نگاهی به آثار اکران شده در روز سوم «سی و ششمین جشنواره فیلم فجر» در سینمای رسانه

چگونه قیصر در لاتاری برنده می شود!

چگونه قیصر در لاتاری برنده می شود!
calendar دوشنبه 16 بهمن 1396 در 09:52
آینه نیوز: سومین روز اکران فیلم ها در سینمای رسانه همراه با نمایش آثار داستانی مایوس کننده ای بود، ضمن این که اضافه کردن ناگهانی تعدادی صندلی و ایجاد مانع برای افراد عقب نشین در سینما 1 پردیس ملت در پیش از پخش «لاتاری»، اعتبارِ مطابقت کارت های صادر شده با ظرفیت صندلی های جشنواره را زیر سوال برد!

سرویس سینمایی «آینه نیوز»-مرتضی اسماعیل دوست: سومین روز اکران فیلم ها در سینمای رسانه همراه با نمایش آثار داستانی مایوس کننده ای بود، ضمن این که اضافه کردن ناگهانی تعدادی صندلی و ایجاد مانع برای افراد عقب نشین در سینما 1 پردیس ملت در پیش از پخش «لاتاری»، اعتبارِ مطابقت کارت های صادر شده با ظرفیت صندلی های جشنواره را زیر سوال برد!

«چهار راه استانبول» ساخته مصطفی کیایی

برخلاف فیلم «مهدویان»، هیچ انتظاری از تازه ترین ساخته مصطفی کیایی نداشتم چرا که با نوع نگاه چنین سازندگانی زاویه دارم؛ فیلمسازانی که جدا از کیفیت نازل آثارشان، مسیر قصه گویی را بر مبنای تفکرِ «همراه با مردم همگام با مسئولان» برمی گزینند! و براساس چرتکه اندازی سیاست ورزانه ای هم ادعای نمایش رانتخواری بر پرده سینما دارند و هم در سکانس های مضحکانه ی تعقیب و گریز و با دیالوگ هایی گیشه پسند ضمانت نامه فروش را امضاء می کنند و از این رو «چهار راه استانبول» نیز همان مسیر خط ویژه ی پیشین و احتمالا پسینِ «مصطفی کیایی» را می پیماید؛ هنگامی که در تازه ترین اثرش نیز بعد از سکانس اعتراض به وزیر و شهردار و مسئول، خطابه ای در وصف تولید ملی قرائت می شود و در دل حادثه ای دردآور، معمای همسر دوم ارائه می گردد! با این همه برخلاف نظر غالب، اتصال بستری داستانی به حادثه پلاسکو را به جای انحراف ناشی از هوشمندی نویسنده می دانم، چرا که می توانست مواجهه نگاه های مختلف مردم-از قمارباز تا بازاری- در برابر آتشی برافروخته در آسمان شهر باشد؛ هر چند که چنین نشد و حتی یک کارگردانی آماتوری با بازی های بسیار بد- به جز سحر دولتشاهی- را به همراه داشت. با این حال نباید فیلمساز را بر مبنای میزان دوری و نزدیکی اثرش به واقعه ای تلخ و همچنان غبارآلود مورد قضاوت قرار داد چرا که «چهار راه استانبول»، «پلاسکو» نیست.

«بانو قدس ایران» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی

دوربین هوشمند و همراه با طمانینه فیلمساز به جای ارائه تصویری کلیشه ای و مستندی پرتره از شخصیتی وابسته به ارکان سیاست، خاطره ای عاشقانه از کنار هم نشستنِ 2 نیروی متضاد طبقاتی و معرفتی می سازد و روایتی شناور و شیرین از خانه ای ناگشوده و عشقی ناگفته نمایان می سازد. هر چند برخی سکانس ها خارج از چنین هدف انتخابی-روایتی عاشقانه- قرار می گیرد و گاه روایت دچار خدشه می شود و نماهای کلوزآپ فیلم بی معنی می نماید.

«لاتاری» ساخته محمدحسین مهدویان

«قیصر» بعد از 48 سال دوباره برخاست اما انقدر دیر و دور که برخلاف جدش نشانی از واقعیت زمانه نداشته باشد و همچون عناوین درشت عوامل در تیتراژ انتهایی «لاتاری»، توی چشم بزند!

اگر پیش از این «مهدویان»، فیلمساز محبوب مان بود-شاید در آینده هم باشد- به دلیل دوری از فضایی شعارنمایانه و تن ندادن شخصیت هایش به جهان ایدئولوژیک زده بود و شگفت انگیز این که فیلم های قابل تامل این فیلمساز جوان در محدوده ی دشوار سفارش پذیری، به زیبایی از نگاهی سینمایی گذر کرد و همراه با تصاویری از قهرمانانی پذیرفتنی شد که حتی اگر همانند «کمال» یک تندخویی درونی داشتند؛ شیرین بودند و قابل درک اما «موسا»ی «لاتاری» که غیر از اقرار به عدم علاقه به تخمه آفتابگردان! نمایه ای جعلی از «کمال» شده، می خواهد در میانه ی دهه 90 و در زمانه ای که ماهیت و قهرمانان لباس و فرمی دیگر می طلبند، همچنان «قیصر» باشد و این بار به جای پاشنه کشیدن به سمت «آب منگل»ها راهی دوبی شده و با همان چاقو سراغی از «سامی» و «شیخ زاده عرب» در قلب برج های سر به فلک کشیده را بگیرد! چنین چرخشی برای فیلمسازی که همچنان حواسش به ارائه مواردی همچون در کنار هم نشاندن مانکن در شغل پدری که دخترش را مانکن می یابد یا خط کشی کردن زمین فوتبال در شرایطی که مرزبندی های اعتقادی میان مامور امنیتی و موسی با پیشینه رزمنده گی رخ داده، شگفت انگیزتر می نماید. فیلمسازی که لنز و زاویه دوربینش همچنان رو به واقع گرایی است اما روایتی فراواقع گرایی می سازد و از دل داستانی عاشقانه در بستر رئالیسم اجتماعی به سمت بیانیه سازی سیاسی می رود و ناگهان هوای این می یابد که به جای تن دادن به قواعد سرد مصلحت اندیشیِ مجریان قانون، به تنهایی حق «نوشین»های فنا شده در پستوی بی غیرتی و حتی مطالبه عمومی علیه شیخ نشین های همچنان غرق در تفکر بادیه نشینی را بگیرد! اما با وجود همه حقیقت های نهفته در سیمای «لاتاری» مبنی بر ذبح حقیقت در قتلگاه مصلحت و به بازی کشاندن قهرمانان دیروز در زمین مسابقاتی منتج به برد و باخت امروز، باید عنوان داشت که ارائه چنین شعائری میدان و تریبونی دیگر می طلبد. حتی می شود در فضا و ژانری دیگر به سراغ تصویرسازی تفکراتی فنا شده رفت یا اگر فیلمساز جوان علاقه مفرطی برای نمایش عملیات تروریستی دارد می تواند فیلمی مجزا نسبت به روایت نخست «لاتاری» بسازد و این بار قصه اش را از زمان مرگ «نوشین» و جست و جوی بازماندگان برای یافتن چنین فرجام مشکوکی آغاز کند و حتی به پایان کشتاری جنون وار ختم نماید، چرا که دو نیمه ی فیلم «لاتاری» هر کدام ساز مجزایی می زنند و بدیهی است که محدوده ی زمانی یک فیلم سینمایی همچون سریالی دنباله دار طاقت ارائه همه مصائب و معضلات بشری را ندارد و می توان همچون آثار پیشین «مهدویان» با تمرکز به محدوده ای مشخص از روایت، شخصیت هایی ملموس برای مخاطب آفرید نه این که همانند «لاتاری» فیلمی ساخت که در آن «موسی» به بهانه شرمندگی پس از سال ها ناگهان هوای قهرمان بازی به سرش زده و بعد از کشتار دوبی به دوربین ناظر زل بزند! مامور امنیتی اش-مرتضی- بعد از سال ها مصلحت اندیشی ناگهان همچون عقابی بر سر نوادگان قیصر در دل دوبی فرود آمده و در انتها به فرمان فیلمساز پشت درب انتظار آماده برای شلیک نهایی به پیشانی «سامی» باشد که در خلیج- نه خلیج فارس!- بزرگ شده است یا نماهایی دور از وسواس دیروزِ سازنده اش در میان سکانس های طولانی فیلم نمایان شود- مثل نمای خام وداع حاج مرتضی با همسر- در واقع انتظار از چنین فیلمساز خلاقی بسیار متفاوت از انواع سازندگان شعار زده ای است که به اندازه کافی در این سینما موجود می باشد و آرزو بر این مدار می چرخد که فاصله ای عمیق میان آثار مهدویان با ساخته هایی همچون مستند «پول و پورن» وجود داشته باشد که با بیل داده و محتوا به داخل اثر می ریزند یا همچون شخصیت شعارزده و توخالی «بادیگارد» ردای قهرمان به تن می کنند!

«مهدویان» در تازه ترین اثرش نیز می خواهد «واقعیت» را در مقابل و در کنار «آرمان» قرار دهد یا به تعبیری «عقل» را به مصاف «احساس» بفرستد. «لاتاری» به طور حتم در آینده ی نزدیک مورد توجه ویژه افراد و رسانه های بسیاری قرار می گیرد که شیفته قهرمانان خونینی مشابه ی «موسی» هستند اما واقعیت این است که «لاتاری» در مقام قیاس با سینمای مهدویان تنها یک عقب گرد محسوب می شود. 

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/5673/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو