نگاهی به «چشمان» ناپیدای «نقادی» در عالم رسانه به بهانه 500 میلیون لعنتی ستاره کهکشانی!

توپ فوتبال دور زمین می چرخد!

توپ فوتبال دور زمین می چرخد!
calendar سه شنبه 14 آذر 1396 در 13:06
آینه نیوز: طی هفته جاری بسیاری از رسانه هایی که پیش از این از شنیدن نام «فوتبال» دچار «کَهیر» می شدند، به ناگاه تبدیل به کارشناس این رشته محبوب فراورزشی شدند؛ این رویه اگر چه در سرزمینی که مردمانش از دم تحلیلگر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... هستند، اتفاق تازه ای به شمار نمی آید اما درون مایه و ذات حمله به برنامه موفقی چون «نود» و نودهای دیگر مسیر روشنی از ماهیت رسانه های موجود را برای چشم های بیدار هویدا می سازد.

آینه نیوز- مرتضی اسماعیل دوست: طی هفته جاری بسیاری از رسانه هایی که پیش از این از شنیدن نام «فوتبال» دچار «کَهیر» می شدند، به ناگاه تبدیل به کارشناس این رشته محبوب فراورزشی شدند؛ این رویه اگر چه در سرزمینی که مردمانش از دم تحلیلگر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... هستند، اتفاق تازه ای به شمار نمی آید اما درون مایه و ذات حمله به برنامه موفقی چون «نود» و نودهای دیگر مسیر روشنی از ماهیت رسانه های موجود را برای چشم های بیدار هویدا می سازد.

به گزارش آینه نیوز، همان گونه که همراهان همیشگی برنامه تلویزیونی «90» انتظارش را داشتند، عادل فردوسی پور در ابتدای برنامه دوشنبه شب اشاره به ادعاهای صورت یافته از سوی برخی رسانه ها در خصوص «تقبل هزینه 500 میلیونی از سوی رسانه ملی برای ستاره پرتغالی» داشت. «عادل» از دوستان و در واقع دشمنانی برآشفت که بی منطق و بی اطلاع به حضور چهره ای شناخته شده چون «لوئیس فیگو» شوریدند. مجری موفق برنامه «90» عنوان ساخت که حداقل انتظار بر این است که افراد منتقد برنامه را به طور کامل دیده و بعد اقدام به نقادی کنند. چرا که «فیگو» تنها نیم ساعت در ویژه برنامه قرعه کشی جام جانی 2018 حاضر نبود و 500 میلیون هم رقمی خلاف واقع می باشد. در واقع مخاطبان علاقمندی که جمعه پیش برنامه ویژه «90» را از رسانه ملی به تماشا نشستند، خاطرشان خواهد بود که فردوسی پور عنوان داشت مقدمات و هزینه حضور ستاره اسبق فوتبال جهان از طریق اسپانسری چون «آپ» تامین شده و این بار نیز با تکرار سخن پیش به صراحت گفت که هم رقم اعلام شده از سوی رسانه های خواب زده نادرست می باشد و هم هزینه ای از جیب بیت المال مصرف نشده است. از سویی مجری «90»، گره زدن دعوت از «فیگو» به مشکلات مردمان محروم زلزله زده را غیراخلاقی خواند و به روی آنتن بردن برنامه های حرفه ای را همچون همه جای جهان، حق مردمان ایران دانست.

اما فرافکنی رسانه های مغرض و یا ناآگاه مقدمه ای برای نگارش این یادداشت و ورود به مطلب مهمِ در گلومانده ای است- اگر این ساختار نوشتاری در هم تنیده میان فوتبال و هنر را به مثابه آثار پست مدرن بنگرید، قابل پذیرش خواهد بود!- در واقع برنامه محبوب «90» سال ها است که نشان داده برخلاف دیگر برنامه های تولیدی تلویزیون و رسانه های مختلف دیداری و شنیداری کاملا حرفه ای، به روز، خلاق و راهگشا است و جای اشاره به دستاوردهای «90 فردوسی پور» در قالب یادداشتی مجزا و طولانی خواهد بود. اما دردناکی ماجرا از وهمناکی نگاه رسانه هایی می آید که باید چشم بیدار یک سرزمین باشند و تاریخ شاهدی است از حضور تاثیرگذار انسان هایی آزاده خواه که در لباس ژورنالیسم، عقربه های روزگاران را جلا بخشیدند اما این مهم در روزهای جارو شدن خلاقیت و تعهد و زیبایی به کنار رفته و نقش قلم و زبانِ منتقدانه به قمار درآمده است. از این رو در زمانه ی امروز کمتر چهره ای را می توان یافت که برازنده عنوان مهم «روزنامه نگار» در شکل آرمانی اش باشد؛ همان تصویری که «آلبر کامو»ی جوان در روزنامه ای محلی ایفا کرد و رنج کشاورزان را با نقد بی عدالتی حاکمان، فریادِ قلم ساخت.

به گزارش آینه نیوز، اگر به حال و روز امروز رسانه ها سری از سر واکاوی بزنیم و حتی فراتر از مرزها را مورد کنکاش قرار دهیم، به ابر تیره مانده ای در آسمان رویاهامان می رسیم که فرسنگ ها با تعریف و باور یک علاقمند به جهان بودن ها و گفتن ها تفاوت دارد. در واقع کینه و حسادت نهفته در نزد رسانه های منتقد برنامه «90» بهانه ای است برای پیش کشیدن انبوه دردهایی که در سینه سنگینی می کند و مجالی برای فریاد می خواهد؛ فریاد از زمانه ی خاموشی اندیشه و فراموشی آفتاب.

همانا در بطن نگاه دلواپسان اخیرِ بودجه بیت المال پیدا است که از همان روش پاس دادن «رونالدینیو» استفاده می کنند و در واقع مسیر نقدشان سمت دیگری از نگاه ظاهری شان را می جوید وگرنه افرادی که در طول عمرشان به اندازه ی 90 دقیقه به تماشای فوتبال ننشستند و اگر از آن ها سوال شود که «لوئیس فیگو» در انتها منزل نشین «بارسا» بود یا ابتدا و انتهای «رئال»ی داشت؟! گیج خواهند شد، ارزشی برای توجه ندارند. این دست افراد اشتباهی سرو کارشان جای دیگری است و اگر هم برنامه ای چون «90» می بینند، همچون تحلیل آثار هنری از زاویه ی نگاهی سیاسی است و نه لذتی ورزشی. این رسانه ها اگر دُم مغرضانه ای نداشته باشند، برای این که در حسادت رسانه ای کم نیاورند با تماشای چند عکس و چند خبر، ژست نقادی می گیرند و چیزکی می نویسند و دیگر رسانه های مصرف کننده و غیرمولد هم به همان روش آسان یاب همیشگی اقدام به تکثیر همان کژی ها به تعداد بسیار می کنند. به عبارتی دیگر نوچه های رئیسِ اعظم همان گونه که فیلم های ندیده را مورد نقد قرار می دهند، به سراغ رشته های تخصصی دیگر هم می روند و نمی دانند که با تخیل و دروغ نمی توان مطلبی واقعی نوشت؛ افرادی که معنای «نقد» برایشان یا در «پنبه زنی» دشمنان خلاصه می شود و یا «لحاف دوزی» برای دوستان!

از این زاویه انتخاب مسئول غیر ایرانی برای روابط عمومی تیم ملی فوتبال ایران توسط «کارلوس کی روش» در امتداد باوری می نماید که «پرویز شهبازی» در مفهوم یابی موجودیت «خبرنگار ایرانی» دارد؛ هنگامی که چندی پیش با گلایه از رسانه ای برایم شِکوه کرد که گفته هایش را در نشست های مختلف، تحت بسته دروغین «گفت و گوی اختصاصی» به انتشار درآورد و تصویر کارگردان «مالاریا» را تمام قد در صفحه یک روزنامه سینمایی اش قرار داد!

پس 500 میلیون لعنتی بهانه ای است برای جاری ساختن همان دردهای به دل نشسته ای که اشاره داشتم و همیشه بهانه ها هستند که دست ها و دل ها و نگاه ها را می لرزانند و به پاها دستور مسیر می دهند و چه بهانه ای فرخنده تر از «نقادی» که می تواند تیرگی آلام ها را به زیبایی آلاله ها درآورد. در حقیقت ذهنِ زمان گواهی می دهد تصویر آتش هایی را که با آفتابِ «منتقدان روشنفکر» تبدیل به گلستان نگاه شد و با این حال در شگفت به سر می برم که چرا چنین عنوان و مرام گره گشایی در نزد بسیاری از رسانه ها به عنوان یک انگِ کرم زده درآمده و مردان روشنفکر و خلاق و باهوش و توانمند در این روزگار بیشتر مورد قهر و غضب قرار می گیرند! در عالم رسانه نیز به جای برقراری مدارهای خلاق سوژه یابی، این جذابیت های صوری و عشوه های پولی هستند که سوار بر صحنه می شوند و در چنین فضای تیره و مصیبت زده در کمال حیرت از برخی هنرمندان می شنوم که خبرنگاری برای انجام گفت و گو و نوشتن نقد برای فیلمش طلب پول کرده و باز درمی یابم که روزنامه نگاری طبق فرمایش نهادی درصدد له کردن فردی در موقعیتی است و این داستان به اشکال دیگری نیز قابل رویت است؛ چنان که بخشی از افراد فعال در رسانه های به اصطلاح متعهد به هوای پوشیدن لباس روابط عمومی در نهادهای مختلف، عزم خبرنگاری داشته و دارند در حالی که این روحیه ی سرد و بی روح کارمند مابانه و روال فرمایشی مغایر با جنس پویاطلب رسانه است.

وقتی از مصیبت جهالت در نزد مهم ترین رکن دانایی ناله سر می دهم، سخن نه از انتهای زمین یا در چاله ی زمان بلکه از حوالی پرسه های همین امروز است. فرقی نمی کند که تحلیلگر وارونه خوان سیاسی باشد و یا آن روزنامه چی دلال ورزشی و یا خبرنگار خواب زده ی حوزه فرهنگ چرا که همه راه ها به بیراهه هایی منتهی می شود که خاکستر جهنمش را می توان در میان عابران حیرت زده، هنرمندان جعلی یا حتی نزد مربی پُر ادعا و بی نصیبی یافت که «کلهم» و «کل یوم» را یک کاسه می بیند! در واقع مشکل ما 500 میلیون و پاسور پرتغالی نیست که در همین مملکت بسیاری از نهادها و خبرگزاری ها با همه امکانات و بودجه و نیروهای در اختیار به اندازه یک نفر و یک نفس گام موثر و رفتاری حقیقت خواه ندارند و با وجود همه انجمادشان در عرصه های مختلف و به خصوص «رسانه و فرهنگ و هنر» به طور مداوم از فراق بودجه می نالند، در حالی که اگر ترازوی عادلانه ای میان هزینه و فایده شان وجود داشته باشد، مشخص خواهد شد که کجای این روزگار لعنتی به سر می برند.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/5073/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو