گفت و گوی «آینه نیوز» با هادی مرزبان بازیگر و کارگردان پیشکسوت تئاتر

هویت ایرانی خود را فراموش کرده ایم

هویت ایرانی خود را فراموش کرده ایم
calendar دوشنبه 21 فروردين 1396 در 12:05
یکی از مهم ترین مشکلات موجود را در شرایط تدریس دروس هنرهای نمایشی در دانشگاه ها می دانم که تنها مُبلغ آثار خارجی شده اند! نگاه یک جوان از تدریس آن استادش در دانشگاه شکل گرفته که آن سوی آب رفته و اولین کاری که می کند این است که شناسنامه خود را پاره می کند!

سرویس تئاتر «آینه نیوز»- مرتضی اسماعیل دوست: همراه با روز جهانی «تئاتر فجر» در «آینه نیوز» هستیم و نگاهمان را سوق می دهیم به سمت بازیگر و کارگردان پیشکسوتی که از نسل فارغ التحصیلان به نام «دانشکده هنرهای زیبای تهران» در دهه 50 شمسی است و با نیم قرن نقش آفرینی در عرصه هنرهای نمایشی می تواند گزینه ای مهم و متفاوت برای نگریستن به فضای تئاتر کشور باشد. هادی مرزبان که در عمده آثار خود در حوزه کارگردانی تئاتر، علاقمند از به صحنه درآوردن متون نمایشی ایران است از «پلکان» تا «خانمچه و مهتابی» با اکبر رادی آمد و تیرماه امسال هم «بنگاه تئاترال» به نویسندگی علی نصیریان را در سنگلج به صحنه خواهد آورد. گفت و گویم با هادی مرزبان، بازیگر آثار تئاتر و تلویزیون کشور به بهانه «روز تئاتر» پیش رویتان قرار دارد.

در آستانه سال نو و روز تئاتر، شرایط هنرهای نمایشی در کشورمان از نگاه شما با پیشینه ای بسیار چگونه است؟
آن چیزی که من در سال های اخیر از فعالیت هنرمندان تئاتری می بینم همراه با تلاش های خوبی است و به نظرم با توجه به شرایط موجود هنرمندان ما دارند ایثار می کنند و از هیچ چیز، همه چیز می سازند. البته اخیرا نویدهایی برای توسعه هنرهای نمایشی از سوی مسئولان شنیدیم و دولتمردان نوید افزایش بودجه تئاتر را داده اند که باید منتظر بود و دید در سال جدید چه اتفاقاتی از بابت عملی شدن این قول ها خواهد افتاد که اگر امکانات و بودجه ی وعده داده شده عملی شود، فکر می کنم تئاتر ما یک تکان اساسی خواهد خورد. چون به نظرم در هنرهای نمایشی هیچ کمبودی به لحاظ نیروی کار و افراد خلاق نداریم و تنها کمبودهایمان در زمینه مالی است.
اما اگر در هر مجموعه ای، هر میزان بودجه بدون وجود برنامه و درایت لازم تزریق شود هم به نتیجه ای راهگشا نخواهد انجامید!
مشکلاتی وجود دارد و قبول دارم که یکسری از مدیران فرهنگی ما این کاره نیستند و در همه جا رابطه ها و مسائل سیاسی وجود دارد و فرهنگ و هنر ما را نیز همیشه دستخوش مشکلاتی می کند. افرادی که از هنر چیزی نمی دانند و تنها برای اشغال سمتی آمدند. البته من اعتقاد دارم مدیران فرهنگی امروز همچون آقایان شفیعی و مرادخانی واقعا افرادی هستند که خیلی به جا انتخاب شدند و خودشان اهل دردند. اما گاهی مشکلاتی در حوزه تئاتر می بینیم، مثلا به اتفاقی که اخیرا برای خودم پیش آمد اشاره می کنم که دلیلش از عدم برنامه ریزی در تئاتر کشور بوده است. بنیاد رودکی در روزهای نزدیک به سال 96 از من برای اجرای کاری در تالار وحدت دعوت کرد و من علاقمند بودم کار بزرگی را که سال ها آرزو داشتم در آن جا روی صحنه ببرم. همه چیز برنامه ریزی شد و تفاهم نامه ای برای اجرای نمایش در تیرماه 96 نوشتیم اما چند روز بعد آقای صفی پور؛ مدیر عامل بنیاد رودکی به من گفت که باید در خردادماه اجرا داشته باشم و ناگهان همه چیز به هم خورد. چون خرداد ماه تعطیلات زیادی داریم و ماه رمضان است و آمار مخاطبان پایین می آید. این مثال را خدمت تان گفتم تا ببینید چقدر اوضاع برنامه ریزی مان در تئاتر خراب است!

این عدم برنامه ریزی و بی نظمی ها موجب اجحاف در حق بسیاری از گروه های نمایشی شده است. راهگشای تغییر چنین شرایطی چیست؟
دقیقا همین بی نظمی ها به ما ضربه می زند و سال ها است که اوضاع همین است. به همین دلیل خدمت تان عرض کردم که بچه های تئاتر دارند ایثار می کنند. مدیر رودکی خیلی راحت به چشمم نگاه می کند و می گوید اشکالی ندارد و سال دیگر می توانید اجرا کنید! به او گفتم من با شما شوخی دارم یا شما با من شوخی دارید؟! اصلا درک نمی کنند این به هم ریختگی فضای فکری هنرمندان و بچه هایی که سردرگم بی برنامگی آن ها شدند! من هم در نهایت عطای چنین همکاری را به لقایش بخشیدم.
عدم وجود نظم در گستره همه فعالیت های ما معضلی اساسی است و همچون زنجیره ای به عدم مدیریت لازم در سطوح مختلف برمی گردد. مثلا مدیر بنیاد فرهنگی هنری رودکی که با حکم وزیر ارشاد انتخاب می شود، به قول شما چرا باید بی برنامه عمل کند!
برخی مدیران تابع هیچ جایی نمی شوند و تنها می خواهند نظر خودشان را اجرا کنند. در مرکز هنرهای نمایشی این مسائل وجود ندارد و آقای شفیعی درد تئاتری ها را می داند. اما دلم از برخی افرادی که بیخودی وارد عرصه هنر شدند خیلی پُر است و نمی خواهم در این روزهای خوب، حرف های بد بزنم!

شما از نسل کارکشته تئاتر هستید و دوره های مختلف مدیران را به تمامی لمس کردید. به صراحت بگویید در سال های اخیر چه به لحاظ مدیریتی و چه از جهت سطح کیفی آثار شرایطی رو به جلو پیموده ایم و یا نسبت به دهه های پیش پسرفت داشته ایم؟
من واقعیتش را می گویم و از شما می خواهم عین حرف های مرا منعکس کنید.
حتما وفادار به گفته های شما خواهم بود.
به نظرم در مجموع از بابت سطح کیفی آثار و ورود هنرمندان جوان و خلاق نسبت به دوران گذشته پیشرفت کردیم. البته نمی گویم همه کارها فوق العاده است و نمی توان هیچ ایرادی پیدا کرد! چرا که اگر در سال تنها 3،2 اثر درجه یک تئاتری روی صحنه ببینیم که هم کیفیت خوبی دارند و هم توانستند تماشاگر خود را پیدا کنند نمی شود گفت همه چیز درست است و این تعداد برای ما خیلی کم است و انتظار داریم با توجه به افزایش نخبه های ما در هنرهای نمایشی تعداد آثارِ خیلی خوب بیشتر از این شود. دلیل این که تعداد آثار خوب به اندازه استعداد بچه ها نیست، یکی کمبود بودجه تئاتر و دیگری وجود بی نظمی هایی است که روحیه هنرمندان را خراب می کند. تازه اوضاع من که موهایم در این راه سپید شده است این گونه شده که باید دنبال سالن جدید برای اجرای نمایش مورد علاقه ام باشم. البته من که بیکار نمی نشینم و تا عمر دارم کارم این است. مدیرانی که با من پیرمرد این برخورد را دارند باید دید که با فلان جوان چه می کنند! ما خاک خورده تئاتر هستیم و با هر شرایطی ادامه می دهیم و من در تیر و مردادماه امسال در سنگلج، اثری دیگری به قلم آقای نصیریان را اجرا خواهم کرد.

شما از جمله کارگردان هایی هستید که علاقمند به اجرای نمایشنامه های ایرانی به جای متون خارجی هستید. دلیلش چیست؟
ببینید، من همیشه تازگی و زیبایی خاصی در نمایشنامه های ایرانی و به خصوص آثار اکبر رادی احساس می کنم که جای دیگری نمی بینم. به نظرم دلایل مختلفی به شکل زنجیروار وجود دارد که برخی ها نمی خواهند نمایشنامه های ایرانی را به صحنه ببرند. یکی از مهم ترین مشکلات موجود را در شرایط تدریس دروس هنرهای نمایشی در دانشگاه ها می دانم که تنها مُبلغ آثار خارجی شده اند! برخی خیال می کنند تنها مرغ همسایه غاز است! بازیگری جوان سر کارم می آید و اصلا درام نویسان ایرانی را قبول ندارد! نگاه این جوان از تدریس آن استادش در دانشگاه شکل گرفته که آن سوی آب رفته و اولین کاری که می کند این است که شناسنامه خود را پاره می کند! آن ها هویت خود را دور می ریزند و نتیجه این می شود که وقتی برمی گردند به مملکت شروع می کنند به تغییر ذائقه و تفکر بچه هایی که فکر می کنند حرف های آن استاد دیگر وحی منزل است.
البته نمی توان ارزش نمایشنامه های گرانقدری را که تفکری والاتر از محدوده ای جغرافیایی دارند، کتمان کرد!
من که باشم تا بگویم همه نمایشنامه های خارجی بد هستند؟! اصلا تئاتر، هنری وارداتی است و نمی توان این را فراموش کرد. اما شما وقتی فرم «کاتاکالی» را نگاه می کنید می بینید هر چقدر هم از جاهای دیگر وام گرفته باشد اما باز ریشه و هویت هندی خود را دارد. تئاتر «کابوکی» ژاپن متعلق به آن کشور است. اما ما همه چیز یادمان رفته است! آن استادی که به بچه هایمان می گوید ما اصلا درام نویس و ماخذ ایرانی نداریم، شناختی از فرهنگ و ادب و هنر ما ندارد و حافظ و سعدی و عین ‌القضات همدانی و ابوسعید ابوالخیر را نمی شناسد. از میان همین داشته ها می توانیم کلی ایده برای نمایش ایرانی در بیاوریم. من 2 سال پیش برای روز بزرگداشت بیهقی به سبزوار دعوت شده بودم و در آن دوران در تاریخ بیهقی، 43 مورد درآوردم که می توان براساس آن نمایشنامه نوشت. اصلا زندگی بیهقی خودش درام دارد. ما تعزیه و تخت حوضی در این مملکت داشتیم اما توجه نمی کنیم و هویت ایرانی خود را فراموش کرده ایم. ما در دانشگاه مجبوریم ادیسه و ایلیاد بخوانیم اما به شاهنامه فردوسی هیچ توجهی نمی شود!
پس فکر می کنید یکی از مشکلات موجود، عدم توجه هنرمندان تئاتر به متون و فرم ایرانی در آثارشان است؟
بله، همه مشکلات مانند زنجیر به هم وصل می شوند و مسائلی را پدید می آورند. از این نظر فکر می کنم معضلات موجود مربوط به مدیر خاصی نیست و خیلی ریشه دارتر از این حرف ها است و باید سیاستگذاران کلان هنر مملکت بنشینند و فکری به حال این شرایط بکنند.
 

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/1954/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو