سعید سهیلی کارگردان «گشت ارشاد۲»:

جشنواره فجر به درد فیلمسازهایی مثل من نمی­ خورد!

جشنواره فجر به درد فیلمسازهایی مثل من نمی­ خورد!
calendar دوشنبه 18 بهمن 1395 در 17:19
«جشنواره به هیچ وجه به درد فیلمسازهایی مثل من نمی­ خورد. فیلم‌هایی مثل «گشت ارشاد ۲» چوب و هیزم و کنده خاکستر می‌شوند. اما هیچ سودی نمی‌برند.»

سعید سهیلی (متولد ۱۳۳۸) از باسابقه ­ترین فیلمسازان حاضر در این دوره جشنواره است. او کارش را در سال ۷۵ با نوشتن فیلمنامه «طوفان شن» آغاز کرده و در ادامه چند فیلم در در ژانر دفاع مقدس کارکرده است، از جمله فیلم‌های او می‌توان به «مردی شبیه باران» و «مردی از جنس بلور» اشاره کرد. او در یک دهه اخیر بیشتر به ساخت آثار تجاری گرایش داشته از جمله «چهارچنگولی»، «ازدواج در وقت اضافه» و «گشت ارشاد». سهیلی در جشنواره امسال قسمت دوم «گشت ارشاد» را ساخته است و در این باره می‌گوید که سعی کرده یک‌بار برای همیشه ثابت کند که می‌توان فیلم دنباله‌دار ساخت که بهتر یا هم سطح با قسمت اول باشد. در ادامه گفت‌وگوی ما را با سعید سهیلی می‌خوانید.

با توجه به این‌که دنباله‌سازی در ایران چندان موفق نبوده است، چه انگیزه‌هایی باعث شد که قسمت دوم «گشت ارشاد» را بسازید؟

در کشورهای خارجی قسمت­ های اول معمولا نسبت به قسمتهای دوم موفق­ تر بوده‌اند. در سینمای ایران هیچ فیلمی نداشتیم که دنباله­ هایش موفق و قابل تامل باشد؛ هم از نظر گیشه هم در نظر منتقدان. خیلی‌ها پیشنهاد کردند تا قسمت دوم فیلم «چارچنگولی» را بسازم با توجه به این‌که این فیلم به‌شدت طنز-موقعیت بود، دو برادر داستان را (رضا شفیعی جم، جواد رضویان) را هر جا می­ بردیم می‌توانستیم داستان را ادامه بدهیم اما زیر بارش نرفتم. خیلی­ ها تشویقم کردند اما من قبول نکردم. الان هم مخالفم، با این‌که خودم قسمت دوم را ساختم. «گشت ارشاد ۲» را با این نیت ساختم که یک‌بار برای همیشه ثابت کنیم که می‌توان دنباله‌ای هم‌وزن یا قوی‌تر از قسمت اول یک فیلم ساخت. هر چند چه جواب بدهد و چه ندهد باز هم موافق دنباله‌سازی نیستم چرا که یک شیرینی به کام تماشاگر آمده است و نباید تلخش کنیم.

شخصیت‌های داستان‌های شما بیشتر با عصبانیت و خشونت با یکدیگر و محیط اطراف برخورد می‌کنند. از«مردی شبیه باران» گرفته تا «سنگ کاغذ قیچی» و... این خشونت را که در بیشتر فیلم‌های شما وجود دارد، در سطح جامعه می­ بینید یا به عوامل دیگری بستگی دارد؟

هر کارگردانی که فیلمی می‌سازد درست است که قصه را روایت می‌کند اما به بهانه روایت، درون و روح و باطنش را به شکل کاملا برهنه عرضه می­ کند. من ادعا می‌کنم که اگر یک فیلم ببینم می‌توانم تشخیص دهم که بیمار است یا سالم، نرمال است یا نه. معتقد است یا بی­ اعتقاد یا صادق است چرا که هر فیلمی ذات فیلمساز را به تماشاگر نشان می­دهد. اگر فیلم را می­ بینید که خشن است، بدانید که خشونت را در گذشته فیلمساز در محله و کوچه فیلمساز باید جست‌وجو کرد. مثلا اگر فیلمی ریتم کندی دارد باید سرنخ­ هایش را در دنیای واقعی فیلمساز پیدا کنیم و به همین ترتیب اگر طنز است. معتقدم که فیلمسازی مثلا در یک کوچه بن‌بست به‌دنیا آمده یا در ‌کوچه‌ای باز، دو شخصیت متفاوت خواهد داشت. و همچنین اگر در روستا یا شهر باشد شخصیتی دیگری خواهد داشت. قطعا اگر خشونتی است یا هجومی وجود دارد، باید بدانید که به ذهنیت و زندگی کارگردان بر می­ گردد. در واقع ناشی از نوعی اعتراض است.

در فیلم­ های شما اغلب شخصیت‌ها در حد تیپیکال هستند. برای مثال در فیلم «مردی شبیه باران» شخصیت منصور(ابوالفضل پورعرب) کاملا فردیت و شناسه متمایزی دارد اما در «گشت ارشاد» شخصیت‌های تک‌بعدی و تیپیکال بودند، هر چند که برای مخاطب عام این اتفاق جذاب است. آیا در «گشت ارشاد ۲» شخصیت‌های پرداخت‌شده‌تری را می‌بینیم؟

برخی فیلم‌ها بر مبنای شخصیت جلو می‌روند و برخی بر مبنای موقعیت و حادثه. همه فیلم‌هایم بر مبنای قصه و حادثه بوده‌اند و براساس شخصیت‌ها پیش نرفته‌اند. ریل حرکت فیلمساز بر اساس حوادث است. در همه فیلم‌هایم روایت بر اساس حادثه و قهرمان و البته بر اساس شخصیت‌پردازی پیش‌رفته است. مثلا شخصیت داستان‌های من بی‌خود و بی‌جهت به دیوار لگد نمی‌زنند. بیخود یقه کسی را نمی‌گیرند و... انگیزه‌هایشان مشخص است. شخصیت‌پردازی یعنی دلایل به‌درستی پرداخت شود.

در «گشت ارشاد ۱» واکنش‌های صریحی نسبت به معضلات داشتید. در «گشت ارشاد ۲‌« این موضع صریح چه تغییر کرده است؟

قرار نیست که شخصیت‌های پنج سال پیش با شخصیت‌های الان یکی باشند. من که آدم پنج سال پیش من نیستم. شما هم آدم پنج سال پیش نیستید. قطعا موضوعات دیگری را دنبال می‌کنید. در واقع طبق موقعیت‌هایی که در داستان به‌وجود آمده، جهان‌بینی و کنش‌ و‌ واکنش‌هایشان نسبت به پنج سال قبل تغییر کرده است.

مهم‌ترین نقاط قوت شما این است که بازی‌ها در فیلم هایتان جذاب و باورپذیر ارائه می‌شود. برای مثال «در گشت ارشاد» پولاد کیمیایی نسبت به پرسونایش در فیلم‌های مسعودکیمیایی کاملا تغییر کرده و گوشه‌ای دیگر از استعدادش دیده شد. در مورد حمید فرخ‌نژاد یا ساعد سهیلی که به‌خوبی استعدادش را ثابت کرده هم این مسئله صدق می‌کند .شیوه تمرین‌هایتان چطور است؟

هر کارگردانی برای کار کردن با بازیگران شگرد خاص خودش را دارد و در طول زمان به یک راهکار دست پیدا کرده است. مثلا کارگردانی سعی می‌کند که دیر کات بدهد تا پلان تمام نشود و از بازی نکردن بازیگر استفاده خیلی خوبی کرده باشد. شیوه‌ای که من سعی کردم این بود که بازیگرها را با شخصیت‌های نقش‌هایی که قرار بود ایفا کنند رفیقشان می‌کنم. اولین کارم این است که ساعد سهیلی حسن شود، پولاد کیمیایی عطا شود و... در اولین فیلمم برای ابوالفضل پورعرب، طراحان، لباس تنگ رزمی و شلوار شش جیب و چکمه‌های بلند طراحی کرده بودند که حالتی حماسه به وی داده بود. گفتم چقدر خوش تیپ شده! ولی برای فیلم ما مناسب نیست. لباس‌ها را در آوردیم. لباس خاکی به پورعرب دادم. طوری که شلوار در تنش گریه می‌کرد و پیراهن هم زار می‌زد! گفتم قهرمان و فرمانده نمی‌خواهم بلکه من اسیر می­خواهم. منصور قاسمی هستی؛ یعنی یک بسیجی که باید تحقیر شود. وفتی این‌ها را تنش کرد یک آدم دیگر شد و در واقع هویت دیگری پیدا کرد و طبعا در بازی‌اش هم تاثیر قابل توجهی پیدا کرد.

آیا بعد از حواشی «گشت ارشاد۱» محافظه‌کار شده‌اید؟ هرچند در مصاحبه­ ها به نظر می‌رسد اهل عقب‌نشینی نیستید.

باید ببینم آدم‌ها از چه جنسی هستند. هر کدام از ما جنس­های مختلفی داریم. بعضی آدم‌ها شبیه پنبه هستند. برخی شبیه کاغذ. برخی شبیه آتش و برخی شبیه خاک. آدم‌هایی که شبیه شیشه هستند بلوری و زلال هستند، وقتی آن‌ها را می‌شکنیم تیز‌تر می‌شوند و هر تکه‌اش می‌تواند زخم ایجاد کند. به یک نفر اگر سیلی بزنید ممکن است بچه مثبت‌شود و از همه اجازه بخواهد. اما یک نفر هست که اگر به او سیلی بزنید کلاس را به هم می‌ریزد. می‌خواهم تاکید کنم از ایده‌آل‌هایم عقب نشینی نمی‌کنم. از تنش‌ها دوری می‌کنم. اما از طرفی دیگر اهل آجان‌کشی و اجازه‌گیری نیستم.

در جشنواره امسال برخی فیلم‌ها مرز بین مخاطب خاص و عام را رعایت می‌کنند اما یک سری فیلم‌ها به طور مستقیم برای گیشه ساخته شده‌اند. به‌نظر من چون ویترین سالانه است باید تنوع ژانر داشته باشد. اما همواره فیلم‌هایی مثل «گشت ارشاد ۲» یا «خوب، بد، جلف» مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند. نظرتان چیست؟

باید همه فیلم‌ها را ببینیم. معتقدم سینمای ما و نیز ویترین جشنواره از همه گونه­ ها و از بهترین‌هایش پر شود. فیلم‌هایی مثل «گشت ارشاد ۲» تنور جشنواره را داغ کرده‌اند. در تمام وزارت ارشاد و فرهنگ، بنیاد فارابی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، حوزه هنری و هر ‌سازمان دولتی و غیر دولتی نمی‌توانید پیدا کنید که یک ریال به من کمک کرده باشد. اگر سینماگر مستقلی باشد که هیچ‌وقت از جایی پول نگرفته و آبشخور تفکر سیاسی نیست، آن من هستم. خیلی‌ها ادعای دارند که فیلمساز مستقلی هستند اما از هزار جا پول و سفارش می‌گیرند. من به این ایده‌آل فکر می‌کنم که از چرخه سالم سینما ارتزاق کنم. درباره جشنواره؛ جشنواره به هیچ وجه به درد فیلمسازهایی مثل من نمی­ خورد. فیلم‌هایی مثل «گشت ارشاد ۲» چوب و هیزم و کنده خاکستر می‌شوند. اما هیچ سودی نمی‌برند. سودش را فیلم‌های یخچالی، سرد و کند کسالت‌بار می‌برند. قانون نانوشته است که داوران ما نسبت به فیلم‌هایی که پتانسیل فروش بالا داشته باشند اصلا کسر شأنشان است که به عواملش جایزه بدهند. جشنواره­ ها دنبال فیلم­ هایی مثل «گشت ارشاد۲» هستند تا مردم دوباره از آن‌ها استقبال کنند و صف جشنواره را شلوغ کنند. اگر یک بازیگر بهترین بازی را در فیلمی تماشاگرپسند ارائه کند، چشمانشان را می‌بندد و داوران ما توجهی به آن نمی‌کنند. در حالی که خنداندن تماشاگر در تمام دنیا سخت‌تر از ایجاد گریه، عصبیت و ترس است. حس می‌کنم که حرف شما درست است و در واقع نسبت به فیلم های ما بی‌مهری می‌شود و با این‌که چراغ سینما روشن نگه می‌داریم ،اما مورد بی‌توجهی قرار می­ گیریم.

صبا

telegram instagram twitter email print chain

http://ainenews.ir/fa/news-details/1565/

chapta

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نقد

تبلیغات

یادداشت

گفتگو