همراه با نقد و بررسی آثار «سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر»؛

خون به پا می شود یا خون پاشیده می شود؟!

خون به پا می شود یا خون پاشیده می شود؟!
calendar چهارشنبه 04 بهمن 1396 در 14:59
آینه نیوز: در حالی که برگزارکنندگان سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر از همراهی «مهرام» به عنوان اسپانسر جشنواره با خرسندی خبررسانی می کنند، نمایشی بعد از تولد، عقیم می شود، کارگردان شهرستانی اعلام نارضایتی می کند و «هملت» گرانقدر «شکسپیر» با وجود بزرگی ایده ها در سطحی کوچک برپا می شود! از سویی برخی انتقادات از سوی کارگردان های جوان شهرستانی به گوش می رسد و از سویی دیگر انصراف هایی که از پیش از جشنواره آغاز شده بود، در میانه برگزاری این رویداد مهم تئاتری به کارگردان هایی چون «مساوات» می رسد که به دلیل اتفاق غیرحرفه ای رخ داده برای «روز عقیم» و به نشانه اعتراض صورت گرفت.

سرویس تئاتر آینه نیوز-مرتضی اسماعیل دوست: در حالی که برگزارکنندگان سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر از همراهی «مهرام» به عنوان اسپانسر جشنواره با خرسندی خبررسانی می کنند، نمایشی بعد از تولد، عقیم می شود، کارگردان شهرستانی اعلام نارضایتی می کند و «هملت» گرانقدر «شکسپیر» با وجود بزرگی ایده ها در سطحی کوچک برپا می شود!

این روزهای شلوغی جشنواره تئاتر فجر نه بابت بزرگی جشنواره بلکه به دلیل کمیت بسیارش می باشد، چرا که برخی از آثار به نمایش درآمده در جشنواره از چنان کیفیتی برخوردارند که انتخاب های اعضای 70 نفره را بیشتر زیر گیوتین نقد قرار می دهد. برای نمونه می توان به 3 اثر کوتاه نمایشی که تحت عنوان «چشم اندازی از آثار متاخر ساموئل بکت» در روز گذشته در تماشاخانه «استاد مشایخی» به نمایش درآمد، اشاره داشت که تهی از هرگونه تحرک و پویایی خلاقانه بود یا می توان به اجرای «هملت» از گروه جوان آلمانی اشاره کرد که در عین برخورداری از ایده هایی بزرگ در سطحی کوچک به اجرا درآمد. از سویی برخی انتقادات از سوی کارگردان های جوان شهرستانی به گوش می رسد و از سویی دیگر انصراف هایی که از پیش از جشنواره آغاز شده بود، در میانه برگزاری این رویداد مهم تئاتری به کارگردان هایی چون «مساوات» می رسد که به دلیل اتفاق غیرحرفه ای رخ داده برای «روز عقیم» و به نشانه اعتراض صورت گرفت.

به گزارش آینه نیوز، تریلوژی «چشم اندازی از آثار متاخر ساموئل بکت» در قالب نمایش های «یک خاکستری کم رنگ»، «صدای پا» و «آن هنگام و کوارتت 1+2» براساس ایده مرکزی «سرگشتگی انسان در جهان معاصر» طرح ریزی شده اما در پرداختی خام دستانه نمایان می شود. برای نمونه در دومین نمایش، اضطراب گریز از مرکز 4 شخصیت از هستی تنها به انجام حرکاتی در طول و عرض صحنه بسنده می شود. در حالی که وقوع تکرارها در اثر هنری باید براساس یک تفکر غالب تبدیل به بازه ای هویت مدار شود و روح سراسیمه ی انسان غارت شده در میدان جنگ ها و حقارت ها از گذرخانه ی نمایش گذر کند که نمایش فوق از چنین قابلیت هنری برخوردار نبود.

 نمایش «آبی مایل به صورتی» اگر چه برخلاف تصور اولیه تبدیل به اثری سرپا شده و فرسنگ ها فاصله از آثار پیشین «ساناز بیان» دارد، متمرکز به مستندنگاری زیست شخصیت های تراجنسی شده و تنها در حد اثری هشداردهنده باقی می ماند و نمی تواند در مقیاسی دراماتیزه به ارتفاعی بالا پرواز کند. هر چند متن هوشمندانه «بیان»، نمایانگر تحقیقات بسیار درباره بیمارانی با اختلال هویت جنسی بوده و برخلاف دیگر ساخته هایی که در پی سوء استفاده از موقعیت زیست این گونه افراد در جهت خنده آفرینی هستند، «آبی مایل به صورتی» نگاهی همدلانه و تاثیرگذار برای بیان دردهای این بیماران دارد؛ چنان که در انتهای آخرین اجرای این نمایش در شب گذشته می شد اشک هایی را در چهره ناظران پیدا کرد.

به گزارش آینه نیوز، نام «هملت» و شکوه جایگاه «شکسپیر» نزد اهالی تئاتر به قدری عظیم می باشد که هر اثری با چنین انتخابی، توقعی بزرگ را روی شانه هایش قرار می دهد و هنگامی که تبلیغ حضور گروهی خارجی برای اجرای نمایشنامه ای از شکسپیر بزرگ از سوی برگزارکنندگان جشنواره ارائه می شود، مشتاقان هنر گرانمایه ی تئاتر در آرزوی وقوع اتفاقی ویژه هستند اما نمایش طولانی مدت «هملت» به کارگردانی «کریستوفر روپینگ» از آلمان با وجود انتظار بالایی که از همان ابتدا با به هم ریخته گی متن اصلی پدید می آورد، نتوانست در تمام دقایق منجر به برآورده شدن نگاه های مشتاق حاضرانِ بسیار سالن اصلی تئاتر شهر شود و تمرکز کارگردان به نمایاندن شخصیت هایی ابله به جای جنون زده و غوغا آفرینی از طریق فضا و نه روایتی دراماتیره، «هملت»ی متفاوت و البته کم مایه می سازد. از سویی «هملت» آلمانی گوشه چشمی به نمایشنامه مطرح و ارزنده «هملت ماشین» نوشته هاینر مولر داشت و به دنبال این بود تا نشانه هایی از آشنایی زدایی را در اجرای خود نمایان سازد.

نمایش با مرگ پدر و قرار گرفتن در نمایشگری دیجیتالی که حکم تابوتی مدرن! را دارد، آغاز می شود. گروتسگ نهفته در چرخه ی تکنولوژیک جهان امروز و شوخی با تفکرات تغییر یافته در دوران به درون «هملت» تزریق می شود و هدف کارگردان، بازی با «هملت» در مسیر بازآفرینی های نمایشنامه می گردد. سطل های خونی که مرتب در فضای سالن و بر سر و صورت 3 شخصیت اصلی ریخته می شود و روح نظاره گر جوان هدفونی، نمایشی از تسخیر انسان در چنگال خون است اما اصرار بیش از حد کارگردان به خونین باربودن نمایش و نقل حکایت به شکل مونولوگ های پی در پی، «هملت» را به اثری خنثی و مغایر با ایده پیش برنده ی ابتدایی قرار می دهد. شوخی های جالب نمایش «هملت» با رفتارها و جملات معروفی چون «بودن یا نبودن» و حرکت در مرز جهان دیروز با رویای امروز، متن درخشانی از «هملت» ساخته اما فرآیند پیشبرد درام و اوج نمایی روایتی خونین تنها در شمایلی ظاهری و به شکلی سطحی بروز می یابد. از سویی بازی پُرتحرک و قابل توجه بازیگران به خصوص بازیگر نقش «اوفیلیا» و بازی با نمایشنامه «قتل گوندزاگا» و توجه به نقش «هوراشیو» و نمایش نزاع مادر با هملتِ پسر، یک تجربه متفاوت برای تماشای «هملت» می آفریند؛ تلاش هایی که در مجموع عقیم می ماند و به هیاهوآفرینی از طریق فریادها و پاشیدن خون و نیز تندی صدای موزیک خلاصه می گردد. این در حالی است که هرگونه تجربه ی تازه با نمایشنامه های پُرمایه ای چون «هملت» زمانی دارای گذرنامه پذیرش و ماندگاری می شود که مایه ای شناور از متن تامل برانگیز شکسپیر را در درون خود داشته باشد.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/5580/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو