به چشم نمی‌ خورد. شخصیت اصلی در تمام قاب‌ها در محور توجه دوربین قرار دارد ولی با این‌ حال مخاطب هیچ‌ گاه به درون او نفوذ نمی‌کند و صرفاً با شخصیت منفعلی مواجه است که چون عروسک خیمه‌ شب‌ بازی در دستان فیلمساز اسیر است. پسری چپ‌دست که به اصرار اطرافیانش به نوشتن به دست راست تن می‌دهد. ناظمش او را وادار می‌کند خشن باشد و او به بوکسوری خشن تبدیل می‌شود. مافوقش از او می‌خواهد بی‌غیرت و بی‌بته باشد، او تن می‌دهد. فیلم‌ساز از او می‌خواهد خودزنی کند، مرد خودزنی می‌کند. نویسنده از او می‌خواهد به نقاشی پست‌مدرن تبدیل شود و مرد به آنی اطاعت می‌کند. این‌همه انفعال و بی‌ثبات بودن قرار است چه چیزی به مخاطب بیفزاید. آیا این تمام برداشت فیلم‌ساز از سیر تحول و رشد انسانی در عصر مدرن است؟ آیا این تمام جهان‌بینی فیلم‌ساز نسبت به انسان در جهان امروز است؟ اگر هست که وامصیبتا.

فهرستی طولانی از نمادهای ریز و درشت در گوشه و کنار «کمدی انسانی» کار گذاشته ‌شده ولی مشخص نبودن منطق و لحن فیلمساز در طول اثرش مانع از آن می‌شود که مخاطب به لایه‌های زیرین این نمادها دست یابد. مادر نماد چیست؟ آن زن پیر داخل خانه و داد و فریادهایش نماد چیست؟ آن خانه که در ابتدای قصه می‌بینیم و در انتهای قصه به ویرانه‌ای تبدیل می‌شود نماد چیست؟ ویرانی خانه نماد چیست؟ اگر این خانه آن‌ قدر مهم است که قرار است محل پنهان کردن دانه‌هایی باشد که او را به بهشت می‌رساند چرا آن‌قدر بدون هویت و بدون جغرافیاست؟ چرا ساکنین این خانه برای مخاطب آن‌ چنان‌ که باید معرفی نمی‌ شوند و ما از مادر فقط چند سکانس گنگ و بی‌ربط می‌بینیم؟ این میزان تأکید بر آرزوهای پسر و خانه‌ هایی که در نقاشی‌هایش می‌کشد نماد چیست؟ این پیرمرد عارف‌ مسلک که ژست مبارز بودن دارد نماد چیست؟ این‌ همه نماد که پشت آن‌ها هیچ معنایی برای کشف و شهود مخاطب وجود ندارد قرار است چه کارکردی داشته باشند؟ دنبال کردن مردی چپ‌ دست یا شاید چپ‌ گرا که در انتها در خانه‌ای که آن را فراموش کرده و دوباره به آن بازگشته و با بذرهایی که در خاک آن خانه می‌کارد و ایمانی که معلوم نیست از کجا به دست آورده، به بهشت می‌رسد، قرار است چه اندیشه‌ای را به مخاطب بیفزاید؟ به نظر می‌رسد فیلم تنها یک شوخی بزرگ با مخاطب است که از کولاژی بی‌سروته از تصاویر بی‌ ربط درست ‌شده است.

شخصیت‌پردازی در چنین پیرنگ ضدقصه‌ ای تنها ابزار فیلمساز برای خلق سینماست ولی در طول قصه مخاطب هیچ‌ گاه باشخصیت محوری قصه همزادپنداری نمی‌کند و او را نمی‌ فهمد. اگر فیلمساز در مقطعی که پسر از کودکی احساساتی به مشت‌زنی خشن تبدیل می‌شد اندکی به شخصیت‌ پردازی او توجه می‌ کرد شاید می‌ توانست مخاطبش را به مفاهیم پیچیده درون ذهنش نزدیک کند ولی افسوس که این مقطع مهم تنها با یک جامپ کات نمایش داده می‌ شود.

محمدهادی کریمی حرف‌ های بسیاری برای گفتن در سر داشته ولی بی‌ توجهی محض او به درام و شخصیت‌ پردازی سبب شده تا تمامی حرف‌ هایش در اثرش حبس شوند و آنچه به مخاطب عرضه‌ شده تنها مجموعه تصاویری گنگ، مبهم، بی‌ معنا، کند و کش‌ دار است.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/5725/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو