نگاهی به آثار اکران شده در روز پنجم «سی و ششمین جشنواره فیلم فجر» در سینمای رسانه

از پشت محوطه جریمه شلیک کن

از پشت محوطه جریمه شلیک کن
calendar چهارشنبه 18 بهمن 1396 در 11:36
آینه نیوز: روز گذشته(سه شنبه) در پردیس سینمایی ملت شاهد نمایش آثاری با کیفیت ها و اهداف کاملا متمایزی بودیم که برای سینمای ایران امر مطلوبی است، به شرط این که هر تفکری در قالبی سینمایی خود را نمایان کند و البته بعد از خلق و ظهور از سوی رسانه های حامی یا معترض بر مبنای نگاهی فارغ از جهت گیری های سیاسی و ایدئولوژیک مورد نقد یا تمجید قرار بگیرد و این همه «ستاره» خرجش نگردد!

سرویس سینمایی «آینه نیوز»-مرتضی اسماعیل دوست: روز گذشته(سه شنبه) در پردیس سینمایی ملت شاهد نمایش آثاری با کیفیت ها و اهداف کاملا متمایزی بودیم که برای سینمای ایران امر مطلوبی است، به شرط این که هر تفکری در قالبی سینمایی خود را نمایان کند و البته بعد از خلق و ظهور از سوی رسانه های حامی یا معترض بر مبنای نگاهی فارغ از جهت گیری های سیاسی و ایدئولوژیک مورد نقد یا تمجید قرار بگیرد و این همه «ستاره» خرجش نگردد!

«مغزهای کوچک زنگ زده» ساخته هومن سیدی

«مغزهای کوچک زنگ زده» با وجود برخی وام گیری هایش از آثار داخلی و خارجی و حتی برخی نواقص و سکانس های بیهوده ای که دارد، تا این جای جشنواره ی سی و ششم، سرپاترین فیلم است چرا که فیلمساز محدوده حرکتش را می داند و مانند بسیاری از آثار دیگر نمی خواهد به سمت مسیرهای بیهوده پای نهد. «مغزهای کوچک زنگ زده» از زیست نافرجام «شاهین»(نوید محمدزاده) در دایره ای از حقارتِ شخصیت هایی پا در هوا آغاز شده و در پایان به شروع یک سرگذشتی دوباره از نوزادی همسان با شناسنامه ی شخصیت اصلی فیلم می رسد؛ کودکی که ترسیم دوباره ای از زیستن برای «شاهین» خواهد بود و فیلمساز در عین هشدار درباره تداوم زندگی زاغه نشینی و علیت محیط در تولید بزهکاری با زبان سینما، در پایان نشانه ای امیدوارکننده مبنی بر خلق انسانی دوباره برای ساخت فردایی متفاوت می دهد؛ هنگامی که خانه قدیمی ویران شده و شادی از چشم کودک به قاب باور می رسد.

دوربینِ اندازه «هومن سیدی» در «مغزهای کوچک زنگ زده» می داند که این بار چگونه برخلاف «خشم و هیاهو»، تزریق گر یک حس مکانیکی نباشد و در عین به کارگیری ریتم افزاینده منظم بتواند از تشتت سکانس ها آن هم در فرآیندی زیست محور جلوگیری کند و در عین حال به دور از عرض اندام های تصنعی در فرم-همانند برخی از سکانس های «اعترافات ذهن خطرناک من»- نشانه هایی خوشفکرانه برای نمایش خانواده ای باورپذیر بسازد. فیلمی با ساختار مدرن که بعد از چند تجربه ناموفقِ «هومن سیدی»، سکوی پرتاب مهمی برای این فیلمساز جوان خواهد بود.

«امپراطور جهنم» به کارگردانی پرویز شیخ طادی

«امپراطور جهنم» انقدر پاره پاره است که اصلا نمی توان به جایی وصلش کرد و نکته ای قابل اشاره درباره اش نوشت. جدا از موهوم بودن حکایت و مبهم بودن روایت و بی نشان بودن شخصیت ها و بازی ها، فیلم سرشار از پیام هایی الصاق شده و سکانس ها و کاراکترها و موقعیت های تحمیلی است، همانند ساخت کاراکتر «سلطان» که نشانه ای از زایش نامشروع لشکرکشی به افغانستان و محصول خشونتی از جنس داعشی معرفی می شود یا سکانس پایانی و عبور خودروی آمریکایی که فیلم سوار بر زلف همین نما شکل یافته است! درباره بیراهه گی چنین «امپراطور»ی بسیار می توان نوشت. برای نمونه با وجود این که فیلم مدعی روایت گریِ واقع گرایانه ای است اما جنس دوربین و فضاسازی ها بافتی همسو برای فیلمی مبتنی بر خیال دارد.

«عرق سرد» ساخته سهیل بیرقی

وقتی پای فوتبال به میان آید، تعصبی فراتر از مرتضای «لاتاری» در جان می نشیند! و اولین نکته به عدم همخوانی استیل بازیگر اصلی برای نقش آفرینی در بازی نفس گیر فوتسال است. هر چند مشکلات «عرق سرد» اساسی تر از این حرف هاست و این فیلم مصداق دیگری از آثاری موسوم به «جوگیری فیلمساز» به شمار می آید. البته واکنش هنری نسبت به اتفاقات مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی امری کاملا قابل ستایش و متعهدانه خواهد بود، به شرطی که اعتبار درام بر وجود هر سوژه ای مقدم شمرده شود.

«سهیل بیرقی» در دومین تجربه سینمایی اش به شکلی واضح زندگی «نیلوفر اردلان»؛ کاپیتان تیم ملی فوتسال ایران و رابطه غبارآلود وی با همسرش-مهدی توتونچی- را سرلوحه ساخت فیلمش قرار داده است و داستان هایی همچون عدم خروج «خانم گل فوتسال» تا بخشیدن مهریه و پیشنهاد لژیونرشدنش و مجری بودن همسر در تلویزیون-برنامه شب های فوتبالی!- بخشی از چنین گرایشی است که البته همراه با ایراد نخواهد بود به شرط این که اعلام مواضع و جهت گیری های فیلمساز، مانع از ساخت شاکله ای سینمایی نگردد و کاراکترهایی همچون «افروز اردستانی»، «یاسر شاه حسینی»، «مهرانه نوری» و «پانته آ آل داود» نمایندگانی از طیف های مورد اقبال سیاسی و اجتماعی برای بیان واکنش هایی غیر هنری نگردند.

 «عرق سرد» همانند گیج زدگی بازیکنان تیمی پشت محوطه جریمه می ماند که با وجود این که در چند قدمی دروازه حریف هستند اما توان شلیک به توپ را ندارند و تنها دنبال این هستند که از داور خطا بگیرند چرا که تاکتیکی برای گلزنی ندارند. «سهیل بیرقی» که داعیه نمایش «مطالبه زنان جامعه» را دارد و در تیتراژ پایانی اش به 8 بانوی ورزشکارِ پشت خط مانده برای پرواز بنا به قانون یکطرفه و مردسالارانه اشاره می کند، می توانست از «عرق سرد» فیلمی موثر برای نمایش معضلی اجتماعی بسازد برعکس محصولِ تولید شده ای که نه لحن دارد و نه ساختار. و چنان در شخصیت پردازی دچار ضعف است که دست به دامان کاراکتر تکراری حاج خانمِ «من» می شود، با این تفاوت که به جای «بهنوش بختیاری» این بار «سحر دولتشاهی» به بازی گرفته شده است. 

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/5697/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو