تاملی به جایگاه هنر در جامعه ای تقلیدگرا

قد کشیدن فرومایگی!

قد کشیدن فرومایگی!
calendar سه شنبه 17 اسفند 1395 در 17:23
به بهانه عدم قانون مندی «کپی رایت» در کشورمان هر نوع دزدی هنری و رسانه ای از مطلب و نوشته و اثری هنری به دفعات در حال رخ دادن است و به دلیل قحطی خلاقیت در عرصه آفرینش، راحت ترین امر ممکن «تقلید» و یا جابجایی آفریده های ادبی و هنری به نامی دیگر و تحت «برچسب های جعلی» است!

سرویس تئاتر «آینه نیوز»- مرتضی اسماعیل دوست: مبحث «کپی کاری» در هر حوزه ای و به خصوص در عالم «رسانه» و «هنر» که نیاز به آفرینش خلاقانه در آن بسیار مهم و مشهود می باشد جای به طرح درآوردن نظرگاهی اساسی دارد چنان که به بهانه عدم قانون مندی «کپی رایت» در کشورمان هر نوع دزدی هنری و رسانه ای از مطلب و نوشته و اثری هنری به دفعات در حال رخ دادن است و به دلیل قحطی خلاقیت در عرصه آفرینش، راحت ترین امر ممکن «تقلید» و یا جابجایی آفریده های ادبی و هنری به نامی دیگر و تحت «برچسب های جعلی» است! این نکته را محفوظ بدارید تا به یک مفهوم عمیق اشاره نمایم که تقلید و کپی کاری از فقدان آن رخ می دهد و آن «عدم برخورداری از اخلاق هنری» است که متاسفانه بارها مصائب ناگواری را برای خلاقان هنری پدید آورده و هر بار شاهد گونه ای از شکل ناصواب «بی حرمتی» در عرصه فرهنگ و هنر و رسانه هستیم. چنان که نویسنده و منتقد و مترجم و هر خالق اثر هنری براساس ذوق و توانایی خود و با صرف زمانی ارزشمند موجب تبدیل ماده ای خام به موجودی قابل می شود اما درمی یابد که به راحتی زحمات بسیارش مورد سوء قصد دیگران قرار گرفته و به غارت برده می شود. تازه ترین نمونه رخ داده از این رفتار شوم را می توان در پی نوشته اخیر اصغر نوری؛ نمایشنامه‌ نویس، مترجم، کارگردان و مدرس تئاتر مشاهده کرد که از عدم توجه یک کارگردان در حوزه تئاتر برای به صحنه بردن متن ترجمه شده ای از وی بدون اجازه اش گلایه داشت.

از قرار معلوم نمایشنامه ارزشمند «کافه پولشِری» نوشته الن وتز که چند سال پیش با ترجمه اصغر نوری به همراه یکسری از آثار مونولوگ دیگر توسط نشر «نیلا» به بازار آمده بود بدون اجازه مترجم توسط کارگردانی به صحنه رفته است و همین مساله موجب نگارش متنی انتقادی از سوی مترجم این نمایشنامه در فضای مجازی شده و اصغر نوری که در کارنامه اش ترجمه نمایشنامه های نویسندگان مطرحی چون «پی یر ژان» و «ماتئی ویسنی ‌یک» و «فرناندو آرابال» به چشم می خورد، طی مطلبی در فضای مجازی نوشته است:«مجوز اجرای کافه پولشری را به خانم الهام پاوه ‌نژاد داده ‌ام و قرار است این نمایش با بازی و کارگردانی ایشان فروردین 96 در کافه تریای تئاتر شهر اجرا شود. صبح روز شنبه 14 اسفند، متوجه می ‌شوم که خانمی به اسم مریم جعفری می ‌خواهد نمایشنامه «کافه پولشری» را از 16 اسفند در کافه اداره تئاتر اجرا کند. قبلا هیچ تماسی با من نگرفته ‌اند و مجوزی نگرفته‌ اند. در اینسناگرام پوستری کار کرده‌اند که حتی اسم گرافیست هم رویش هست و خبری از اسم مترجم نیست. همان قصه همیشگی. اسم مترجم جا زیاد می‌ گیرد یا این که کلا فراموش می‌شود! می ‌روم به اداره تئاتر تا اعلام کنم این گروه بدون مجوز من نمی ‌تواند «کافه پولشری» را اجرا کند. این ها را که به آقای اکبری ‌نسب، مسئول اجرایی اداره تئاتر توضیح می ‌دهم، خود خانم کارگردان هم تشریف می‌ آورند. از در عذرخواهی وارد می ‌شوند که ما می‌ خواستیم به شما زنگ بزنیم و دعوت کنیم اجرا را ببینید! چه ترجمه خوبی کرده‌اید! اصلا نمی ‌دانستیم باید از شما اجازه بگیریم! حرف ‌هایم را برای ایشان هم تکرار می ‌کنم و توضیح می ‌دهم که به لحاظ اخلاقی نمی ‌توانم تا قبل از اجرای خانم پاوه ‌نژاد به کس دیگری مجوز بدهم و اساسا با توجه به قرارداد بین من و خانم پاوه‌ نژاد، این کار غیرقانونی است. پیشنهاد می‌ کنم زمان اجرایشان را تغییر دهند. تا لحظه آخر خانم کارگردان و آقای اکبری‌ نسب اصرار می کنند تا شاید راهی پیدا شود. از نظر من راهی نیست. همه حرف هایم را در نامه‌ ای برای مدیر اداره تئاتر، آقای علی ‌اصغر راسخ‌ راد مکتوب می ‌کنم و بیرون می ‌آیم. بعد از ظهر یکشنبه 15 اسفند، خبردار می‌ شوم که خانم مریم جعفری به شورای نظارت مرکز هنرهای نمایشی مراجعه کرده ‌اند و متن «کافه پولشری» را طبق ادعای خودشان با ترجمه دیگری به شورا ارائه داده‌اند! یعنی ظرف یک روز کس دیگری این متن را برایشان ترجمه کرده و باز ظرف یک روز مانده به اجرا، قرار است بازیگرشان متن تازه را برای اجرا حفظ کند! کسی که همچین دروغی می ‌بافد، مسلما خبر ندارد که متن «کافه پولشری» نزدیک به چهل سال پیش فقط یک بار در یک مجله فرانسوی چاپ شده و به هیچ صورت دیگری در دسترس نیست، نه کتاب، نه در اینترنت. تا جایی که می ‌دانم این نمایشنامه به انگلیسی و دیگر زبان ‌های اروپایی ترجمه نشده است...»

این نوشته مترجم «کافه پولشری» در واقع بخشی از فضای تاسف آور و دلسردکننده امروز برای فعالان خلاق عرصه فرهنگ و هنر و رسانه می باشد و نشانه ای از زیر سوال رفتن ارزش های هنری در جامعه ایرانی است که به دور از درک تلاش هایی که یک نویسنده و هنرمند خلاق در شاخه های مختلف هنری صورت می دهد، به راحتی اقدام به یغماگری رهیافت فکری و نگاه هنرمندانه وی کرده و در نهایت هم نهایت رذالت خود را نمایان ساخته و نه تنها در مقام عذر و فهم گناه خود برنیامده بلکه لباس هنرمندی به تن کرده و چنان ژست گرفته و در مجالس کافه ای سخن باب می کند که گویی همه مکاتب و سبک ها و جریان های هنری را از سر گذرانده و در مقام تئوریسین و یا آفریننده هنری قابل تقدس است! شرایط فوق جدا از وجه رفتار متظاهرانه اش در سطح جامعه و در ارتباطات هنری، نشان دهنده عدم همت و توجه متولیان فرهنگی مبنی بر حفاظت و حراست از سرمایه اندیشه و ذوق هنری هنرمندان است که این خود دردی عظیم تر می باشد. پایان نمایشنامه «کافه پولشری» با حسرت جانکاه زنی کافه دار و رویاپرداز به اتمام می رسد که همه آمال و آرزوهای به نقش درآمده در جهان تنهایی اش را در مقابل سقوطی عظیم، از دست رفته می بیند اما امید است که جهان یافته های هنرمندان هیچ گاه دچار درد چپاول نشود.

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/1842/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو