دلیل توجه زنجیره ای بخشی از رسانه ها و مسئولان داخلی به «اکران فیلم های خارجی» چه می تواند باشد؟!

من به آمار زمین مشکوکم تو چطور؟

من به آمار زمین مشکوکم تو چطور؟
calendar یکشنبه 07 آبان 1396 در 10:15
به گزارش آینه نیوز، مسائل حقوقی خرید رایت فیلم های مهم سینمای جهان، عدم همخوانی بسیاری از آثار خارجی با چارچوب های نمایش در ایران و بیگانگی بخش مهمی از مخاطبان ایرانی با تماشای آثار ارزنده خارجی تنها بخشی از سدهای نشسته در مسیر اکران فیلم های خارجی است. جالب این جا است که رسانه های موافق با چنین اکرانی به مانند بسیاری از اتفاقات دیگر فرهنگی و هنری به جای تحلیل و به میدان کشیدن استدلال، از مسیر «حاشیه و هیاهو» در پی به کرسی نشاندن نظر خود هستند و از طریق به بازی گرفتن چند مُهره ناکارآمد و فراموش شده در فضای سینما و انجام یک گفت و گوی تلگرافی به دنبال استخراج تیترهای دلخواه خود هستند!

سرویس سینمایی «آینه نیوز»-مرتضی اسماعیل دوست: «اکران فیلم خارجی»؛ چندی است مساله اصلی اهالی اصولگرا شده و چند رسانه به شکل زنجیره ای در مسیر سندیت بخشیدن به چنین اکرانی هستند. پیش از این طی یادداشتی با تیتر «پریدن از روی آتش به هوای چهارشنبه سوری» (اینجا) در خصوص بخشی از سنگ های سد شده در مسیر اکران خارجی سخن به میان آمد و عنوان شد که اگر چه تماشای آثار روز و نیز برترین های تاریخ سینما برای اهالی تصویر و مخاطبان ایرانی لازم و ضروری است و می تواند به ارتقای فهم بصری بینندگان کمک نماید اما هر امر مطلوبی برای به تجلی درآمدن نیاز به ابزار و مقدماتی دارد و بر مبنایی واضح و مبرهن که بخشی از آن به تحریر درآمد، مقتضیات امروز ایران به دلایل فرهنگی و حقوقی و سیاسی امکان به تصویر درآمدن بی واسطه ی آثار خارجی را امکان پذیر نمی سازد. اما نکته این جا است که همان گونه که رسانه های بی رمق به جای پرداخت به آثار متعددِ در حال اکران و نقد و نظر و گفت و گو پیرامون سینمای ایران و جهان، پرونده هایی ویژه برای آثار جعلی و جنسی! تدارک می بینند، همچنان نیز در پی کوبیدن بر طبل توخالی «اکران فیلم های خارجی در سینماهای ایران» هستند. سینماهایی محدود که موجب دعوای بسیاری از اهالی سینما برای گرفتن چند سالن و سانس اضافه شده و به دلیل محدودیت بسیاری که از این باب در شهرستان ها وجود دارد، بسیاری از آثار مسیری فراتر از تهران را نمی پیمایند.

به گزارش آینه نیوز، مسائل حقوقی خرید رایت فیلم های مهم سینمای جهان، عدم همخوانی بسیاری از آثار خارجی با چارچوب های نمایش در ایران و بیگانگی بخش مهمی از مخاطبان ایرانی با تماشای آثار ارزنده خارجی تنها بخشی از سدهای نشسته در مسیر اکران فیلم های خارجی است. جالب این جا است که رسانه های موافق با چنین اکرانی به مانند بسیاری از اتفاقات دیگر فرهنگی و هنری به جای تحلیل و به میدان کشیدن استدلال، از مسیر «حاشیه و هیاهو» در پی به کرسی نشاندن نظر خود هستند و از طریق به بازی گرفتن چند مُهره ناکارآمد و فراموش شده در فضای سینما و انجام یک گفت و گوی تلگرافی به دنبال استخراج تیترهای دلخواه خود هستند! اما نکته قابل توجه این جا است که متولیان فرهنگی و متصدیان تصمیم گیری های کلان که باید اهل تفکر و منطق باشند و خرسندی احوال سینمای ملی را به غلطیدن در دام های ژورنالیستی ترجیح دهند، به دلیل عدم وجود بن مایه فکری و فرهنگی و بیگانگی با فضای سینمای ایران و جهان قافیه را باخته و با چنین مسیر ناهمواری سر همراهی سر می دهند.

گیریم که مسئول سینمایی حوزه هنری راغب به اکران فیلم های خارجی در سینماهای متعددش شد، گیریم که شورای صنفی نمایش هم چشمه ورود چنین اکرانی را گشود، اما سوال این جا است که در صورت پهن شدن مرادِ هواخواهانِ «نمایش آثار خارجی»، چه محصولاتی امکان ورود به چرخه اکران را می یابند؟ سوالی ساده و واضح که هیچ یک از رسانه های طالب چنین اکرانی در میان تیترها و گفته ها و شنیده هایشان راهی به دروازه اش نیافتند، چرا که سودای دلبران جای دیگری است و نگاه های خام و تاریک و خاموش همیشه به کنج بی تفاوتی می نشیند. به راستی در میان مدیران سینمایی و رسانه ای که کافه دار باتجربه ای است و روزنامه ای سیاسی که دیگر فرسنگ ها فاصله با سرویس سینمایی دارد و خبرگزاری هایی که فرد و فکری واحد آن ها را به هم متصل می دارد، چه عقد اخوتی برای برپا شدن اکران فیلم های خارجی صورت یافته است؟! اگر افکار بیهوده به دل راه ندهیم و نیت و آرزوی همه منادیان اکران آثار خارجی را از سر دلسوزی برای سینما و مخاطب ایرانی تصور کنیم، می توانیم به جای آن ها که فریاد «وامصیبتا کجایی اکران خارجی؟!» سر داده اند، به چند نمونه از آثاری که قابلیت اکران در پرده سینمای ایران را دارند نگاهی بیفکنیم تا بتوانیم الگوهای موجود را برای اکران محتمل خارجی ارزیابی کنیم.

آخرین اثر «کن لوچ»؛ فیلمساز مطرح بریتانیایی که «I, Daniel Blake» نام دارد و برنده نخل طلای کن 2016 هم شد می تواند نمونه ای از آثاری باشد که مطلوبیت و مقبولیت اکران در سینمای ایران را دارند و می توان این فیلم نقادانه را الگویی برای آثاری دانست که در صورت تصویب «اکران فیلم های خارجی» راهی به سینماهای ایران پیدا خواهند کرد. اما به راستی تصور هواخواهان اکران فیلم خارجی از تعداد مخاطبان چنین فیلمی در سالن های نمایش داخلی به چه اندازه و برمبنای کدام نگاه است؟ همان ها که چند سالی است چماق بر سر گروه «هنر و تجربه» به دلیل میزان محدود مخاطبانش می زنند، هیچ گمان برده اند که تعداد مخاطبان آثاری مشابه با فیلم «کن لوچ» در یک سینما می تواند به تعداد انگشتان یک دست باشد! آخر کدام مخاطب عاقلی حاضر می شود فیلمی را که تقریبا هر ماه چند بار از شبکه های مختلف رسانه ملی پخش می شود و به شکل غیرقانونی قابلیت دانلود کردن دارد را هزینه کرده و در سینما تماشا کند؟ حتی فرض بر این باشد که سینمای ایران با رعایت الزامات حقوقی و اخلاقی بعد از رونمایی فیلم «I, Daniel Blake» در جشنواره شصت و نهم کن به خرید رایت این فیلم برای نمایش عمومی اقدام می کرد باز در معرکه تماشا جایی نداشت، چرا که به محضر دوستان آگاه و ناآگاه باید رساند که مسیر ورود و عرضه و عرض ارادت های ناگوار مخاطبان ایرانی به این گونه آثار به دلایلی که نیاز به یادداشت و تحلیلی جدا دارد، از طی کردن ساز و کار خرید و نمایش آن ها بسیار زودتر و سهل الوصول تر است و از سویی صفحه های نمایش خانگی و انواع قاب تماشاهای امروز برخلاف چند دهه قبل امکان مطلوبی از نگریستن به آثار سینمایی را بر پا کرده است.

فیلم دیگری که می توان به عنوان نمونه ای از آثار هنری مطلوب و الگویی قابل برای نمایش در سینماهای ایران به میان آورد، فیلم «Caesar Must Die» از برادران تاویانی؛ فیلمسازان برجسته ایتالیایی است.  برنده خرس طلایی شصت و دومین دوره جشنواره فیلم برلین که اتفاقا در گروه سینمایی «هنر و تجربه» اکران شد و می تواند گویای ادعای به نقش درآمده مبنی بر عدم به سرانجام رسیدن فیلم های خارجی در سینمای ایران باشد. البته آثاری همچون فیلم تجربه گرایانه ی «سزار باید بمیرد» می تواند وجه دیگری از قابلیت های سینما را برای نزدیکی «انسان و هنر» به رخ مخاطب ایرانی بکشاند تا دیگر از نظر دوختن به آثاری اندیشه ورزانه دچار خمودگی نگاه نشود اما این بستر از طریق طی کردن مراحل و مسیر کدگذاری شده فرهنگی برای رسیدن به نقطه تثبیت است وگرنه نمایش بدون تدبیر چنین آثاری تنها اشغال بخشی از صندلی های محدود سینمای ایران بوده و در نهایت یک شوی تبلیغاتی برای برخی از مسئولان و یک رهاورد مالی برای افرادی همیشه سودجو است که همواره در اتفاقات و جریان های مختلف، منفعت های شخصی و سیاسی را به منافع ملی ارجح می دانند.

پایان بخش یادداشت فوق که می تواند سطرهای بسیاری را منعی بر «ناهمواری به اکران درآمدن فیلم های خارجی» دربربگیرد، اختصاص به بازنشر یادداشت یکی از نویسندگان قدیمی سینمای ایران خواهد داشت. در این راستا بخشی از نوشته اخیر «سعید مروتی» در «روزنامه سینما» منعکس می شود: «سینه‌ زدن رسانه‌ های اصول‌ گرا پای علم اکران فیلم خارجی را چگونه باید تحلیل کرد؟ اینکه سایت‌ها و خبرگزاری ‌هایی چون مشرق و فارس طرفدار اکران فیلم خارجی شده ‌اند را چگونه می توان با خاستگاه این رسانه ‌ها منطبق دانست؟ افرادی که محصولات سینمای ایران را با تمام معذوریت‌ ها و محدودیت‌ هایش برنمی تابند چگونه واله و شیفته فیلم های خارجی شده ‌اند؟ اگر کوشش برای موج‌‌ آفرینی رسانه‌ ای را کنار حرف‌ های یکی از مدیران ارشد حوزه هنری بگذاریم چه تفسیری می توانیم از این رویکرد ارائه کنیم؟»

بی هیچ شرح و تفسیر اضافه برای افرادی که از حداقل هوش برای درک تیترها و عنوان ها و عکس ها و نوشته های فکر شده برخوردارند، تنها راهی به خانه واژه های رعنای «سهراب سپهری»؛ شاعر آسمانی برمی دارم که روزی نوشت: «من به آمار زمین مشکوکم...»

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/4509/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو