کشف فرمول پُرسود سینمای ایران در جهان تفکری که «همه چی آرومه»

به کجا می روید «قربان»؟!

به کجا می روید «قربان»؟!
calendar چهارشنبه 08 شهريور 1396 در 08:09
آینه نیوز: در مسیر جدید سینمای مبتنی بر پولِ بیشتر نه تنها مشکلی از بابت «فیلمنامه» از مرحله بارداری تا باروری رخ نمی دهد، بلکه اصلا نقاهتی هم وجود نخواهد داشت، چرا که «نوزاد فیلمفارسی» به راحتی هر چه تمام تر متولد خواهد شد. روش فیلمبرداری در مسیر تازه کشف شده هم به همان راحتی زایمان در مرحله فیلمنامه نویسی است، چنان که می توان دوربین را در نقطه ای کاشت و یا آن را به دست رهگذری داد و به همراه کودک دلبند در کنار سواحل بمبئی، قدم زد و به افق های رسیدن به پولِ بیشتر فکر کرد. البته می توان نقاطی دیگر همچون برزیل را هم برای چنین گردشی انتخاب کرد و در کنار سواحل زیبایش که به گواه شاهدان یکی از دیدنی ترین نقاط جهان است، حمام آفتاب به پا کرد..

سرویس سینمایی «آینه نیوز»-مرتضی اسماعیل دوست: «قربان محمدپور»؛ نویسنده دیروز و فیلمساز امروزِ آثار سطحی سینما، آسِ جدید خود را هم معرفی کرد؛ «گلشیفته فراهانی». این کارگردان شمالی بعد از هماهنگی رسانه ای جهت مانور تبلیغاتی روی نام «شادمهر عقیلی»، گامی بیشتر برداشته و ادعاهای مضحکانه ای را هم به میان کشیده است. او در گفت و گویش با «هنر آنلاین»، هم سخن از دولت «تدبیر و امید» می زند و هم پای رهبری را با موضوع «جذب حداکثری» به میان می کشد و این دوخت و دوز فکر شده در راستای راهی شدن در مسیر تازه تری از سینمای ایران است.

«قربان محمدپور» در گفت و گویش از لزوم توجه به ستاره های جوان سینمای ایران گفته و نام 2 بازیگر خارج نشین را به میان می آورد. این در حالی است که این همه ریسمان بافتن های قربان جان! در راستای راهی برای به جیب زدن پول قلمبه است و باقی همه بهانه می باشد! بازی تبلیغاتی نویسنده «قلقلک» و مشاوران رسانه ای اش در جهت نام بردن از افرادی که شرایط حضورشان در آثار داخلی از کمترین امکان برای تبدیل شدن به واقعیت برخوردار است، در راستای بازارگرمی است و «هیاهوی پیش از سوت آغاز مسابقه» به حساب می آید، چنان که همین خبر نیم بند به سرعت و با شعف بسیار در بسیاری از رسانه ها و حتی خبرگزاری ها بازتاب یافت و این اتفاق رخ داده همان خواسته فیلمساز و همراهانش می باشد.

به گزارش «آینه نیوز»، اطلاق عنوان «ستاره بازیگری» به «شادمهر عقیلی» از زبان «قربان محمدپور» در مصاحبه اخیرش بیشتر از فیلم های سطحی «قربان»، مضحکانه می نماید، چرا که «شادمهر» بعد از 2 بار حضور در مقابل دوربین های شلخته و فیلمفارسی وار خسرو معصومی و سعید سهیلی نه تنها بازیگرِ ستاره محسوب نمی شود، بلکه در این عرصه نقطه ای هم به شمار نمی آید و این هنرمند پُرطرفدار تنها تنظیم کننده قابلی در موسیقی بوده و به لحاظ فنی، «خواننده» هم محسوب نمی شود چنان که خود نیز سال ها پیش طی مصاحبه ای به شش دانگ نبودن صدایش اشاره داشت. پس ایجاد هیاهو مبنی بر حضور «شادمهر» که وی را به جایگاهی بالاتر از «رابرت دنیرو» در رسانه ها رسانده است، راهی برای گام نهادن در مسیری طرح ریزی شده می باشد.

در واقع ریشه این روش اتخاذ شده از سوی «قربان محمدپور» در بینشی است که وی در مسیر کاری اش در پیش گرفته است و از این رو «قربان» برخلاف تصور، باهوش تر از «حسین فرح بخش» در اتخاذ تاکتیک «چگونگی پول به جیب زدن در سینما» است. «فرح بخش»ی که هنوز با سبک دهه شصت- همانند تیتراژ ابتدای فیلم «پا توکفش من نکن» که به سبک تدوین مجالس عروسی در گذشته ساخته شد- می خواهد در سینما پول پارو کند و با وجود همه تمهیدات رسانه ای در تازه ترین فیلمش شکست سختی از مخاطب خورد، چرا که با وجود همه ابتذال نهفته در فرم «پا تو کفش من نکن»، در استراتژی اشتباه تهیه کننده ی جنجالی سینما، راه تصاحب گیشه تنها از مسیر بازسازی نسخه های فیلمفارسی و به میدان کشیدن قصه های نامتعارف از روابطی خط قرمزی حک شده بود، غافل از این که شبکه های ماهواره ای پیشتر به راحتی چنین کاری را در قالب سریال انجام داده بودند و امروز نیاز به وجود مُهره های دیگری در صفحه شطرنج است.

«قربان» که در کلاس های دانشگاه هم به دنبال زیر و رو کردن ایده ها جهت نوشتن قصه هایی جذاب بود- به گفته خودش- بعد از چند سال گشت و گذار بیهوده در فیلمنامه نویسی، راهش را با «سلام بمبئی» پیدا کرد. روش گمشده خیلی ساده بود. «به کارگیری چهره هایی متفاوت»، برگ برنده «قربان محمدپور» می توانست باشد؛ نه از آن چهره هایی که «علی عطشانی» به شکلی نامناسب به «نقش نگار» در آورده بود و یا ستاره هایی که به عنوان حربه تبلیغاتی تنها از آن ها نام می برد! برگ رو شده توسط «قربان»، از سرزمین آشنای فیلمفارسی می آمد اما رنگ و رویی مدرن داشت و این برای مخاطب ایرانی که یک سرش هنوز به سنت خوش است و سری دیگر رو به مدرنیته دارد، بهترین گزینه می تواند باشد؛ «عشق پسری ایرانی به دختری هندی در بمبئی».

پس مسیر تازه ای برای شکوفایی سینمای مبتنی بر «گیشه» رقم خورد، توسط سینماگری که کمتر کسی فکرش را می کرد و «قربان محمدپور» در میان همه بسازبفروش هایی که یک عمر در این مسیر پیراهن ها پاره کرده بودند، شیمی جدیدش را طی فعل و انفعالاتی موفقیت آمیز به اجرا درآورد تا رکوردی تازه در سینمای ایران رقم بخورد. در کیمیای تازه یافت شده برای فروش بیشتر دیگر نه تنها فرم و ساختار سینمایی یک شوخی بچه گانه به حساب می آید بلکه اصولا قصه هم به مقدار کمی اهمیت دارد و مهم ترین ماده ترکیب شده در معجون فروش را باید در انتخاب «مُهره ها» یافت و این روش جدید حتی در زمین تئاتر هم جواب خواهد داد و داده است.

 می توان دیگر هیچ نگرانی درباره فیلمنامه نداشت و حتی ایده ای را از جایی کِش رفت و بعد چهره های مورد نظر را لباسی جذاب پوشاند و جلوی دوربین برد. در این میان می توان جهت جذب بیشتر مخاطبانی از طیف های متنوع سیاسی به سراغ چند آقازاده رفت و کمی سر به سرشان گذاشت و چند جمله مردمی در وصف عشق و میهن و خانواده و... به شعار درآورد و آن گاه مشکل اخذ مجوز قانونی و نیز رفع مخاطرات ناشی از گلایه برخی دل های نگران هم حل خواهد شد. وجود عنصر مهمی چون «گلزار» و یا «عطاران» هم در ساختار محصول الزامی است و تنها حضور صرف دوستان کفایت می کند و نیازی نیست که «ستاره ها» فعالیتی از خود در چرخه تولید صورت دهند.

در مسیر جدید سینمای مبتنی بر پولِ بیشتر نه تنها مشکلی از بابت «فیلمنامه» از مرحله بارداری تا باروری رخ نمی دهد، بلکه اصلا نقاهتی هم وجود نخواهد داشت، چرا که «نوزاد فیلمفارسی» به راحتی هر چه تمام تر متولد خواهد شد. روش فیلمبرداری در مسیر تازه کشف شده هم به همان راحتی زایمان در مرحله فیلمنامه نویسی است، چنان که می توان دوربین را در نقطه ای کاشت و یا آن را به دست رهگذری داد و به همراه کودک دلبند در کنار سواحل بمبئی، قدم زد و به افق های رسیدن به پولِ بیشتر فکر کرد. البته می توان نقاطی دیگر همچون برزیل را هم برای چنین گردشی انتخاب کرد و در کنار سواحل زیبایش که به گواه شاهدان یکی از دیدنی ترین نقاط جهان است، حمام آفتاب به پا کرد و یا در کنار همسر عکس یادگاری گرفت. مساله مهم کشف فرمول ها است و فرقی ندارد که «قربان محمدپور» مجری اش باشد و یا «منوچهر هادی». چرا که به طور حتم از چنین فرمول امتحان پس داده ای در سال های آینده باز هم به تکرار استفاده خواهد شد. در این مسیر، «هنر»؛ موجود بدشکل و نفرت برانگیزی است که از سویی تعبیر به این می شود که دشمن «سرگرمی» است و از سویی دیگر ماده تلخ و منزجره کننده ای چون «اندیشه» دارد که به هیچ وجه قابل تحمل برای مخاطب نخواهد بود، پس بهتر است هیچ گاه پای به جهانِ زیست نگذارد و حتی یادی هم از درگذشتگانی که روزگاری چنین عنوانی داشتند، در زبان ها جاری نگردد!

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/3678/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو