«مجید انتظامی» درباره روزهای بی پولی اش و کمک های «احمدرضا احمدی» و ساخت موسیقی برای اشعار «فروغ» می گوید

چگونه در تلویزیون ایران، «زال و سیمرغ» تبدیل به «بچه ‌های کوه آلپ» می شود؟!

چگونه در تلویزیون ایران، «زال و سیمرغ» تبدیل به «بچه ‌های کوه آلپ» می شود؟!
calendar چهارشنبه 29 شهريور 1396 در 10:09
آینه نیوز: پخش موسیقی خاطره انگیز و ماندگار «بچه های کوه آلپ» یادآور یک حس زیبای نوستالژیک است، اما آیا در احساس شیرین ما اتفاق تلخ و نامبارک «کپی کاری» از سوی سازنده رخ داده است؟!

آینه نیوز: پخش موسیقی خاطره انگیز و ماندگار «بچه های کوه آلپ» یادآور یک حس زیبای نوستالژیک است، اما آیا در احساس شیرین ما اتفاق تلخ و نامبارک «کپی کاری» از سوی سازنده رخ داده است؟! «مجید انتظامی» در گفت و گو با شرق به شکلی مفصل توضیح می دهد: «یک روز آقایی که کارگردان مستند انیمیشن «زال و سیمرغ» بود، گفت خیلی مایل هستم که روی این کار موسیقی کار کنید. اولین ‌بار یک تصویر به من داد که براساس آن موسیقی بسازم و من این کار را کردم. خیلی هم خوب روی فیلم نشسته بود. داستان در مورد زال و سیمرغ بود که سیمرغ، زال را بزرگ می‌ کند و زال برای خودش یلی می‌ شود.»

اما موسیقی ساخته شده برای «زال و سیمرغ» ناگهان براساس فعل و انفعالات همیشگی که در صدا و تصویر رسانه ملی رخ داده و می دهد، تبدیل به «بچه های کوه آلپ» شد! مجید انتظامی توضیح می دهد: «ما خانوادگی موسیقی ضبط می‌ کردیم. آذر و گلنوش و سروش می‌ آمدند و همه به استودیو می‌ رفتیم تا کارم تمام شود، به‌ خصوص زمانی که موشک ‌باران بود همه با هم بودیم. مدتی گذشت. گلنوش «بچه‌های آلپ» را در تلویزیون تماشا می‌ کرد و خیلی دوست داشت. من هم با هدفون موسیقی کار می‌ کردم و صدای تلویزیون را نمی‌ شنیدم. یک ‌بار که فیلم شروع شد، برای ریختن چای بلند شدم و موسیقی را شنیدم و تعجب کردم که چطور از تلویزیون پخش می ‌شود. حتی کار به جایی رسید که کانون از تلویزیون شکایت کرد.»

خالق موسیقی فیلم «روز واقعه» ادامه می دهد: «نمی ‌دانم چه کسی به آرشیو تلویزیون برده بود. اتفاقا 2 قسمت از این موسیقی استفاده شد؛ یک قسمت را که ترومپت‌ ها می ‌زدند، روی انیمیشن مارکوپولو گذاشته بودند و یک قسمت هم که روی بچه‌ های آلپ گذاشته بودند. همه‌ جا هم می ‌شنیدم که از این موسیقی تعریف می ‌شد و نامی از من برده نمی ‌شد، من هم نمی ‌توانستم بگویم موسیقی متعلق به من است. به هر کسی هم می‌گفتم می ‌خندید. این موسیقی در این سریال جا افتاد به نام کارتن بچه‌های آلپ و هنوز کسی آن را به اسم زال و سیمرغ نمی ‌شناسد...اینکه چه کسی و چطور این موسیقی را انتخاب کرد نمی ‌دانم!»

مجید انتظامی درباره روزهای جوانی و بی پولی اش و کمک رخ داده از سوی شاعری گرانقدر چون «احمدرضا احمدی» می گوید: «زمانی بیکار شده بودم و کاری نداشتم، تازه از آلمان آمده بودم و به‌ خاطر درگیری با رهبر ارکستر اخراج شده بودم. آن زمان هم مثل الان همه ‌چیز باندی بو! بعد از اخراج از ارکستر، از هنرستان و دانشگاه هم بیرونم کردند. بنابراین یک آدم تحصیل ‌کرده بیکار شدم. از خانواده ‌ام هم بیرون آمده بودم و می‌ خواستم ازدواج کنم. همسرم در همان ارکستر نوازندگی می ‌کرد. خلاصه برای امرارمعاش خیلی کارها کردم. در فیلم ابوائیست هم که به ‌تازگی براساس زندگی من ساخته شده، توضیح داده ‌ام. مسافرکشی می‌ کردم. مدتی در ماشینم می‌ خوابیدم، چون جایی نداشتم. روی برگشت به خانه را هم نداشتم. کمی همسرم کمک می‌ کرد. البته آن زمان هنوز همسرم نبود؛ مثلا دو‌هزار تومان حقوق می‌ گرفت و کمی به من پول می‌داد و من از این راه پول درمی ‌آوردم. در میدان امام‌ حسین از طریق خانم نقاشی که می‌ شناختم اتاقی اجاره کرده بودم؛ از همان خانه‌ های قمرخانم که دورتادور، اتاق است و یک دستشویی در حیاط دارند. یکی، دو ماه در این خانه زندگی کردم. تصمیم گرفته بودم به آلمان برگردم. از طرفی با همسرم آشنا و درگیر شده بودم. تصمیم‌های عجیب‌ وغریبی گرفتم. زمانی که ماشینم خراب شده بود و بی‌ هدف راه می‌ رفتم، دیدم جلو کانون پرورش فکری کودکان هستم. رئیس کانون احمدرضا احمدی بود که با پدرم و خودم رفاقت داشت. به دیدن ایشان رفتم. گفت چرا قیافه ‌ات این‌ طور شده؟ گفتم مشکل دارم و پولی برای زندگی ندارم. روی میزش دو، سه کاست بود. گفت یکی از اینها را بردار و آهنگ بساز. گفتم من جایی برای خوابیدن ندارم و وسیله ‌ای هم برای نواختن ندارم. گفت ساعت چهار دنبالم بیا. قبول کردم. با هم به تخت طاووس آن زمان نرسیده به بزرگراه رفتیم، چند دقیقه در ماشینم منتظرش ماندم و ایشان به آن ‌سوی خیابان رفت و بعد از دقایقی برگشت. روبه‌ روی پارک ساعی رستورانی بود که ساعت چهار، پنج برای خوردن ناهار رفتیم. حدود پنج و شش عصر بود که خواست او را به منزلش در قیطریه برسانم. از من درخواست کرد به منزلش بروم. چای درست کرد. کاراکتر خیلی جالبی بود. ادای چند نفر از آدم‌های معروف را درمی ‌آورد و برای من خیلی جالب بود. تا اینکه سه‌، چهار نفر پیانویی را به منزلش آوردند. فهمیدم زمانی که منتظرش بودم و به آن‌ سوی خیابان رفته بود پیانو یاماها خریده بود. پیانو را در یک اتاق گذاشت و به من گفت برو کار کن.»

اما اولین فعالیت حرفه ای «مجید انتظامی»، ساخت آهنگ روی صدا و اشعار جاودانه «فروغ فرخزاد» بود. سازنده موسیقی فیلم «از کرخه تا راین» در این باره می گوید: «اولین کاری که برداشته بودم روی اشعار فروغ فرخزاد بود. کاری که انجام دادم، مقبول واقع شد و مدام می‌ پرسیدند این کار را چه کسی انجام داده. چون کاملا متفاوت از موزیک‌های آن زمان بود. موزیک ‌های آن‌ موقع همه شاد و ریتمیک بودند و خواننده‌ها می‌ خواندند. یکهو یک موسیقی غمگین با نت‌ های کشیده و صدای فروغ فرخزاد خیلی اثرگذار شده بود و مسئولان آن زمان که این محل را می‌ گرداندند خیلی خوششان آمده بود و خواسته بودند بیشتر کار کنم.»
 

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/4131/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو