نگاهی ساختاری به کتاب «نظریه و نقد فیلم 1 زبان سینما»

زبان یعنی گشایش معنا...

زبان یعنی گشایش معنا...
calendar شنبه 01 مهر 1396 در 09:03
آینه نیوز: ارجاع نقد و نظریه صاحب منصبان تفکر سینمایی در کتاب مورد اشاره در راستای مفروضات زبان سینما است که می تواند مبتنی بر نشانه ها و فرم و فن سینمایی باشد و چنان گوناگونی نظرگاه ها بر آن استوار است و از سویی چنان در بند دایره های هزارسوی سوال قرار دارد که از نگاهی می توان بندهای مختلف از تدوین و ریخت سینما را بر آن متصل دانست و از سویی همچنان پرسش اساسی را مطرح ساخت که اصولا سینما یک زبان است؟ و بر همین سویه است که نظریه پردازان سینمایی، «سینما» را یک زبان خاص یا یک اسپرانتوی بصری برمی شمرند. در واقع آپاراتوس سینما بر مبنای نظام های بی شماری رخ می نمایاند که در عین کثرت دارای قالبی شکل یافته چون سینماتوگراف است.

مرتضی اسماعیل دوست: کتاب «نظریه و نقد فیلم 1 زبان سینما» بخشی از کتاب حجیمی است که نخستین بار در سال 1974 توسط لی ئو برادی و مارشال کوئن گردآوری شد و در سال 2008 به ویراست مجدد رسید. «نشر سینا» نیز با تفکیک 8 بخش کتاب اصلی در پی انتشار هر یک به شکل مجزا برآمد و دلیل این جداسری را برخورداری از هویت مستقل هر جلد و حجیم بودن کتاب اصلی برشمرد و شکل تفکیک شده منبع اصلی را راهی برای دسترسی بیشتر مخاطبان دانست. اما جدا از چنین ادعایی، آن چه در نگاهی اجمالی و از میان فهرست مطالب کتاب «نقد و نظریه فیلم» چه در شکلی یکپارچه که در منبع اصلی آمده است و چه به شکل مجزا جلب توجه می کند، تکثر عناوین و ناراستی وحدتِ موضوعات مطرح شده در کتاب است، به نحوی که تنها در جلد اول این مجموعه که توسط ناشر ایرانی گردآوری شده است، از «فن سینما» تا «نشانه شناسی» و از «شمایل گونگی» تا «نظام دوخت» در برخوردی اولیه، به هم ریختگی و بی قاعده بودن موضوعات مطروحه را به ذهن مخاطب متبادر می کند. در واقع کتاب «نظریه و نقد فیلم 1 زبان سینما» ملغمه ای از کتاب ها و مقالاتی بوده که پیشتر ترجمه و در ایران به نشر درآمده است و مطابق ادعای ویراستارِ ترجمه فارسی، این کتاب بر آن بوده تا «به جای دوباره کاری در ترجمه نزدیک به یک چهارم از کل مقالات، با کسب رخصت از مترجمان و ناشرانِ قبلی، ویراستی تازه از پیش موجودِ آن متون گردآوری کنیم». مراد از رخصت از مترجمان پیشین کتاب، به میان آوردن نام و مختصری از اعتبارشان بوده که در کنار خلاصه توضیحی درباره نویسنده اصلی مطلب، در ابتدای هر فصل کتاب آمده است.

اما با مطالعه کتاب «نظریه و نقد فیلم 1 زبان سینما» می توان با کمی اغماض به یک نقطه مشترک در زمینه پیوند مطالب کتاب هدایت شد و آن پیروی تحت مسیر «زبان مندی» است. در واقع ارجاع نقد و نظریه صاحب منصبان تفکر سینمایی در کتاب مورد اشاره در راستای مفروضات زبان سینما است که می تواند مبتنی بر نشانه ها و فرم و فن سینمایی باشد و چنان گوناگونی نظرگاه ها بر آن استوار است و از سویی چنان در بند دایره های هزارسوی سوال قرار دارد که از نگاهی می توان بندهای مختلف از تدوین و ریخت سینما را بر آن متصل دانست و از سویی همچنان پرسش اساسی را مطرح ساخت که اصولا سینما یک زبان است؟ و بر همین سویه است که نظریه پردازان سینمایی، «سینما» را یک زبان خاص یا یک اسپرانتوی بصری برمی شمرند. در واقع آپاراتوس سینما بر مبنای نظام های بی شماری رخ می نمایاند که در عین کثرت دارای قالبی شکل یافته چون سینماتوگراف است. کتاب حاضر با مبنا قراردادن آرای نظریه پردازانی چون سرگئی آیزنشتاین، آندره بازن، کریستین متز، فسوالوت ایلاریونوویچ پودوفکین، براین هندرسن، استیون پرینس، دنیل دایان، ویلیام راثمن و نیک برانی به دنبال این بوده که زنجیره ای از مناظر مختلف فکری را تحت عنوان «فرم زبانی» منعکس سازد. از این لحاظ در کتاب «نظریه و نقد فیلم 1 زبان سینما» می خوانیم که با وجود افتراق در نظرگاه های هر یک از اهالی متفکر سینما می توان بر آن ها نگاهی مشترک مبنی بر الصاق سینما به یک زبان واحد را یافت. از این رو خاستگاه فکری آیزنشتاین و بازن با وجود تمامی تفاوت هایشان، تحت بیانی مشترک مبتنی بر «زبان مندی سینما» قرار می گیرد. پس بیراه نیست که ویراستار کتاب برای واکاوی نحله های مختلف زبان سینمایی به سراغ واژگان و خطوط به هم پیوسته ای برود که می توانند شمایلی از فرم بیانی باشند. از این رو گردآورندگان این کتاب با علم به گستره زبان سینمایی به سراغ کتاب معروف «سینما چیست؟» رفتند و با انتشار بخشی از آرای آندره بازن در آن اثر، به مخاطب یادآوری می کنند که زبان سینما از قبال تدوین فیلم و با وضوح عمق میدان و چگونگی میزانسن شکل می یابد یا از طریق مطلبی تحت عنوان «به سوی یک سبک دوربین غیربورژوا» به سراغ مقاله برایِن هندرسن؛ استاد مطالعات رسانه رفته و با نمونه آوردن از نماهای ژان لوک گدار و تفاوتش با نماهای فیلمسازانی چون فلینی و افولس، تمایز جنبه های زیبایی شناسانه و درک هر فیلمساز از مفهوم واقعیت هنری را برملا می سازند. حتی از میان نمونه های مطرح شده از نماهای گدار، تعابیر ایدئولوژیک فیلمساز به میان کشیده می شود و مخاطب کتاب درمی یابد که «سینما» در عین داشتن قواعد و چارچوب های زبانی، چقدر در به کارگیری و ترکیب فرم بیانی قائل به اندیشه سینمایی و فراتر از آن باور شکل یافته در درون فیلمساز است.

اگر در کتاب حاضر، بخشی از کتاب «فن سینما» نوشته فسوالوت پودوفکین که مرجعی معتبر برای «تدوین فیلم» است، گنجانده می شود که به شرح و تعریف انواع تدوین و ارزش و جایگاه اعتباری اش در دایره اثری سینمایی می پردازد، گردآورندگان کتاب «نظریه و نقد فیلم»، در بخش «نشانه شناسی» از طریق آرای «کریستین متز»؛ یکی از صاحب منصبان نظریه پردازی در سینما این نکته را برجسته می سازند که آرایش مونتاژ راهی برای عزیمت به قلب نشانه شناسانه فیلم است؛ از این رو به تدریج از هم نشینی مطالبِ به ظاهر متناقض در کتابی واحد قانع می شویم؛ هر چند مباحث و نظرگاه های مرتبط با حوزه سینما چنان بال گستر است که می توان هر ارجاع دیگری را بر آن متصل ساخت.

جلد نخست از کتاب «نقد و نظریه فیلم» چنان موضوعات و کتاب های مرجع مختلفی را در خود جای داده است که می توان به تفصیل درباره هر یک مطالبی را به رشته تحریر درآورد اما آن چه باید به شکل چکیده در اینجا مورد نظر قرار گیرد، نسبت هر یک از شاخه های مرتبط با فیلم و میزان ارتباط هریک از نظریات با مفهوم «زبان سینمایی» است. برای نمونه در صفحه 208 از کتاب «نظریه و نقد فیلم 1 زبان سینما»، به ارتباط «امر خیالی» با «زبان سینمایی» پرداخته شده و در آن آمده است: «از آنجا که زبان سیستمی مبتنی بر تفاوت هاست، معنای هر عبارت به صورت منفی تولید می شود، یعنی از طریق حذف دیگر امکان هایی که سیستم به لحاظ فرمال در اختیارمان می گذارد. قلمرو امر خیالی این معنای منفی را به معنای مثبت ترجمه می کند.» این فاصله میان «خیال» و «زبان» در سرفصل دیگر تحت عنوان «تماشاگر درون متن: ریطوریقای دلیجان» نوشته نیک برانی، وجهی دیگر می یابد چنان که نویسنده در این مقاله با مثال از فیلم «دلیجان» جان فورد، درباره تلاقی «زبان» به عنوان غایتی صورتگر و «تماشاگر» به عنوان گیرنده خطوط ارتباطی اثر عنوان می کند: «یک نتیجه ساختاری رابطه مبهم میان فضای حقیقی و فضای ترسیم شده و تلاش های به ظاهر متناقض متن برای هم جاگیر کردن و هم جابه جا کردن تماشاگر، ممانعت از «تلاقی» نگاه های بازیگر و تماشاگر است، با این که در حقیقت چنین عملی امکان پذیر نیست.» در واقع «نظریه و نقد فیلم 1 زبان سینما» در پی پیوند زنجیره هایی از عقایدِ به ظاهر متناقض در باب «زبان سینما» است و مهم نیست همچون «دنیل دایان»، زبان سینما را از منظری پساساختارگرایانه دید و یا همچون «بوریس آیخنبام»؛ فرمالیست روس اعتقاد به این داشت که «زبان فیلم همان قدر قراردادی است که هر زبان دیگری...»
 

مطلب فوق به قلم نویسنده در شماره 18 مجله تخصصی «فرهنگ امروز» در مردادماه 96 منتشر شد

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/4156/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو