گفت و گوی «آینه نیوز» با مجید رحیمی جعفری و علی اتحاد، کارگردان های نمایش «بانویی از اسلو»

شیوه های مختلفی که برای نمایشی نوآر فکر شد/از فیلم های تارانتینو و رودریگز و نوآرهای ماندگار الهام گرفته شد/محدودیت های بسیاری در سالن های تئاتر داریم/ متن ها تنها بهانه هستند

شیوه های مختلفی که برای نمایشی نوآر فکر شد/از فیلم های تارانتینو و رودریگز و نوآرهای ماندگار الهام گرفته شد/محدودیت های بسیاری در سالن های تئاتر داریم/ متن ها تنها بهانه هستند
calendar سه شنبه 17 مرداد 1396 در 11:55
آینه نیوز: این شب ها نمایش «بانویی از اسلو» در سالن حافظ به اجرا درمی آید. نمایشی که ملهم از متن «خانه عروسک» هنریک ایبسن بوده و نامی برگرفته از فیلم «بانویی از شانگهای» اورسن ولز دارد و با فضای اجرا در راستای ژانر نوآر به صحنه می رود.

سرویس تئاتر «آینه نیوز»-مرتضی اسماعیل دوست: این شب ها نمایش «بانویی از اسلو» در سالن حافظ به اجرا درمی آید. نمایشی که ملهم از متن «خانه عروسک» هنریک ایبسن بوده و نامی برگرفته از فیلم «بانویی از شانگهای» اورسن ولز دارد و با فضای اجرا در راستای ژانر نوآر به صحنه می رود. در گفت و گوی «آینه نیوز» با مجید رحیمی جعفری و علی اتحاد، کارگردان های نمایش «بانویی از اسلو» که در روزهای پرتلاطم کاری آن ها و در دفترشان انجام شد، جدا از صحبت درباره چگونگی شکل گیری نمایش «بانویی از اسلو»، امکان اجرایی ساختن ژانر نوآر و نئونوآر در بستر تئاتر ایران، مورد نگاهی فنی قرار گرفت و نامی از چند فیلم این ژانر دوست داشتنی برده شد. مجید رحیمی جعفری، دانشجوی دکترای تئاتر دانشگاه تهران و علی اتحاد، پژوهشگر حکمت و فرهنگ ایران و هنرمند هنرهای اجرایی می باشد که در شهرهای مختلف جهان نمایشگاه هایی را برگزار کرده است.

تمرین تان را هم که می دیدم برایم جالب بود که چگونه در یک ترکیب قرار می گیرید! در ابتدا درباره همکاری مشترک تان بگویید، چرا که معمولا در ایران کمتر چنین تعاملی شکل می گیرد!

علی اتحاد: تعامل کاری ما در راستای فعالیت حرفه ای یک کمپانی است. من در گذشته بیشتر به عنوان پرفورمنس آرتیست و ویژوال آرتیست در حوزه هنرهای دیداری کار می کردم و در اولین همکاری مشترک، مجید به من در تولید یک اینستالیشن آرت کمک کرد و بعد هم نمایش «مرثیه برای کتاب سوزی ها» را کار کردیم. سال گذشته هم تلاش کردیم کاری را به صحنه بیاوریم که به دلایلی انجام نشد. زمستان سال گذشته باز هم تصمیم گرفتیم پروژه «خانه بوشاسپ دراز دست» را کار کنیم که تا مرحله اجرا رفتیم و بعد هم می دانید که چه اتفاقاتی افتاد و اجرایش منتفی شد و در همان دوران مجید براساس نمایشنامه «خانه عروسک» ایبسن طرحی را پیشنهاد کرد و برای اجرایش به تفاهم رسیدیم.

رحیمی جعفری: در زمینه نوع همکاری هم تابع رفتار مشخصی نیستیم و هر کسی پیشنهادی به ذهنش برسد را منتقل می کند و هدف ما ارائه بهترین اجرا است و بعد از چند همکاری مشترک دیگر به نگاه همدیگر آشنایی داریم.

شما پیشتر براساس نمایشنامه «خانه عروسک»، اقتباسی را برای جواد مولانیا انجام داده بودید. نمایشنامه «بانویی از اسلو» چه تفاوت ها و چه اشتراکاتی با آن نمایشنامه دارد؟ و فکر می کنید «خانه عروسک» قابلیت این را دارد که از مناظر گوناگون بتوان به آن ورود یافت؟

رحیمی جعفری: آن نمایشنامه را براساس علاقه و پیشنهاد جواد مولانیا نوشتم که اجرا شد. متن اییسن قابلیت نگاهی دوباره را به نویسنده می دهد و وقتی به سراغ نوشتن نمایشنامه «بانویی از اسلو» رفتم، براساس اندوخته ذهنی خودم از متن اییسن، سعی کردم طرح ها و تصورات خودم را در نمایشنامه جدید پیاده کنم، به همین دلیل عنوان کردیم که «بانویی از اسلو» برداشتی از «خانه عروسک» است. در آن زمان به دلیل آشنایی جواد مولانیا با زبان آلمانی، ردپایی از ریشه های متن را بیرون کشیدیم و مقالات متعددی را از متن آلمانی با کمک بچه ها ترجمه کردیم و سعی کردیم بیشتر از نمایشنامه ایبسن بدانیم که در کار جدید هم به کمک مان آمد.

نمایشنامه اییسن در ادبیات نمایشی مدرن از جایگاه والایی برخوردار است و دگردیسی انسان در جهان جدید، مورد اشاره نویسنده در متن «خانه عروسک» قرار گرفته است. در «بانویی از اسلو» چه برداشت هایی از نگاه ایبسن برایت مهم بود که آن را سعی کردی برجسته کنی؟

رحیمی جعفری: روش نوشتن من این گونه است که فصل هایی از متن اصلی را که بیشتر جذبم می کند از داخل نمایشنامه بیرون می کشم و روی آن بخش براساس ذهنیات خودم کار می کنم. از این جهت تعاریفی را که از نمایشنامه ایبسن داشتی، در نمایشنامه «بانویی از اسلو» هم می توان یافت، اما با توجه به برداشت آزادی که از متن اصلی انجام دادم، نمی توانیم بگوییم با متنی وفادارانه به ایبسن مواجه ایم. در واقع مساله مهم برایم به طرح درآوردن تصورات خودم در نمایشنامه است. یک حساسیت هایی درباره این متن مهم و قابل تقدیس ایبسن وجود دارد که من تنها برداشتی از آن را برای «بانویی از اسلو» استفاده کردم. از طرفی جهان نمایش ما در جهان امروز و در سال 2017 اتفاق می افتد و از این جهت هم تابع تفاوت های این فاصله زمانی است. معمولا آثاری که از نمایشنامه اییسن به اجرا درآمد، اقتباسی وفادارانه بوده است و از این جهت مخاطبی که «بانویی از اسلو» را می بیند با نگاه متفاوتی مواجه می شود و امیدوارم مورد توجه شان قرار بگیرد.

در واقع آن چه که برداشت کرده ام این است که متن اییسن و یا هر نویسنده دیگر بهانه ای برای به بازی کشیده شدن ذهنت و اجرای رویاهایت می باشد.

رحیمی جعفری: بله، دقیقا همین است. بهانه ها می تواند متن اییسن و یا شکسپیر و یا هر نویسنده دیگری باشد. مهم چالشی است که در من و اعضای گروه برای اجرای اثری متفاوت و در عین حال هنرمندانه ایجاد می شود.

علی اتحاد: متنی که مجید نوشته است تفاوت هایی با «خانه عروسک» دارد، مثلا برخلاف آن نمایشنامه، در «بانویی از اسلو» جنایتی رقم می خورد یا کاراکتر «کریستین» در نمایشنامه ایبسن فرعی است اما در نمایش ما برجسته شده و جای یکی از مهم ترین مولفه های فیلم نوآر را گرفته است.

نمایشنامه «خانه عروسک» به دلیل رمزواره بودنش موجب بروز تمایل تان برای حرکت در مسیر نوآر و نئونوآر شد؟

رحیمی جعفری: من علاقه خیلی خاصی به ژانر نوآر دارم و قبلا هم یک نمایشنامه در این فضا براساس اقتباس از «غرامت مضاعف» انجام دادم. در نمایش «بانویی از اسلو» از فیلم های تارانتینو و رودریگز به خصوص Sin City و نوآرهای ماندگار الهام گرفته شد.

علی اتحاد: اصولا هر قصه ای که یکسری مولفه های نوآر و نئونوآر اعم از داشتن رازی در داستان و جستجو برای گشودن آن رمز و در نهایت جنایت را داشته باشد، می تواند در این فضا اجرا شود.

اما متن نوآر به دلیل ویژگی های خاص اجرایی دشواری هایی را به همراه دارد. از این منظر که به دلیل امکانات محدود سالن های تئاتر در ایران و عدم برخورداری از فضای مناسب برای اجرای نور و سایه، بخش مهمی از وجوه اثر امکان نمایش در شمایل نوآر را نمی یابد و چند تجربه این چنینی را در گذشته شاهد بودیم که تنها عنوان نوآر در خود داشت!

رحیمی جعفری: من فکر می کردم در تئاتر بهتر از سینما می شود نوآر را اجرا کرد، اگر چه به قول شما محدودیت های بسیاری داریم و ناچاریم براساس همین شرایط کار کنیم. من در متن همه سعی ام را برای به کار بردن مولفه های نوآر انجام دادم اما در اجرا دست مان بسته است، مثلا من دوست داشتم در صحنه ای باران داشته باشیم اما اگر بخواهیم باران ساز بخریم، هزینه بالایی را می طلبد.

علی اتحاد: جدا از بحث هزینه، سالن حافظ هم اجازه اش را نمی دهد!

رحیمی جعفری: اما همیشه آلترناتیوهایی وجود دارد، مثلا اگر باران ساز نداریم می توانیم از آب پاش هایی استفاده کنیم که هزینه اش پایین است، البته براساس اتفاقی که در گذشته در سالن حافظ افتاده است به ما اجازه ندادند از طبقه بالا استفاده کنیم و به جایش برف ساز آوردیم و امیدواریم در جهت اجرایمان کمک کند. از طرفی ما تلاش داشتیم که نورها به سمت تخت شدن برود.

عناصر نور در شکل اجرای نوآر نقش برجسته ای دارد!

رحیمی جعفری: اگر بخواهیم همانند فیلم «آلفاویل» گدار که یکی از تخت ترین تصاویر در نوآر است، عمل کنیم نورها باید کمی پایین تر بیاید و در این حالت به چشم تماشاگر تئاتر می خورد، پس از این بابت هم معذوریت هایی وجود دارد. با این حال ما همه تلاش خود را برای اجرای اثری متفاوت به کار بردیم و امیدوارم مخاطبان از نمایش «بانویی از اسلو» استقبال کنند.

علی اتحاد: اصلا در صحنه نمایش که کف تیره رنگی دارد، نمی توان سایه ها را که عنصری مهم در نوآر است به درستی ایجاد کرد. اگر چه می توان سایه تعریف کرد اما دیگر شرایط سایه پُرکنتراستی که هراس آور در ژانر نوآر است را در خود ندارد. یا این که یکی از عناصر مهم سینمای نوآر، low angle بودن دوربین می باشد که همیشه از سطح چشم بازیگر پایین تر است اما چون سالن حافظ 3 سویه است، محدودیت هایی را ایجاد می کند.

امکان اجرا در سالن های دیگر نمایشی وجود نداشت تا به لحاظ تفاوت در فضا، شکل و شیب سالن بتوان به اجرایی نزدیک تر در نوآر رسید؟

رحیمی جعفری: در نهایت شرایط به سمتی رفت که این سالن را انتخاب کردیم. اما درباره نکته شما باید بگویم که علی اتحاد یک پیشنهادی را مطرح کرده بود که برمبنای رسیدن به زاویه دوربین در سینمای نوآر بود و می خواستیم ریلی را به کار ببریم که بازیگران روی آن ریل قرار بگیرند و هر کجا صحنه تغییر داشته باشد، ریل هم حرکت کند. در واقع اتاقکی تعبیه می شد تا تماشاگر از منظر بالا به صحنه نگاه کند. این شرایط تعیین شده بود و به طرح خوبی رسیده بودیم اما در نزدیکی اجرا به ما خبر دادند که به دلیل اجرای دیگری که قرار است قبل از نمایش ما در سالن حافظ انجام شود، عملا شرایطی برای این نوع اجرای صحنه ای نخواهیم داشت!

علی اتحاد: اصلا یکی از مشکلات اساسی تئاتر ایران همین است که بخش مهمی از ایده های کارگردانی که به واسطه فضاسازی در صحنه اتفاق می افتد، از تئاتر ما حذف شده است.

به همین دلیل اتفاق ویژه ای را در شکل طراحی صحنه و نوع میزانسن و اجرای کارگردانی شاهد نیستیم و بسیاری از نمایش هایی که مشاهده می کنیم، به لحاظ اجرایی مشابه دیگری است و در واقع اجراهای روی صحنه همانند یک دورهمی نمایشی شده و تنها اجرایی شدن متن نمایشنامه مدنظر قرار می گیرد!

علی اتحاد: بله، مثالی برایتان می زنم. من حدود یک سال و نیم پیش متنی اسطوره ای و با نگاهی خیال پردارانه نوشتم که من و مجید خیلی دوست داریم آن را اجرا کنیم. اما اولین شرط اجرایش این است که کف سالن نمایش، شن باشد و به دلیل این که هیچ سالنی نیست که تک اجرا برود هیچ توفیقی برای اجرایش به دست نیاوردیم. این مساله که اشاره کردید یکی از بحران های تئاتر است که به جز چند سالن محدود مانند تالار وحدت و تئاتر شهر نمی توان طراحی صحنه خاصی را به اجرا درآورد.

در حالی که رشد قارچ گونه سالن های خصوصی در سال های اخیر می توانست نوید اتفاقی تازه در صحنه تئاتر کشور باشد!

علی اتحاد: حتی در گذشته شرایط بهتری وجود داشت و در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 شمسی بهترین اجراها را شاهد بودیم. مثلا اگر از نمایش «یک دقیقه سکوت» یعقوبی که در آن دهه اجرا شد بخواهیم دکور آئینه 45 درجه مورب را حذف کنیم، بخش مهمی از اجرا از بین می رفت.

رحیمی جعفری: متاسفانه شرایط بغرنجی وجود دارد و باید به نحوی با آن کنار آمد. اتفاق نامبارکی که می گویید براساس شرایط سالن های خصوصی رقم خورده است که چند اجرا در یک سالن اتفاق می افتد و سالن های خصوصی موجب شدند که سالن های دولتی هم دنباله رو چنین شرایطی شوند. از این جهت بسیاری از طراحی های مورد نظر کارگردان در تئاتر ما قابل اجرا نیست و تنها می توان با همین شرایط کنار آمد و به نوعی رفع و رجوع کرد.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/3381/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو