نکاتی مغفول مانده درباره شکل برگزاری «مراسم اختتامیه سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر» و برندگانش؛

منم میکروفون میخوام!

منم میکروفون میخوام!
calendar سه شنبه 10 بهمن 1396 در 20:41
آینه نیوز: سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر روز گذشته با برپایی آئین پایانی و تقدیر از چند پیشکسوت و اعلام برگزیدگان به کار خود پایان داد. آن چه پیدا است بعد از برخی انتقادات رخ داده از سوی چند رسانه ی محدود، دیگر سکوتی سرد پیرامون «تئاتر» تا سالی دیگر و جشنواره ای دوباره حکمفرما خواهد بود و از سویی یکی از عیوب «جشنواره های فجر» در همه شاخه هایی که برگزار می کند، «سکوتِ پس از رخداد» است؛ به نحوی که تاکنون کمتر سابقه داشته که اهالی رسانه یا متولیان برپایی جشنواره ها به اَشکال مختلف رهاوردها و ضعف های به جامانده از برپایی جشنواره را در سبد بررسی ریخته و برای برگزاری دوره ای دیگر مورد نظر قرار دهند.

سرویس تئاتر آینه نیوز-مرتضی اسماعیل دوست: سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر روز گذشته با برپایی آئین پایانی و تقدیر از چند پیشکسوت و اعلام برگزیدگان به کار خود پایان داد. آن چه پیدا است بعد از برخی انتقادات رخ داده از سوی چند رسانه ی محدود، دیگر سکوتی سرد پیرامون «تئاتر» تا سالی دیگر و جشنواره ای دوباره حکمفرما خواهد بود و از سویی یکی از عیوب «جشنواره های فجر» در همه شاخه هایی که برگزار می کند، «سکوتِ پس از رخداد» است؛ به نحوی که تاکنون کمتر سابقه داشته که اهالی رسانه یا متولیان برپایی جشنواره ها به اَشکال مختلف رهاوردها و ضعف های به جامانده از برپایی جشنواره را در سبد بررسی ریخته و برای برگزاری دوره ای دیگر مورد نظر قرار دهند. در ادامه چند نکته مغفول مانده که از قبال تماشای مراسم اختتامیه «سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر» حاصل شد، ارائه می گردد.

1- می گویند «حرمت امامزاده با متولی است» و احترام هر شخص در پنجره ی نگاهش نهفته است. روز گذشته در ابتدای آئین پایانی جشنواره سی و ششم تئاتر فجر و هنگامی که 2 ارگان ارزشی اقدام به انتخاب برگزیدگان خود کردند-بنیاد حفظ آثار و ارزش‌ های دفاع ‌مقدس و بنیاد شهید- و بعد از سخنان نسبتا طولانی «ایوب آقاخانی» در خصوص عدم توجه مسئولان برای مشارکت در تولید نمایش «هفت عصر هفتم پاییز»، هنگامی که نوبت به «کامران شهلایی»؛ یکی از تقدیر شده های این بخش رسید، این کارگردان جوان اصرار عجیبی برای رفتن پشت تریبون و در اختیار گرفتن میکروفون جهت بیان مطلب داشت و از آن سو، «احسان کرمی»؛ مجری مراسم با این توجیه که کنداکتور برنامه و زمان محدود تعیین شده، فرصتی برای سخنرانی منتخبین نمی دهد، از اجرای خواسته ی کامران شهلایی جلوگیری به عمل آورد. با این وجود کارگردان «هفت روز از تیر شصت» ضمن عنوان این که حقش را «ایوب» خورده است! رو به مخاطبان حاضر در سالن بدون وجود میکروفون گفته هایش را بیان کرد؛ شکلی از بیان عقیده که فاقد هرگونه زیبایی در شکل اجرا است و کف زدن های مخاطبان به نشانه ی اعتراض، پیامد جوی نامناسب بود و این مواجهه دقایقی به طول انجامید و این تصویر و تصور را پدیدار ساخت که در برنامه ای قرار گرفته ایم که هر چه نامش نهیم، حداقل عنوانش «فرهنگی» نخواهد بود!

از این دست مواجهات خام دستانه در زمینه های مختلف بسیار است. مثلا همین اواخر عده ای تحت عنوان گرانقدر «خبرنگار» در آستانه برپایی سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در یک اقدام تعجب برانگیز، نامه ای اعتراضی در جهت «انتقاد به انتخاب پردیس سینمایی ملت به عنوان سینمای رسانه در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر» داشتند و عنوان کمپین را هم برای خود برگزیدند؛ افرادی که عنوانِ فعال رسانه ای و حتی خبرنگار غیرفعال! در جلوی نام برخی شان همخوانی ندارد و برخی تنها در ایام جشنواره فیلم فجر از خواب بیدار شده و ناگهان اهل رسانه آن هم از نوع بیانیه نویسش می شوند! این که مواردی همچون «در اختیار گرفتن تریبون»، «قرار گرفتن پشت میکروفون»، «انجام سخنرانی»، «صدور بیانیه»، «تشکیل کمپین» و مواردی از این دست جزو علائق بسیاری از مردمان ایران است و از این جهت برخلاف ارائه کارنامه ای مطلوب و اعمالی منطقی، حرافی نمود بسیار زیادی در این دیار دارد و به جای کردارها، این گفتارها است که پُر رونق می شود، یک ویروس عمومی در سطح کشور و برای همه شاخه های مردمی و نزد مسئولان مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... در طول دوران است اما حداقل می توان برای انجام همین دست اعمال هیاهو برانگیز هم اندکی تعقل به خرج داد و نیاز به هوش بالایی ندارد که بدانیم 5 روز پیش از شروع جشنواره ای همچون فجر و انجام تدارک توسط میزبان، امکان تغییر برای حضور میهمان وجود ندارد و این اعتراض نامه می توانست 3 ماه پیش و زمان انتخاب «پردیس ملت» برای «سینمای رسانه» باشد و نیز حداقل عنوانِ نامه به جای چنین پیشنهاد خام دستانه ای، «گلایه جمعی از خبرنگاران» گردد یا این که می شد کمی در متن نامه ی تنظیمی معقولیت به خرج داد و در میان انواع اشکالات وارده به پردیس ملت- که به شکلی مجزا قابل نقد و بررسی است- حداقل در نامه اعتراضی به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به « تعداد اندک سرویس‌ های بهداشتی‌ در پردیس ملت» اشاره نداشت!

آن جدال زشت کارگردان جوان در اختتامیه تئاتر فجر و این مواجهه ی مضحکانه خبرنگاران نسبت به حق منطقیِ برخورداری از رفاه برای تماشا و خبررسانی در جشنواره فیلم فجر که نه امکان سخنرانی برای آن تئاتری و نه پاسخ دهی وزیر ارشاد برای خبرنگاران را در پی خواهد داشت، نتیجه اش تنها یک علامت سوال بزرگ برای زیر سوال بردن جایگاه حرفه ای خود است.

2- علاقه برای سخنرانی در برنامه های مختلف، جدا از وجه تقدیر و تشکر از عوامل و خانواده و دوستان و بچه محل ها! که پای ثابت همه برنامه های فرهنگی-ورزشی است، یک نقطه پُررنگ دارد که اندکی باید در آن نقطه ایستاد و تامل کرد. بخشی از علاقه برای گفت و گو توسط افراد تقدیر شده در رویدادهایی چون «جشنواره های فجر»، راهی برای انتقال دردهای ناگفته، حرف های در گلو مانده و شکوائیه هایی است که جایی به غیر از چنین مراسم هایی برای بیانش وجود ندارد. هر چند باید نوع مواجهه پُرحاشیه ی «احسان کرمی» در جلوگیری از سخنرانی برگزیدگانی همچون «کامران شهلایی» و «اشکان خیل نژاد» و «ساناز بیان» را منطقی دانست که راهی برای رهایی از کسالت و خواب آلودگی نزد حضار در چنین مراسم هایی است، اما نمی توان بخشی از دلایل چنین تمایلی را از نظر دور خواند و این بخش مهم بیشتر معطوف به مسئولان می شود که باید شرایطی را فراهم سازند تا هنرمندان بالاخص تئاتری های مظلومِ این دیار بیشتر فضایی برای بیان ناگفته ها داشته باشند.

3- پیشتر هم در «آینه نیوز» به نقد درآمد که بزرگ کردنِ بی منطق جشنواره های فجر و اضافه کردن انواع شاخه ها به درختی که توان ایستایی ندارد، دور از نتیجه ای شایسته خواهد بود و «سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر» با انواع بخش هایی که به دور خود پیچید یکی از همین درخت های به ظاهر تنومند اما بی محصول می باشد. لیست چند صفحه ای از بخش های مختلفِ جشنواره امسال در نهایت منجر به لیست بلند بالایی از نامزدها شد و در شب اختتامیه انقدر «تقدیر شده» و «برگزیده» و «جایزه گیر ویژه» داشتیم که شوخی «ستاره اسکندری» خطاب به «الهام کردا» در زمان اعطای جایزه به برگزیدگان را باید جدی گرفت که گفت: «الهام، امشب فقط من و تو جایزه نگرفتیم!» این همه جایزه برای یک جشنواره حتی با توجیه «حمایت از اهالی تئاتر»، جایگاهی منطقی در هیچ رویدادی ندارد و اگر قرار بر تقدیر و حمایتی است، می تواند در طول سال و به اَشکال مختلفی رخ بنماید و اگر قرار بر جلب نظر آرای عمومی و نشستن پای کرسی رسانه های خبری است، آتشی به نفع «هنر تئاتر» شعله ور نخواهد شد. از سویی اضافه شدن بخشی همچون تقدیر از آثار برگزیده توسط نهادهای خارج از مجموعه «هنرهای نمایشی» که به تبعیت از جشنواره فیلم فجر صورت یافت، یکی از موارد بحث برانگیز چنین رویدادهایی است.

4- فرهاد مهندس پور؛ دبیر جشنواره سی و ششم تئاتر فجر در مراسم اختتامیه ضمن عنوان مواردی قابل تحسین مبنی بر پذیرش برخی خطاها در سال های دبیری اش در جشنواره، عنوان ساخت که نتیجه؛ پایان بخش رخدادها نیست و بزرگ ترین خطاها از پسِ اندیشیدن به نتیجه برمی آید. این سخن هنگامی می تواند پذیرفتنی شود که محصولی کاشته شده باشد و از چشم افرادی بی افق قابل مشاهده نگردد؛ به همان دلیلی که بسیاری از مدیران کشور به دنبال نتایجی زودبازده به جای کاشت بذرهایی برای فردا هستند. اما نکته مغفول مانده بر مبنای سخنان دبیر محترم جشنواره سی و ششم تئاتر فجر، شکل و شمایل محصول قابل برداشتی است که باید انتظارش را در آینده داشته باشیم و این سوال مطرح می شود که کدامین بذرها توسط دبیر محترم پاشیده شد که فردایی جوانه زده داشته باشد؟!

5- از انصاف نباید دور ماند که برخلاف آن چه از جشنواره های مختلف «فجر» در طول دوران ها و در میان شاخه های مختلف هنری به خاطر داریم، در مجموع نتیجه داوری های «سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر» به عدالت نزدیک بود و انتخاب «اشکان خیل نژاد»؛ کارگردان خلاق «پسران تاریخ» در شرایطی که چشمان بسیاری منتظر نام «رضا ثروتی» بود و در میان نامزدیِ کارگردان آلمانی «هملت» می تواند نشانه ای از جسارت داوران باشد. از سویی «ستاره پسیانی» برخلاف کیفیتِ نمایش جدید پدرش و در میان نمایش کم درصدِ «صد در صد»! به تنهایی درخشید و پیش از اعلام، او را شایسته انتخاب در میان بازیگران زن می دانستم؛ بازیگری که در صورت انتخاب های درست و استفاده از همه ظرفیت های بازیگری اش بسیار بالاتر از امروزش خواهد نشست. برای بازیگر برگزیده مرد در بخش بین الملل، می شد به گزینه ای غیر از «مرتضی اسماعیل کاشی» برای نمایش «مفیستو» رسید که با وجود توانایی این بازیگر پُرکار تئاتر، در «مفیستو» انتظار ارائه ارزش های بیشتری توسط او وجود داشت. در میان برگزیدگان بخش های مختلف جشنواره سی و ششم تئاتر فجر باز هم می توان سرک کشید و در میان جوایز مسابقة تئاتر ایران (الف)، به انتخاب «بهنام شرفی» برای بازی در نمایش «آبی مایل به صورتی» و در یک نقش کاملا متفاوت رسید؛ بازیگری که به درستی تصمیم گرفته به جای حل شدن در جمع بازیگران سینما و تلویزیون، همه تمرکزش را به «تئاتر» بدوزد. انتخاب «ساناز بیان» برای نگارش نمایشنامه «شلتر» در بخش نمایشنامه نویسی در کنار قدردانی برای نگارش «آبی مایل به صورتی» نیز در مسیر توجه هیات داوران به تلاش های صورت یافته توسط وی در بخش تحقیق و نگارش می باشد. حتی توجه بیش از اندازه و کاملا هدفمند جشنواره سی و ششم و داورانش به نمایش موزیکال «پیانیستولوژی» و «محمد نیازی»؛ کارگردان کم سن و سال مشهدی می تواند در جهت حمایت از هنرمندان بی نام و نشان شهرستانی قلمداد شده و در زمره انتخابی هوشمندانه باشد. هر چند برخی از انتخاب های صورت یافته در مراحل نامزدی و تقدیر ابهاماتی پرسش برانگیز داشت؛ از جمله حضور «آتیلا پسیانی» در جمع کاندیداهای بخش «طراحی صحنه» برای نمایش «صد سال تنهایی» است که باید پرسید که چگونه می شود نصب داربست در وسط صحنه و وجود یک سکوی تخت و ساکن برای داستان شناور «مارکز» و قرائت نادرست طراح و کارگردان از چنان اثر جاودانه ای، شایسته توجه شود؟!

6- نکته پایانی این است که همه اهالی دست اندرکار اعم از هنرمندان و مسئولان و رسانه ها با کمک همدیگر و به دور از هرگونه حب و بغض شخصی و جناحی باید تلاش کنند تا جشنواره های «فجر»مان به چنان جایگاه شایسته ای برسد که دیگر در هیچ جشنواره بین المللی و هیچ دوره ای، افرادی به نمایندگی از سوی هنرمندان خارجیِ تقدیر شده، جوایز را در دست نگیرند و «فجر»ها چنان دارای کیفیت و اصالتی گردد که هنرمندان ایرانی و خارجی مشتاق حضور در آن باشند و هیچ جامانده و رانده شده ای پیش و حین برپایی جشنواره ها وجود نداشته نباشد.
 

* عکس انتخابی برای تیتر اشاره به فردی خاص ندارد و درباره کلیت ماجرا است.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/5638/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو