دردنامه ای برای خواب سرد هموطنانی پریشان حال

چشمان حیران «آوا» در میان «آوار»

چشمان حیران «آوا» در میان «آوار»
calendar دوشنبه 29 آبان 1396 در 08:10
آینه نیوز: مرتضی اسماعیل دوست: وقتی «آوا» بامداد دومین روز از وقوع زلزله ای دلخراش و جانسوز چشمانش را به جهان پُردرد امروز باز کرد، در جوار رخساری مملو از عشق و زیبایی که بارور نور امید است، نگاهی از سر حیرت به موجودات تازه آشنایافته اش داشت. نگاهی جست و جوگرایانه از پسِ ویرانه هایی که آوار همه آرزوها و آواها شدند و نوای مرگ را به تاریکی ترین شکل ممکن سر دادند. درد نشسته در حیرانی کودکی که از پَس مرگ، چراغ حیات را برای فراموشکاران روشن ساخت، نشان از خیالی مغایر با آن چه داشت که وعده اش را در دل جنین به سلول های نوپایش داده بود...

آینه نیوز: مرتضی اسماعیل دوست: وقتی «آوا» بامداد دومین روز از وقوع زلزله ای دلخراش و جانسوز چشمانش را به جهان پُردرد امروز باز کرد، در جوار رخساری مملو از عشق و زیبایی که بارور نور امید است، نگاهی از سر حیرت به موجودات تازه آشنایافته اش داشت. نگاهی جست و جوگرایانه از پسِ ویرانه هایی که آوار همه آرزوها و آواها شدند و نوای مرگ را به تاریکی ترین شکل ممکن سر دادند. درد نشسته در حیرانی کودکی که از پَس مرگ، چراغ حیات را برای فراموشکاران روشن ساخت، نشان از خیالی مغایر با آن چه داشت که وعده اش را در دل جنین به سلول های نوپایش داده بود.

چشمان حیران «آوا» دنباله ی اعتراض آن هایی است که از میان تصاویر به ثبت درآمده از منطقه ای مصیبت زده چهره مردمانی مظلوم را می بینند که به جای هموار شدن دیوار ریخته ی نگاهشان، باید ترس و ناامنی و تاریکی و سردی را تا صبحِ وعده ای نامشخص، به آغوشِ خواب بکشانند. شِکوه امروز نه از سر اعتراض به حادثه حیاتی «مرگ» که عجین شده با «زندگی» است بلکه از روی بی مبالاتی و بی مسئولیتی عده ای به ظاهر مسئول است که سقف روزگار را چنان سست بنا می کنند و چنان خارج از قاعده ی هم کیش و هم نشین هستند که برایشان این مهم اعتباری ندارد که آجرهای پوسیده ی ندانم کاری شان، خراش چشمان آنانی می شود که سقف را دریچه ای برای به بار نشستن طلوع شادکامی در بستر با هم بودن می دانند نه عاملی برای به غارت بردن همه یادهایی که روی سفره زندگی چیدند و در نهایت به جای نان و لبخند، سهم شان خاک و مصیبت شد.

«آوا» در بیمارستانی صحرایی در شهر زلزله زده سرپل ذهاب چشمِ دلهره از جهانی دشوار باز کرد؛ از پس زلزله ای که هر ریشترش در کنج قلب آدمیانی بسیار به شکل دردی عظیم جا خوش کرد و به جای گلِ سپیده برای مردمانی ساده دل، تاریکی رویا را به بار آوار آورد و حال ما مانده ایم و آن عکس نوشکفته و این تصویر تاریک که از خود برای نورسیدگان به جای می گذاریم.

زلزله بهانه ای است تا باز هم دست های خالی از «تعهد» برای «آوا»های در پیش و زلف های پریش رو شود و این شکوائیه ی پُرسوز اما آرام خارج از تابلوهای راهنما و پُرمانعِ همیشگی «چپ» و «راست» از درد جان به نای قلم درآید. چرا که دردهای امروز حکایت گم شدن آفتابِ انسانیت در پشت ابرهای فراموشی و خاموشی است. افرادی عاریه ای که یا نشانی همنوع را گم کرده اند و یا چنان بساط طمع مشغول شان ساخته که متری آنسوتر را نمی بینند و یا میز قدرت دست و پایشان را چوبی کرده است؛ همان موجوداتی که با هر خمیازه دنیا به آنی جهت ها و گفته هایشان عوض می شود و همین راه ها و شعارها و خط کشی های منحرفانه است که جایی برای عبور «انسان» از پیاده راه آرام زندگی باقی نمی گذارد. با این حال باز هم امید را بر این مدار قرار می دهیم تا شاید روزی فرا برسد که تلخی «آوار»ها به لبخند «آوا»ها تبدیل شود.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/4826/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو